news-background
news-background

«بیل مار»: عصبانیت هواداران کتاب‌های کامیک ثابت می‌کند که حق با من است

«بیل مار» کمدین و مجری شبکه‌ی HBO در مورد صحبت‌های قبلی خود پس از مرگ «استن لی» نویسنده‌ی کتاب‌های کامیک توضیحاتی ارائه داد. وی در مصاحبه‌ای به «لری کینگ» گفت تا پیش از حضور در برنامه‌ی او از اعتراضات هواداران کتاب‌های مصور نسبت به حرف‌هایش آگاه نبوده زیرا «هر چیز احمقانه‌ای که مردم به خاطرش معترض می‌شوند» را دنبال نمی‌کند.

مار در ادامه توضیح می‌دهد که با اظهار نظرش قصد حمله به شخص «استن لی» را نداشته، اما در عوض بر نقد خود به مدیوم هنری لی و فرهنگ آن تأکید دوچندان می‌کند.

«من چیز زیادی در مورد «استن لی» نمی‌دانم و قطعاً قصد تخریب شخصیت او را نداشتم. می‌پذیرم که اعتقادی به او ندارم. کتاب‌های کامیک را نمی‌خوانم. حتی وقتی بچه بودم نمی‌خواندم. چیزی که می‌خواستم بگویم این بود که فرهنگی که ادعا می‌کند کتاب‌های کامیک و فیلم‌هایی که بر اساس آن‌ها ساخته ‌شده موجب تفکر عمیق در مورد وضعیت بشر می‌شوند فرهنگی بس احمقانه است. و دلخور شدن برخی از بیان این حرف خود گواهی بر این مدعاست.»

مار چند روز پس از مرگ «استن لی» در وبلاگ شخصی خود نوشته بود: «کسی که مرد-عنکبوتی و هالک را خلق کرده از دنیا رفته و حالا آمریکاییان ماتم گرفته‌اند. ماتمی عمیق برای مردی که الهام‌بخش میلیون‌ها انسان بوده که چه کنند؟ تا شاید فیلمی تماشا کنند.»

حرف‌های مار چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌رسد اما شاید بهتر این بود که او نظراتش را بلافاصله پس از مرگ لی مطرح نکند.

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ ۲۲:۵۹

کاملا حق با بیل مار هست.

نمایش اسپویل
۴ آذر ۱۳۹۷ ۱۰:۵۴

من ترجیح میدم وقتم رو پای آثاری بزارم که بیشتر زمانی که برای مطالعه یا دیدنشون میذارم مغزم رو درگیر کنن آثار استن لی بسیار خواندنی و سرگرم کننده بودن ولی فقط سرگرم کننده بودن نه بیشتر! الهام بخش نبودن. به دانش ما چیزی اضافه نمیکردن بله گاهی اوقات از دل جامعه نشات میگرفت و گاهی اوقات انتقادی ولی اینها رو تو اکثر آثار میتونیم پیدا کنیم ساخته ها مارول هدفشون چی بود؟ اینکه فیلمی پر فروش بشن یا فیلمی مفهومی؟! نمیتونم شما رو مجاب کنم که فیلمهای پاپ کورنی نبینید اما بهتون توصیه میکنم وقتتون رو پای مسائلی بزارید که ارزش وقتی رو که گذاشتید دارن

نمایش اسپویل
۴ آذر ۱۳۹۷ ۱۰:۴۶

خب همانطور که در متن ها هم گفتم جامعه ی تکنولوژیک زده ی امروز مردم تنبل کرده شما هم حتی حوصله نداشتید متن ها را بخوانید تا ببینید بحث تنها بر سر کمیک نبود و کسی هم کمیک را گنده نکرده بود که اتفاقا در متن ها اشاره کردم که هر مدیوم را باید نسبت به توانش مقایسه کرد و گفتم کمیک در چه زمینه هایی کمک کننده هست و توانش نیز چقدر است آقای بیل مار هم نظرش رو داده که محترم هست اما وحی الهی هم نیست. بیشتر از این هم نمینویسم چون شما حوصله خواندن ندارید!

نمایش اسپویل
۴ آذر ۱۳۹۷ ۰۳:۰۳

دوستانی که نظرات این چنین طولانی گذاشتند واقعا انتظار دارند یکی بشینه اینا رو بخونه اون هم به خاطر یه موضوع پیش پا افتاده ای مثل کامیک؟! این میرسونه که واقعا حق با آقای بیل مار هست. خودتونو درگیر چه چیزا میکنین..

نمایش اسپویل
۴ آذر ۱۳۹۷ ۱۷:۴۶

عذر میخوام که اینو میگم قربان، ولی شاید این شما باشید که خیلی تفکرات پیش و پا افتاده ای دارید و بدون اینکه نظر کسی رو بخونید، میاید و به همین راحتی یه جمله ای می پرونید و همه رو زیرسوال می برید. دقیقاً یه چیزی مثل همین کار آقای بیل مار. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا، تبادل نظر و به اشتراک گذاشتن عقاید جرم باشه یا نهی شده باشه. حالا اگه کسی حوصله نداره نظرات طولانی دیگران رو بخونه، خب نخونه، اجبار نکرده کسی...

نمایش اسپویل
۲ آذر ۱۳۹۷ ۱۹:۳۱

از دوستانی که اینجا پیام گذاشتن تقاضا می کنم مثل آقای بیل مار اینقدر سطحی به قضیه نگاه نکنن. شما وقتی که حتی یک شماره، تکرار می کنم حتی یک کمیک بوکِ "تک شماره" مطالعه نکردید و تمام دانش تون راجع به کمیک بوک به فیلم های مارول و سه گانه‌ی شوالیه تاریکی نولان ختم میشه، چطور در مورد کمیک بوک اینقدر قاطعانه نظر می دید؟ بله، فیلم های مارول صرفاً سرگرم کننده هستند و معانی کمی برای انتقال دارند و در صنعت سینما و تلویزیون هم آثار ابرقهرمانی یا اقتباس های کمیک بوکی انگشت شماری هستند که مثل شوالیه تاریکی یا لوگان یک مفهوم عمیق رو به نمایش میذارند. ولی دنیای صنعت کمیک، فرسنگ ها با دنیای سینما تفاوت داره. خیلی از همین شاهکار هایی سینمایی که می بینید از کارگردانان نام آشنا، اغلب از روی مانگاها یا کمیک بوک ها الگو گرفتن و ساخته شده ان. در ضمن کمیک بوک ها مسلماً بهترین وسیله برای نقد فرهنگ جوامع هستند. چون در کنار جذابیتی که دارن، به طور مستقیم از درون فرهنگ و از درون مردم نشأت می گیرند، و دلیل موفقیت استن لی هم همین بود. استن لی در دهه 60 میلادی کاری کرد که هیچ کس تا اون موقع انجام نداده بود. استن لی اومد تاثیراتی که در جوامع مختلف و از جمله آمریکا مشاهده می شد رو وارد کمیک بوک های خودش از جمله چهار شگفت انگیز، اسپایدرمن و هالک کرد. بنابراین استن لی توی دهه 60 میلادی که آثار قابل لمسی در صنعت کمیک بوک وجود نداشت و اکثراً برای سرگرمی یا تبلیغ فرهنگ آمریکا بودن، با این کار به ابرقهرمان ها و هم چنین کمیک بوک ها هویت بخشید. و همین باعث بوجود اومدن یک جو فرهنگی شد که در آینده باعث رشد کمیک بوک ها در ساختن فرهنگ و رساندن پیام های فرهنگی نه تنها توی آمریکا بلکه توی جوامع مختلف شد. هم چنین این کار استن لی راه رو برای تاثیرپذیری کمیک بوک از آثار ادبی باز کرد و باعث شد صنعت کمیک بوک محدودیت های خودش رو بشکنه و از ژانر ابرقهرمانی فراتر بره. اینا نبوغه، نه یه مشت سرگرمی. چه بسا که خیلی از همین نویسنده های معروفی که جایزه نوبل ادبیات یا جوایز هوگو یا بولیتزر رو برنده میشن امثال نیل گیمن، استفن کینگ و دیگر نویسندگان، از همین کمیک بوک ها الهام می گیرند و هم چنین کمیک بوک می نویسند! گفتن این مثال ها به این معنی نیست که کمیک بوک در حد یک شاهکار ادبیاتی و هنری مثل شاهکار های شکسپیر، گوته یا دانته است، به هیچ وجه! ولی صنعت کمیک در حد و اندازه‌ی خودش و البته در تاثیرگذاری فرهنگی، وسیله‌ی گرانقدری هست و مفاهیمی که در کمیک بوک عرضه میشه خیلی بیشتر از سرگرمی هستن. شما وقتی کمیکی مانند Watchmen رو بخونید (فیلمش رو نه، فقط کمیکش رو بخونید) و ببینید آلن مور چطور با ظرافت تمام، جنگ سرد و اتفاقات پیرامون این جنگ رو در قالب قهرمان هایی خاکستری بیان می کنه، خود به خود مجذوب کمیک بوک و فرهنگش می شید. و البته این موضوع فقط محدود به آثار سیاسی آلن مور نیست. ارباب رویاهای نیل گیمن، آثار کمیکی استفن کینگ، آثار گرنت موریسون، آثار به یاد ماندنی برایان کی. وان و دیگر نویسنده ها همگی گویای این مسئله هستن که کمیک بوک صرفاً یک وسیله‌ی سرگرمی نیست. به همین دلیل هم هست که طرفداران کمیک، این آثار رو یه چیزی ماورای سرگرمی می بینن. چون اگه فقط جنبه‌ی سرگرمی داشت هیچ کس جذب این آثار نمی شد یا اگر هم می شد به زودی از اون خسته می شد. چرا وقتی که بازی های ویدیویی، فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی هستند مردم باید جذب کمیک بوک با پیام های پوچ بشن؟ مسلماً اگه کمیک بوک یک چیز پوچ و بی ارزش و فقط برای سرگرمی باشه به هیچ عنوان، مخاطب میلیونی بدست نمیاره و تا به امروز سر پا نمی موند. همین کمیک بوک ها اتفاقاً تاثیرات مثبتی روی جوانان و نوجوانان میذارند. با تاثیر گرفتن از آثار بزرگان ادبی امثال شکسپیر، آیزاک آسیموف، تولستوی یا ویکتور هوگو باعث می شوند که همون مفاهیم عمیق در یک قالب جذاب تر و قابل فهم تر برای نوجوانان، دوباره بازگو بشه و نوجوانان رو به سمت منبع ادبیات که همین آثار بزرگان هستن سوق بده. اما خب متاسفانه همین صنعت کمیک هم مثل تمام صنعت های دیگه از جمله سینما و تلویزیون و حتی ادبیات (!)، برای ادامه‌ی حیات به پول احتیاج داره. حتی شما توی صنعت ادبیات هم رمان های پوچ و خیالی و آثار کلیشه ای زیادی می بینید. در صنعت فیلم و کمیک بوک هم چنین چیزی هست، منتها از جنبه های مختلف بولد تر شده و به همین دلیله که آثارِ بی ارزش در اون به شکل برجسته تری دیده میشه که از نظر مخاطبی که آشنایی نداره فقط جنبه سرگرمی دارن. نمونه‌ی بارزش رو هم میشه توی برخی از فیلم های سینمایی اقتباس شده از همین شخصیت ها دید. یادمون هم نره که جوسازی ایجاد شده ضد کمیک بوک، این مطلب رو به مخاطب عام تلقین می کنه که کمیک بوک فقط یه مشت داستان ابرقهرمانیه که برای کودکان ساخته شده و هیچ جنبه ادبی یا هنری در اون دیده نمیشه؛ در صورتی که اگر اون شخص، ظاهر رو نبینه و با ذهن باز وارد یک دنیای عظیم مثل سینما و تلویزیون، کتاب یا همین کمیک بوک بشه، می فهمه که "بله، در ظاهر، آثار بی ارزش زیادی بین این مدیوم ها هستن ولی همچنین آثار ارزشمند و فوق العاده ای هم پیدا میشن که به ما انسان ها چیزی رو در مورد انسانیت یا در مورد اخلاق، یاد بدن." با توجه به حرف آخر بنده و البته حرف آقای بیل مار، نه تنها کمیک بوک بلکه هر مدیومی رو میشه به راحتی زیر سوال برد. مثل همین زیرسوال بردن صنعت ادبیات که با وجود اینکه صنعت کهن و ارزشمندیه ولی مشکلاتی هم داره و این مطلب دروغی نیست و مطمئناً خیلی از عزیزان کتابخوان دیده ان که پرفروش شدن برخی کتاب های پوچ و مسخره داره به چه مشکل عظیمی داره تبدیل میشه. پس بهتره به جای اینکه مثل آقای بیل مار باشیم و تا از چیری صرفا خوشمون نمیاد انتقاد کنیم یا از دیدگاه پوچی قضاوت شون کنیم، با کنار گذاشتن مقایسه و قضاوت کورکورانه، با ذهنی باز به سراغِ منابع این آثار و البته دلیلی که تا به امروز این مدیوم ها جزئی از فرهنگ و البته جزئی از زندگی ما هستن بگردیم. و جنبه‌ی مثبت این ها رو در کنار جنبه‌ی منفی شون در نظر بگیریم.

نمایش اسپویل
۴ آذر ۱۳۹۷ ۱۷:۳۹

خیلی ممنونم از شما که نظر بنده رو مطالعه کردید و جواب خوبی هم نوشتید. بله نظرتون درسته و من تایید می کنم. جدا از بحث ادبی و هنری کمیک، کشوری مثل آمریکا که تاریخ غنی ای مثل ما ایرانی ها نداره، مسلماً از یه مدیومی مثل همین کمیک استفاده می کنه تا بتونه قهرمانان ملی خودش رو خلق کنه. همین برای یه کشور و مردمانش ارزش میاره و واسه همین هم هست که مردم برای اشخاصی مثل استن لی و کسای دیگه ای که خودتون ذکر کردید احترام قائل اند. چون بچگی شون، نوجوانی شون و بزرگسالی شون با قهرمان هایی که این افراد خلق کردن سپری شده، مثل خود ما که با داستان های شاهنامه و حکایت های نظامی بزرگ شدیم. اما خب این مدیوم و این قهرمان ها، از چارچوب فرهنگ و کشور خودشون فراتر رفتن و در این دوره فقط قهرمان آمریکایی حساب نمیشن. انصافاً هم ملتی مثل آمریکا، راجع به این شخصیت ها دارن خیلی خوب بازارگرمی می کنن و برای اینها فیلم می سازن، در صورتی که ما یک فیلم خوب راجع به شاهنامه یا هزار و یک شب و امثال این ها نداریم و به همین علته که بخش اساطیر ملی و ادبی ما در جهان نادیده گرفته میشه. یا اصلاً به عبارتی کاملاً ناشناخته است. ما هم می تونستیم ارزش قهرمان ها و تاریخ ادبی مون رو مثل همین آمریکا به دنیا نشون بدیم، که اینطوری نه فقط برای ما بلکه برای اونا هم ارزشمند باشه، ولی متاسفانه توانایی اش رو نداشتیم و در حال حاضر هم نداریم. در کل ممنونم که وقت گذاشتید و نظر من رو خوندید و پس از تجزیه و تحلیل نظر دادید، چون افراد زیادی این احترام رو قائل نمیشن و نخونده یه چیزی رو نهی می کنن.

نمایش اسپویل
۲ آذر ۱۳۹۷ ۲۲:۰۴

درود بر شما اینکه وقت گذاشتید و برای چیزی که دوست دارید انقدر تایپ کردید بسیار قابل احترامه اما کمی دلخوری در متن دیدم و گفتم شاید بخاطر متن بنده بوده در هرصورت یک سری موارد جا داره توضیح بدم من بنظرم و همانطور که در متن های قبلیم هم اشاره کردم گفتم هر مدیوم کاری میکنه که در مدیوم دیگه غیر ممکن هست و درست میگید که آثار بدی هم در ادبیات وجود داره مثلا بنظرم کتاب هرگز رهایم مکن از کازوئو ایشی‌گورو که این آقا برنده جایزه نوبل هم شده بسیار کتاب بد و مفهوم زده ای هست و این مورد رو هم که بار ها گفتم اینجاهم میگم که اصلا طرفدار نولان نیستم و بنظرم یکی از بدترین کارگردانان حال حاضر دنیا همین نولان هست و فیلم های بتمنش هم اصلا دوست ندارم اما چون طرفدار زیاد داره اسمش رو بردم نه اینکه طرفدارش باشم و حالا اینکه چرا این کارگردان رو هم دوست ندارم خارج از بحث هست و بهش نمیپردازم اما اصلا من نخواستم در متنم توهین کنم به کمیک و گفتم میتونه پایه ای برای شروع ادبیات هم باشه اتفاقا کمیک هم تقریبا عمری برابر سینما داره و تازه اگر بخواهیم نقاشی های غارنشینان چند هزارسال پیش را که در واقع شکل ابتدایی داستانگویی تصویری بودند را هم حساب کنیم میبینیم کمیک بسیار ریشه دار است اما آنچه که ما به عنوان کمیک امروز میشناسین که میتوان پدران این مدیوم را فرانس ماسریل و اوتو نیکل دانست و بعد لیندوارد که اساسا آثارش شکل معنوی و عمیقی هم می گرفت و البته میلت گراس که از دهه ی 30 به بعد کارهای بسیار زیادی انجام داد و خدمت زیادی به داستانگویی تصویری کرد ، کارهای این هنرمندان را من کم و بیش بررسی کردم که چقدر تاثیر گذار بوده و یادمان نرود در سینما چیزی به اسم استوری برد وجود دارد که در پیش تولید انجام میشود خصوصا این کار در انیمیشن ها کارایی بسیاری دارد و جزو مهم ترین قسمت های انیمیشن هست تا شکل اولیه داستان ، زمان بندی و..... در این استوری برد ها شکل بگیرد پس نمیتوان تاثیر این مدیوم را پوچ خواند و البته سرگرمی کار بسیار بزرگی است که یک اثر هنری خوب انجام میدهد اصلا اگر اثری سرگرم کننده نباشد چه در ادبیات ، سینما و یا کمیک مخاطب دل زده شده و از کار دور میشود پس هنرمند باید سرگرمی را در نظر بگیرد و در کنارش حرفش را هم بزند این را گفتم که یک وقت سرگرمی را بی اهمیت نشماریم اما وقتی من از ادبیات دفاع میکنم منظورم مشخص هست که چه آثاری را میگویم همانطور که خود شما چند نفر آن ها را مثال زدید گوته ، شکسپیر و..... و بعد هم به گفته ی شما و بنده هر چیز را باید در حد و توانش بررسی کرد من اگر میگویم کمیک اثری سرگرم کننده و در عمق سطحی تر نسبت به ادبیات است منظور در مقایسه با بزرگان ادبیات هست که اصلا اون افراد در تاریخ بی مانند هستند و جهان شاید در هر قرن انگشت شماری از آن ها را در خود ببیند و حتی شاید هم به مانند آن ها دیگر به وجود نیاید به عنوان مثال ما امروزه دیگر کسی چون عطار و حافظ نداریم و کسی هنوز نیامده تا بتواند حتی نزدیک به کار هنری این بزرگان بشود و یا هنوز یونانیان که گنجینه ای از نمایشنامه ها و سروده ها را دارند بزرگی نزدیک به هومر را هم ندیده اند و اساسا این ادبیات است که ریشه و اسطوره های یک کشور را میسازد مثلا شاهنامه تنها یک کتاب نیست بلکه سندی تاریخی نیز هست و تاثیر بینظیری بر زبان ما گذاشته اما کمیک در آمریکا که ریشه چند قرن ادبیات را مثل ما یا کشور هایی چون هند ، یونان و..... را ندارد تاثیر بیشتری گذاشته و اسطوره های کشورشان را در قالب این مدیوم عرضه کردند از این رو برای مردم آمریکا میتواند ارزش بیشتری داشته باشد البته مانگا های ژاپنی هم امپراطوری خاص خود را دارند و رسانه تصویری قوی در جهان شده اند در کل سخن نهایی این است که هر مدیوم را با خود مقایسه کنید و نه دیگری که این را در متن اولم نیز گفتم و بعد گفتم ادبیات من را بیشتر درگیر خود میکند و برایم جذابیت بیشتری دارد و همانطورکه باز در متن قبلی اشاره کردم این نظر شخصی من است و کسی میتواند بگوید از کمیک و یا سینما بیشتر لذت ببرد.

نمایش اسپویل
بیشتر