زمان مطالعه: ۲۰ دقیقه
نگاهی به ۱۲ فیلم برتر ژانر جنایی/گنگستری تاریخ سینما
شناخت ژانر، یکی از ملزومات بحث و گفت و گو در مورد آن ژانر است. سینمای امروزی مخاطبینی را به خود می بیند که بدون توجه به ژانر فیلم، به نقد و بد گویی از فیلم می پردازند و وقتی با نقد یک صاحب نظر در مورد آن مواجه می شوند و متوجه ی ابعاد مثبت فیلم می شوند، بدون منطق و دلیل شروع به جبهه گیری و کوبیدن فیلم می نمایند. این نکته یک وجه مثبت و یک وجه منفی دارد. وجه منفی آن که پایه و اساس مخالفت با فیلمی آن است که ابتدا اثر را در ساختار و چارچوب ژانر خود بررسی نماییم. چارچوب مشخصی که مخاطب از ژانر درام در ذهن خود تداعی می کند با فیلم حماسی متفاوت است. نکته ی مثبت آن اینست که یکی از ارکان اصلی سینما یعنی مخاطبین با بحث و گفت و گو و بیان اظهار نظرات شخصی باعث به وجود آمدن جوی پویا و منفعل در سینما می شوند و چه بسا فیلم هایی که حتی نام شان به گوشتان نخورده بود ولی به دلیل تعریف و تمجید اطرافیان به تماشای آن نشسته اید. با هم در این مطلب قصد داریم تا نگاهی به ژانر جنایی بی افکنیم. این ژانر که در ارتباط تنگاتنگ با درام قرار دارد همان طور که از اسمش پیداست، اثری خنده دار یا ترسناک نیست.
فیلم هایی که به این ژانر تعلق دارند دارای دسته بندی های مختلفی از جمله Mob ، Noir و ... هستند. ویژگی اصلی این ژانر حضور فاکتوری به نام جنایت سازمان دهی شده یا کینه توزی های شخصی و یا جاه طلبی افراد است. نقطه تمرکز بسیاری از آثار جنایی سینمای بین الملل پیرامون مباحث مافیایی متمرکز شده است. در سال 1906 فیلمی تحت عنوان The Black Hand اکران شد که به عقیده ی بسیاری، یکی از اولین آثار جنایی ساخته شده ی سینماست. بعد از آن در سال 1912 فیلمی به کارگردانی D.W Griffith با نام The Musketeers of Pig Alley ساخته شد که در واقع فیلم کوتاهی در باره ی جنایت های شهر نیویورک بود. ساخت آثار جنایی در قالب فیلم های صامت تا 1930 میلادی ادامه داشت تا آن که با روی کار آمدن بحرانی به اسم رکود بزرگ قرن بیستم زمینه ی ساخت آثار جنایی بیش از پیش قوت گرفت. این رکود که یک دهه پیش از شروع جنگ جهانی دوم گریبان دنیا را گرفت به علت وضعیت بحرانی اقتصادی مردم در جهان بود.
در همین دوران بود که سه پدرخوانده ی معروف این ژانر یعنی سزار کوچک، دشمن عمومی و صورت زخمی برای اولین بار در سینما روح تازه ای به ژانر جنایی بخشیدند. از جمله ویژگی های بارز این ژانر می توانیم به جدال بین دزد و پلیس، آدم ربایی، دسته های خلافکاری موسوم به گنگستر ها و ... اشاره کنیم. رفته رفته توجه ی کارگردانان به ساخت آثاری با چارچوب جنایی بیشتر شد و دسته بندی هایی از جمله فیلم نوآر به ژانر جنایی و درام افزوده گشت. واژه ی نوآر «Noir» کلمه ای فرانسوی به معنای سیاه است. فیلم های نوآر علاوه بر جنایی بودن خود، از برخی تکنیک های منحصر به فرد خود علی الخصوص در فیلم برداری بهره می برند و به قدری کامل هستند که بسیاری آن ها را یک ژانر مجزا از ژانر جنایی به حساب می آورند و برخی نیز معتقدند که این دو در تقابل تنگاتنگ با یکدیگر معنا می یابند. از جمله شاخص ترین آثار نوآر سینما می توان به The Big Sleep با هنرنمایی بازیگری افسانه ای به اسم هامفری بوگارت اشاره کرد. حال که مقدمه ای از ژانر جنایی و گنگستری را با هم مرور کردیم، نگاهی به بهترین فیلم های این ژانر می افکنیم. با ذکر این نکته که آثار رو به رو صرفاً یک گلچین از بهترین های ژانر هستند در نتیجه اگر فیلم دیگری وجود دارد که در لیست نام آن را نمی بینید علت بد بودن فیلم نیست. در این پست صرفاً سراغ فیلم هایی رفته ایم که چارچوب اصلی آنها جنایی بودن آن هاست. پس اگر سخنی از فیلم های Ocean یا The Silence of the Lambs به میان نیامد تعجب نکنید چرا که این دسته از آثار در هنگام دسته بندی چند شاخه را شامل می شوند، ولی آثار زیر مستقیماً با ژانر جنایی در ارتباطند.
»» برای ورود به صفحه ی دانلود فیلم ها برروی اسم فیلم ها کلیک کنید. 12.Lock, Stock and Two Smoking Barrels
ضامن، قنداق و دو لوله تفنگ شلیک شده، اثری جنایی محصول 1998 به کارگردانی گای ریچی است. او با ساخت این فیلم نشان داد که چه میزان تفکر اصولی را در سینما مبنای کار خود قرار می دهد. شاخصه ی اصلی این فیلم حضور چند خط داستانی در آن است و هر لحظه ی آن مملو از هیجانات و اتفاقات غیر قابل پیش بینی است. شخصیت پردازی مطلوب فیلم به گونه ای رقم خورده که انتظار هر کاری را از هرکدام از شخصیت ها خواهید داشت. از جمله بازیگران این فیلم می توان به جیسون فلمینگ، دکستر فلچر و نیک موران اشاره کرد ولی در این بین جیسون فلمینگ یکی از به یادماندنی ترین ایفای نقش های تاریخ سینما را برای تان به ارمغان خواهد آورد. فیلم ضامن، قنداق و دو تفنگ شلیک شده یکی از آثار شاخص سینمای بریتانیا به شمار می رود. این سینما تا کنون آثار خوب بسیاری را به جهان معرفی نموده که علاوه بر فیلم مذکور می توانیم به فیلم هایی چون The Krays ، Legend و The Long Good Friday اشاره کنیم. با نزدیک شدن به دهه ی 90 میلادی ژانر درام و جنایی سینمای بریتانیا نیازمند چهره هایی بود که بتوانند روح تازه ای به آن بدمند. افرادی چون گای ریچی و متیو وان دو تن از زبده ترین این افراد بودند که با درایت خود توانستند علاوه بر ژانر جنایی ، در ژانر های دیگر نیز آثار قابل قبولی بسازند. فیلم در نگاه اول بیشتر از آن که جنایی به نظر بیاید، اثری کمدی است. کمدی بدین معناست که شروع تلخ و پایان خوش مد نظر است. اما با این حال فیلم از المان های خشونت آمیزی بهره می برد که کمتر فیلمی در آن دوره جرئت نزدیک شدن به آن ها را داشته است.

زمانی که برایان سینگر جوان شروع به ساخت فیلم کرد انتظار موفقیتی این چنین را از فیلم خود نداشت. متن فیلم نامه ای که کریستوفر مک کوآری برای اثر آماده کرد بدون شک یکی از بدیع ترین و سرراست ترین فیلمنامه های ژانر جنایی لقب می گیرد. فیلم در بین منتقدین هم نمرات مثبت به خود می بیند و هم نمرات منفی. در این بین راجر ابیرت منتقد سرشناس هالیوود به فیلم از چهار نمره 1.5 داد. بعد از نقد او نه تنها میزان تمایل مخاطبین به تماشای فیلم کاهش نیافت بلکه یک انگیزه برای تماشای آن شد. این فیلم یکی از 100 فیلم برتر تاریخ سینما لقب گرفته و علاوه بر بررسی آن در قالب جنایی می توانیم آن را یکی از معمایی ترین فیلم های سینمای معاصر قلمداد نماییم. داستان فیلم بصورت فلش بک بین گذشته و زمان حال به بررسی جنبه های مختلف پنج خلافکار می پردازد. یک رستوران دار، یک افلیج و یک تعمیر کار اتومبیل با همکاری دو تن دیگر دست به طراحی و عملیاتی کردن یک نقشه ی خرابکارانه می زنند. کوین اسپیسی با حضور در این فیلم یکی از به یادماندنی ترین نقش های تاریخ سینما یعنی وربال کینت را تجسم بخشید و باعث شد همواره وقتی به سراغ رتبه بندی بازیگران معاصر سینما و تلویزیون می روید نامی از کوین اسپیسی را ببینید. فیلم با پایان خود شما را در برهوتی از سوالات مختلف رها می کند و به قدری بی رحمانه این کار را انجام می دهد که دوست دارید بارها و بار ها به تماشای آن بپردازید.
10.Once Upon A Time In America

امکان ندارد عاشق سینما باشید ولی نام سرجیو لئونه به گوش تان نخورده باشد. کارگردان ایتالیایی که فیلم هایش برای بسیاری از ما ایرانیان خاطره انگیز و به یادماندنی بوده اند. این شخص که بسیاری او را ابداع کننده ی سبک وسترن اسپاگتی می نامند، یکی از شاخص ترین کارگردان های تاریخ سینما بوده است. فیلم های این شخص که عمدتاً درون مایه ای خشن و جنایی دارند، همواره مورد نقد و توجه ی بسیاری از سینما دوستان بوده اند .روزی روزگاری در آمریکا یک شاهکار است. فیلمی که اولین شرط ساخته شدن آن این است که سرجیو لئونه باشید. این فیلم چهار ساعت و نیمه با زحمت بسیار کم توانست به عنوان یکی از شاخص ترین آثار ژانر جنایی تاریخ سینما لقب گیرد. بر خلاف بسیاری از آثار یاد شده در این لیست، اثر مذکور روایتی آرام و پله پله ای را درپیش می گیرد و به هیچ عنوان عجله ای از خود در به تصویر کشیدن داستان فوق العاده اش نشان نمی دهد. تک تک سکاسن های فیلم به اندازه ای که نیاز دارند، شرح و بسط داده می شوند تا چیزی برای تماشا و لذت بردن از مخاطب دریغ نشود. سرجیو لئونه فیلم را در دوره ای کارگردانی کرد که اکثر هنرمندان و کارگردان های سینمایی به دنبال ساخت آثاری با ساختار سریع و اکشن بودند. اگر سینمای سرجیولئونه را دنبال کرده باشید متوجه می شوید که این شخص همواره یکی از مخالفان عجول بودن در روایت داستان هاست. علاوه بر فیلم مذکور، اثری به نام روزی روزگاری در غرب نیز یکی از شاخص ترین آثار سینمای وسترن به شمار می رود و گواهی بر حرف ماست. او در آثار خود به دنبال جلب رضایت همگان نیست ؛ آثار سرجیو لئونه بیش از آن که به سمت مخاطب حرکت کنند، مخاطب را به سمت خود می کشانند و این یکی از شاخصه های بارز کارگردان های تراز اولیست که امروزه در سینما تعداد شان انگشت شمار می باشد. آن دسته کارگردان هایی که به خاطر چند دلار بیشتر، کیفیت را فدای کمیت نمی کنند !
فیلمی که در ایران با نام شاهین مالت شناخته می شود، اثری به نویسندگی و کارگردانی جان هیوستون محصول 1941 میلادی و با ایفای نقش هامفری بوگارت، مری آستور و گلیدیس جورج می باشد. بسیاری ، این فیلم را سرآغازی بر ژانر نوآر می دانند. داستان فیلم در باره ی یک کارآگاه خصوصی است که در پی دنبال کردن پرونده ای ، با سه مجرم عجیب و غریب مواجه می شود که در تلاش برای دزدیدن یک مجسمه هستند. جان هیوستون افسانه ای، از آن دسته کارگردان ها و بازیگرانی بود که تقریباً فیلم نامه ی تمام آثاری که کارگردانی کرده را خودش نوشته است. این فیلم اما بر اساس رمانی با همین نام به قلم ساموئل هَمِت ساخته شده است. جان هیوستون 15 بار نامزدی اسکار و چندین جایزه ی دیگر را در کارنامه ی خود دارد. حرکات دوربین استفاده شده در این فیلم از دوران خود بسیار جلوتر بوده است. به عنوان اولین تجربه ی ساخت یک اثر نوآر، جان هیوستون به خوبی توانسته از پس تکنیک های مورد نیاز ساخت آن بر آید. نکته ی دیگری که شما باید درمورد فیلم مورد توجه قرار دهید این است که با ندیدن آن لذت تماشای هنرنمایی هامفری بوگارت را از خود دریغ کرده اید.

سگ های انباری یا اسم مشهورتر آن، سگ های سگ دانی به احتمال زیاد بهترین و باشکوه ترین فیلم مستقلی است که تاکنون در سینما ساخته شده است. تکنیک نشان دادن خشونت در این فیلم که همگان آن را مدیون کارگردانی به نام تارانتینو هستیم، سرمشق بسیاری از آثار بعد از خود قرار گرفته است. این فیلم که تنها با بودجه ی 1.2 میلیون دلاری ساخته شده، در واقع تمرکز خود را برروی جنبه ی جنایی قرار نمی دهد. فیلم بیشتر از آن که بخواهد مقید به چارچوبی به نام ژانر باشد، تلاش می کند تا داستانی منحصر به فرد را به مخاطب ارائه دهد. به دلیل بسیاری از مشکلات مالی، تارانتینو که معرف حضور همگان است، نتوانست آن طور که باید از جنایت هایی که در ذهن داشت فیلم برداری نماید اما با این حال، اثر مذکور یکی از شاخص ترین فیلم های ژانر جنایی است. خوی سرکش فیلم که تماماً خلاف جهت جریان جنایی بودن به پیش می رود، در عین حال که از چارچوب خود دور می شود، شتابان به سمت آن در حرکت است.
7.Fargo

فیلمی محصول 1996 میلادی، اثری ساخته ی برادران کوئن در سبک کمدی سیاه است. کمدی سیاه یکی از زیرشاخه های ژانر کمدی است که در آن به موضوعاتی از جمله مرگ، تجاوز و خشونت پرداخته می شود. فارگو در شصت و نهمین جشنواره اسکار نامزد کسب هفت جایزه شد و توانست دو جایزه ی بهترین فیلم نامه اورجینال و بهترین بازیگر نقش اول زن را به دست آورد. فیلم همچنین در جریان مراسم بفتای آن سال توانست جایزه کسب نماید و در شمار بهترین آثار جنایی تاریخ سینما قرار گیرد. فضای برفی به تصویر کشیده شده در فیلم تماماً برای سرپوش نهادن به عمق تاریکی حاضر در داستان فیلم است. اثر مذکور را به جرئت می توان یکی از بهترین ساخته های برادران کوئن به حساب آورد. فارگو را دقیقاً نمی توان به چارچوب خاصی مقید ساخت. فیلم مذکور به همان میزان که خشن است، شاد و خنده دار ساخته شده و هیچ ترسی در به تصویر کشیدن چند ژانر مختلف در یک داستان ندارد .
ادامه در صفحه ی بعد

فیلم The Departed بدون شک یکی از به یادماندنی ترین آثار سینماست. فیلمی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و ایفای نقش گلچینی از بازیگران نامی سینمای معاصر از جمله جک نیکلسون افسانه ای، لئوناردو دیکپریو، مت دیمون و مارک والبرگ که همگی زیر سایه ی موسیقی متنی به وسعت جهان هاوارد شور به ایفای نقش می پردازند. فیلم اثری قابل تحسین و شایسته محصول 2006 میلادی است. این فیلم که بیست و نهمین ساخته ی اسکورسیزی به شمار می رود، اقتباسی از فیلم روابط شیطانی یا Infernal Affairs می باشد. این فیلم که با بودجه ی 90 میلیون دلاری ساخته شده توانست در آخرین روزهای اکرانش به فروشی معادل 280 میلیون دلار دست یابد. اگر جک نیکلسون را از تیم بازیگری این فیلم فاکتور بگیریم، اثر مذکور همچنان دارای ایفای نقش هایی پخته و کارشده است. بازیگران تا حد امکان سعی کرده اند از زیر سایه ی این اسطوره ی بازیگری خارج شوند و می توان به کارگردان فیلم بابت دریافت چنین ایفای نقشی از بازیگران خود تبریک گفت چرا که همگان در نقش خود فرو رفته اند و در نهایت باعث خلق اثری شده اند که در بسیاری از محافل سینمایی از آن با احترام یاد می شود. تم تاریک و غم انگیزی که بر سراسر فیلم سایه افکنده باعث شده با اثری سرد و بی رحم رو به رو باشیم که هر لحظه ی آن می تواند برای بیننده مملو از هیجانات و اتفاقات شوکه کننده باشد.
جمعه ی خوب طولانی یک فیلم دلنشین دیگر مافیایی و جنایی محصول 1980 به کارگردانی جان مکنزی می باشد. از جمله بازیگران آن می توان به باب هاسکینز، هلن میرن، ادی کنستانتین و پل فریمن اشاره کرد. این فیلم که یکی دیگر از محصولات سینمای بریتانیاست یکی از شاخص ترین آثار ژانر گنگستری به شمار می رود. داستان فیلم گریزی به اتفاقات سال های آخر دهه ی 70 میلادی افکنده و به برخی مسائل از جمله نابسامانی های سیاسی، اقتصادی و فساد جوامع، گریزی زده است. این فیلم بنا به گفته ی پایگاه خبری انجمن فیلم سازان بریتانیا جزو 100 اثر برتر سینمای بریتانیا می باشد. فیلم به نوعی یک شرح حال از فعالیت گروه های خلافکاری دهه های 60 و 70 بریتانیا و آمریکا نیز به شمار می رود. گروه هایی که باهم در ارتباط بوده و دست به اعمال خلافکارانه ی بسیاری می زدند.
4.Scarface
صورت زخمی یکی از نقاط درخشان کارنامه ی هنری برایان دی پالما به شمار می رود و اثریست که بسیاری از سینما دوستان ایرانی آن را دیده اند. فیلم مذکور محصول 1983 اقتباس و بازسازی فیلمی با همین نام محصول 1932 میلادی ساخته ی هاوارد هاکس می باشد. این فیلم به داستان زندگی تونی مونتانا با ایفای نقش آل پاچینو می پردازد که یک پناهنده ی کوبایی است و در آرزوی تبدیل شدن به بزرگترین گنگستر دنیا به سر می برد. فیلم یک اثر با خشونت بسیار است. خشونت به کار رفته در فیلم تا آن سال نمونه ی مشابهی نداشته است و شاید یکی از علت های موفقیت فیلم، نزدیک شدن به چنین موقعیت ها و شکستن تابوهایی این چنین است که در این بین باید به برایان دی پالما بابت ساخت چنین اثری تبریک گفت. فیلم به علت خشونتی که در خود دارد اجازه ی اکران در برخی کشور ها را دریافت نکرد اما این محدودیت باعث نمی شود تا سینما دوستان جهان از تماشای آن لذت نبرده باشند. سخنان تونی مونتانا در باب مقوله ی بدی و تظاهر به خوبی یکی از به یادماندنی ترین سکانس های تاریخ سینماست. آل پاچینو با حضور در این فیلم بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفت و کارهای بیشتری به او پیشنهاد شد.

اگر حوصله ی سکانس های طولانی صحبت های مافیایی، سیاسی و اجتماعی را ندارید و صرفاً به دنبال یک اثر هیجان انگیز هستید این فیلم را نادیده بگیرید. اثر مذکور به کارگردانی مارتین اسکورسیزی یکی از شاهکار های سینمایی ژانر جنایی و گنگستری است. فیلم در نگاه اول از دیدگاه بسیاری از مخاطبین اثر آرام و حوصله سر بری است اما وقتی به ساختار دقیق فیلمنامه و پازل مانندی که ارکان آن با دقت بسیار کنار هم چیده شده اند نگاه کنیم، به یک طرح کلی از محصول بسیار پخته می رسیم . فیلم داستان زندگانی خلافکاری واقعی به نام هنری هیل است که از کودکی سودای خلافکاری را در ذهن می پروراند. جو پشی، رابرت دنیرو و ری لیوتا باهم در این فیلم باند خلافکاری را تشکیل می دهند که بعد از آن ها هروقت جمعی از بازیگران معروف در کنار هم فیلمی جنایی می سازند، مخاطبین یاد رفقای خوب اسکورسیزی می افتند. اگر چه رابرت دنیرو زمام تمام فیلم را برعهده دارد ولی تنها یک سکانس برای بیان قدرت بازیگری جو پشی کافی بود تا نشان دهد که به چه میزان بازیگر توانا و قادری است. سکانس سخن رانی این شخص در فیلم که حول دیالوگی با درون مایه ی «من چرا آدم جالبی ام؟» می گردد، یکی از به یادماندنی ترین سکانس های تاریخ سینماست. دیالوگ How am I Funny این شخص همواره به عنوان یکی از به یادماندنی ترین دیالوگ های تاریخ یاد شده است.
2.Chinatown
با افول ژانر نوآر در دهه ی 60 آثاری ساخته شدند که موج نئونوآر سینما را در دهه ی های 70 و 80 میلادی به راه انداختند. یکی از بارز ترین مثال های این دسته از فیلم ها اثری محصول 1974 به کارگردانی رومن پولانسکی و ایفای نقش به یادماندنی جک نیکلسون است. محصول 1974 ایالات متحده ، اثریست در ژانر جنایی معمایی/نوآر که کارگردان مشهور سالهای دور سینما یعنی Roman Polanski آن را ساخته و پرداخته کرد.فیلم مذکور آیینه ی تمام نمای مهارت پولانسکی در ساخت یک اثر جنایی نوآر بود. پولانسکی که ملیتی لهستانی دارد برای ساخت این فیلم به هالیوود سفر کرد و درنهایت با ساخت آن از خود الگویی برای دیگر کارگردانهای سبک معمایی از جمله دیویدفینچر ، برادران کوئن ، آرنوفسکی و دیگران به جای گذاشت و البته در موفقیت Chinatown و محبوبیت جهانی اش ، نقش ستاره ی بی بدیل تاریخ سینما ؛ "جک نیکلسون" بسیار چشمگیر بود.فیلمنامه ی اثرِ مذکور بیش از 180 صفحه بود که به همراه آن متنی اختصاصی از دیالوگهای شخصیت "گیتس" به آن ضمیمه شده بود و پولانسکی بسیاری از صفحات آن را نساخت. بااینکه فیلمنامه حذفیات داشت ولی به قدری معمایی بود که حتی کارگردان هم در برخی مواقع به شک می افتاد.شخصیت های Noah Cross و J.J Gittes که در فیلم حضور دارند رتبه ی 16 امین شخصیت های خوب و بد را از موسسه ی فیلمسازی آمریکا AFI دریافت کرده اند. این موسسه در سال 2005 لیستی از 100 دیالوگ برتر تاریخ را منتشر کرد که در آن دیالوگ "فراموشش کن جک ، اینجا محله ی چینی هاست" در رتبه ی 74 ام قرار داد بنیاد ملی فیلمسازی آمریکا بعد از واکاوی این فیلم از تمام زوایا برای توصیفش به واژه ی "شاهکار" بسنده کرد و از عوامل سازنده اش بخاطر شجاعتشان در ساخت چنین فیلمی تجلیل کرد.

وقتی از اینگمار برگمان بزرگ سوال شد که سینمای چه کسانی را دنبال می کند، یکی از افرادی که نام برد فرانسیس فورد کاپولا بود. شاید اگر این شخص نبود، هرگز نمی توانستیم پدرخوانده ای در سینما داشته باشیم. فیلم مذکور برای بسیاری از ایرانی ها به عنوان یکی از بهترین تجربیات سینمایی شان قلمداد می شود. فیلمی که اولین نسخه ی آن در سال 1972 توسط کمپانی فیلم سازی پارامونت اکران گردید اقتباسی از رمانی با همین نام نوشته ی ماریو پوتزو می باشد. همان طور که می دانید این فیلم بعد از رستگاری شاوشنک دومین فیلم برتر از نگاه مردم در پایگاه رتبه بندی IMDB است. فیلم نگاهی به جریانات مافیایی سال های 1945 الی 1955 می افکند. جایی که خانواده ی مافیایی کورلئونه کنترل بسیاری از امورات را برعهده دارند. فیلم سوم اگرچه قدرت و صلابت دو نسخه ی اول را نداشت اما با این حال در کنار دو نسخه ی اول فیلم، باعث ایجاد یکی از جاودانه ترین سه گانه های تاریخ سینما شد. فیلم سوم آن چنان که باید تاثیر گذاری فیلم اول را به ارمغان نیاورد و کوپولا برای بیان نارضایتی خویش به جمله ی «فقط باید فیلم اول را می ساختم !» بسنده کرد. از جمله بازیگران نامی این فیلم می توان به مارلون براندو افسانه ای و آل پاچینو اشاره کرد. مارلون براندو در این فیلم با بازی درخشانی که به نمایش گذاشت نام و خاطره ی خویش را تا ابد در ذهن دوست داران سینما جاودانه نمود.
» باهم نگاهی به 12 فیلم برتر ژانر جنایی/گنگستری افکندیم. در لیست ما جای بسیاری فیلم ها از جمله Heat ، Get Carter ، L.A Confidential ، Bonnie And Clyde ، Casino و ... خالی است. پیشنهاد شما برای تکمیل لیست بالا چیست؟ تا چه اندازه با لیست بالا موافق یا مخالفید؟
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید