زمان مطالعه: ۵ دقیقه
نقد فیلم Where the Crawdads Sing: میل به انزوا و تلاش برای ابقا
«جایی که خرچنگها آواز میخوانند» (Where the Crawdads Sing) به کارگردانی اولیویا نیومن که از اولین رمان دلیا اوونز، یکی از پرفروشترین کتابهای داستانی در سالهای اخیر به روی پرده آمده است، با وفادار ماندن به لحن و مضامین اصلی اثر، روایت استادانه اوونز را ساده میکند و درام دادگاهی را حول یک عاشقانه میبافد که نمادی است از سرود مقاومت فردی و شگفتی دنیای طبیعی با یک قهرمان مستقل و دور از جامعه که در ذات زیبا و آرام بخش است.
«جایی که خرچنگها آواز میخوانند» با مرگ کاراکتر چیس در اکتبر ۱۹۶۹ شروع میشود و کاراکتر اصلی فیلم که ساکنان دهکدهی بارکلی کوو او را «دختر مرداب» مینامند، به قتل متهم میشود و شروع محاکمهاش به تناوب با داستان زندگی او جلو میرود و میرویم به کارولینای شمالی و در فضایی ساحلی و تالابهای وسیع و آفتابگیر؛ جایی که قهرمانش «کایا»، آن را خانه مینامد. دختری که در دوران کودکی مورد آزار و اذیت پدرش قرار گرفته و مادر، خواهر و برادرش از خشونت پدر بدرفتار و الکلی میگریزند و سرانجام او نیز از زمین بلند میشود تا به تنهایی و با یک قایق موتوری در یک کلبهی چوبی کنار مرداب، زندگیاش را بسازد. دختری که همانند شاهزاده خانم یتیم یک افسانهی آشنا، در برابر ناملایمات زندگی برای بقا میکوشد.
او درخشان، زیبا، سرسخت و بیگناه و یک هنرمند فیذات و یک طبیعتگرای شهودی، و چیزی نزدیک به یک ابرقهرمان است. کایا بیشتر زندگی خود را خارج از جامعه انسانی، در میان گیاهان و جانوران مرداب میگذراند و گاهی شبیه موجودی وحشی است که مردم شهر او را تصور میکنند. با این حال، او مانند یک زن جوان، محتاط، شکاک و انزواطلب است که میخواهد تنها بماند. در مسیر دشوار زندگی اما کایا توجه دو جوان را به خود جلب میکند. یکی پسر ماهیگیری به نام تیت و دیگری چیس، که در نهایت جسدش در پایین برج آتشنشانی در اعماق زمینهای باتلاقی پیدا میشود و مسیر زندگی کایا تغییر میکند.
فیلم در جایی در دهههای ۵۰ و ۶۰ اتفاق میافتد؛ که طبق شواهد فیلم، دهههای بیحادثهای در آمریکا، علیالخصوص جنوب آمریکا بود و ناگفته نماند که نیومن در صحنههای اولیه دادگاه، به عنوان یک آزمون استرس از توانایی جامعه برای اجرای عدالت به حاشیهنشینان تعریف میکند اما با این حال، به خطوط گسل اجتماعی تعریفکننده آن دوره نمیپردازد و به مشکلاتی که خانوادههای حاشیهنشین با آن مواجه بودند، که در مورد کایا به خشونت خانگی در خانه رسیده، نادیده گرفته شده است و نژادپرستی ذاتی آن دوران در اعماق جنوب آمریکا را آنچنان مطرح نمیکند.
نیومن در این نمایش از میل به انزوا و تلاش برای ابقا که براساس ارتباط انسان با طبیعت شزکل میگیرد و همانند رمان در دو بخش روایت میشود و از فلش بک به حال حرکت میکند و به زندگی کایای طرد شدهای میپردازد که به تنهایی در کلبهای کنار مرداب بزرگ میشود و در اوج جوانی متهم به قتل مردی میشود که مدتی با او رابطه داشته است و اینگونه اولیویا نیومن در «جایی که خرچنگها آواز میخوانند» موضوعات حساس و حائز اهمیتی همچون سوء استفاده، بیتوجهی، رها شدن و تجاوز به عنف را به شیوهای واقع گرایانه به تصویر میکشد و مخاطب را تماما درگیر میکند.
بیشک در دل این فیلم با داستانی سرراست، ایدههای زیادی مستتر شده؛ همچون راز یک قتل، ارتباطات پنهانی، ضمیر پنهان، غریزه، رانهی عشق، هراس، میل به بقا، انزوا و الخ که مجموعا این درام تاثیرگذار را منسجم میکنند. عنوان فیلم نیز اشارهای چندوجهی است، جایی که خرچنگها آواز میخوانند دقیقا کجاست؟ مکانی دور از انسان؟ در دل طبیعت، مکانی تاریک و یا... عنوانی که به نوعی به کایا و خلوت انتخابیاش نیز اشاره دارد که وجود انسانها را خطر و تهدیدی همیشگی میداند و تا جایی که میتواند به زندگی لذتهای آن، دور از انسانها میپردازد و تنها آموزگارش طبیعت است. کاراکتر منزوی که دچار هراس از جامعه است و از کودکی، به دور از خانواده و آدمها، برای بقا در مرداب به زیستن پرداخته. ناگفته نماند که کایا ممکن است گذشتهای پر از عذاب داشته باشد، اما به تنهایی آزاد است و برای انجام کارهایی که دوست دارد، برای یافتن راههای خلاقانه برای زنده ماندن و ترسیم سرنوشت خود، گام برمیدارد. دختری که تمام زیستهاش از صحنههای آغازین تا صحنهای پایانی، در تصاویر پولی مورگان، از مرداب گسترده در اطرافش که همانند پتویی سبز است که او را نگه داشته و هرگز رها نکرده، در همان نقطه شکل گرفته است.
در نهایت میتوان گفت گاهی اوقات با فیلمی تلطیف شده و رمانتیک در میان آفتاب، دریا، درختان، مرداب و سرشار از حس خوب مواجهایم و گاهی اوقات با فیلمی تیره و تار و پایانی هراسناک که مخاطب را از پا در میآورد. فیالوقع «جایی که خرچنگها میخوانند» فیلم نادری است که همزمان با هر دوی این پویاییها مطابقت دارد.
فیلم در آن واحد که درامی رازآلود است، یک عاشقانهی لطیف، یک شادی بازگشت به طبیعت و تمثیلی از مقاومت، مبارزه، قدرت و استقلال زنان و آزادیخواهیشان در دنیایی است که توسط خواست و اراده و قوانین مردانه له شده است. فیلمی خوشساخت که از حال و هوای این روزگار سراسر اندوه نیز دور نیست.
یاسمن اسمعیلزادگان
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید