dizart

عضویت:

مهر ۱۳۹۵ (۹ سال و ۸ ماه)

لیست مورد علاقه

North by Northwest 1959

8.3

imdb-icon

8.3

cinama-icon
Psycho 1960

8.5

imdb-icon

8.5

cinama-icon
Rear Window 1954

8.5

imdb-icon

8.8

cinama-icon
The Wrong Man 1956

7.4

imdb-icon

8

cinama-icon

لیست تماشا

Vertigo 1958

8.2

imdb-icon

8.8

cinama-icon
War for the Planet of the Apes 2017

7.4

imdb-icon

8.1

cinama-icon

۵ دیدگاه اخیر

۱۳۹۷ اسفند ۱۰ ۱۹:۴۸

این متن هم طولانی شد ولی باید یک توضیحاتی بدم. اول این موضوع را دوباره بگم که اساسا ضد سینمای ابرقهرمانی نیستم یعنی معیارم این نیست که بخوام فیلمی رو بخاطر اینکه فانتزی هست یا ابرقهرمانی بکوبم اصلا هم طرفدار این روشنفکر بازی ها که سینما حتما باید آینه ای از واقعیت باشه هم نیستم ، با اثر طرف هستم هر ژانری که میخواد باشه کارگردان نباید حرف بزرگ تر از دهانش بزنه نباید ادعای بزرگی کنه چون همه میتونند ادعای بزرگی کنند اما کمتر کسی میتونه حرف عمیقی بزنه حرف عمیق هم باید از پس فرم بیاد فرم هم نیاز به دانش سینمایی و تکنیک و زیست زندگی داره یک اثر خوب قطعا باید سرگرم کننده باشه تا مخاطب باهاش همراهی کنه و حرفش هم بدون شعار بزنه و هیچ اثری نباید با اثری مقایسه بشه که حرف شما درست هست اما اون توضیح رو به صورت کلی دادم و برام عجیب بود این میزان از تعریف از این انیمیشن که حتی از بعضی از دوستانم شنیدم میگفتند بهترین انیمیشن چند سال اخیر! و بخاطر همین مقایسه کردم و گفتم اگر توی همین چند سال هم بگردیم انیمیشن بهتر پیدا میکنیم قبل تر هم که حتما پیدا میشه اما در مورد اینکه گفتید اگر کسی از اونجرز خوشش بیاد یا یکی از دوازده مرد خشمگین هیچ موردی نداره ، من میگم که اون فیلم بد هست و میگم فلانی گول خورده برای چی ، چون اشاره کردم خیلی ها پشت سینمایی و الان میگم حتی ادبیات ندارند من خودم اول از ادبیات لذت میبرم و بد سینما و اصلا سینما را هم در حد ادبیات نمیدونم و قبلاهم با یک نفر توی همین سایت بحث کرده بودم اما ببینید وقتی صاحب نظران توی لیست های معتبر نه لیستی مثل imdb بهترین فیلم هارو انتخاب میکنند بیش از 90 درصد آثار کلاسیک هستند چرا؟ چون آثار کلاسیک ابداع گر فرم های سینمایی هستند که همچنان فیلم های دیگه بر این پایه ها یا تقلیدی از این آثار بنا شده و تازه این کار های بزرگ را زمانی انجام داده اند که امکانات و بودجه بسیار کمتری در اختیار داشتند و حتی مثلا اگر دو فیلم در یک ژانر4 ستاره کامل از منتقدین بگیرند اما یکی کلاسیک و دیگری مدرن باز ارزش کدوم بیشتر هست؟ خب اونی که زودتر ساخته شده فیلم ساز مدرن ما امروزه به اینترنت دسترسی داره و میتونه بهترین فیلم ها را ببینه و اما اون کسی که چند دهه قبل یک شاهکار خلق کرده یکی از دلایل ارزشش همون زمانی بوده که اثر را ساخته من معمولا به لیست ها خیلی اعتقادی ندارم اما لیست بهترین فیلم های تاریخ سایت اند ساوند همچنان بنظرم از لیست های دیگه بهتره وفیلم هایی هم که انتخاب شده همه جریان ساز بودندو انقلابی در سینما به پا کردند مثل سرگیجه با آن حرکت دوربین و نورپردازی ، رزم ناو پوتمکین بخاطر تدوین معروفش ، دو هزار و یک: یک ادیسه فضایی که ژانر علمی و تخیلی را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد و...... و من فکر میکنم سینمای امروز انسان را از انسانیت دو کرده و به سمت خشونت برده البته نه همه ی فیلم ها هنوز انگشت شمار آثاری وجود داره اما قطعا من ترجیح میدهم بار ها آثار چاپلین ، لورل و هاردی و باسترکیتون را ببینم تا اینکه بخواهم کمدی های امروزی که پر شده از صحنه های جنسی و حرف های رکیک را ببینم ، دوست دارم فیلم های بیلی وایلدر را چندین بار ببینم تا فیلم های خشونت زده تارنتینو را که اتفاقا خوش آب و رنگ هم هستند اما به قول شکسپیر: قصه مملو از هیاهو و آشوب دلالتی است بر هیچ. و امروزه پر شده از این آثار، فیلم ها و انیمیشن هایی با جلوه های ویژه بسیار اما امان از هنر و انسانیت بخاطر همین میگم مخاطب گول خورده چون از انسانیت دور شده و از هنر ناب و به مرور با دیدن آثار بد با بد تربیت کردن حس های هنری خود نمیتوان فرق خوب از بد را تشخیص دهد بگرنه امکان ندارد کسی که سینمای کلاسیک را خوب دیده باشد و نه تنها دیده باشد امروزه بگه مثلا نولان یا ایناریتو جزو بهترین کارگردانان تاریخ هستند! که امروزه زیاد میشنویم اما سر حرف خودم هستم شما میتونید از هر فیلمی لذت ببرید و نظر خودتون رو بگید و من هم میگم من هم نظر خودم را میگم که شما اشتباه میکنید که میگی این انیمیشن خوب هست و خب شما هم میتونید این مورد را به من بگید که من اشتباه میکنم شاید باید بگذاریم زمان برای این آثار ارزش گذاری کند.

۱۳۹۷ اسفند ۱۰ ۱۶:۵۲

نظر تند دادی که خیلی هم خوب منم عادت ندارم نوشابه باز کنم برای کسی یا فروتنی از خودم به خرج بدم خیلی رک حرفمو میزنم اتفاقا من افرادی که از من ایراد میگیرند را بیش تر از آن هایی که ازم تعریف می کنند دوست دارم و یقین داشته باش من بهترین دوست خود شما هستم! باهم جدل میکنیم اصلا هیچ ایرادی هم نداره بحثم میکنیم ادای ادب هم در نمیاریم .اما جا داره در مورد چیزهایی که نوشتم کمی بیشتر توضیح میدم. اول اینکه آثار اینچنینی زود گذر هستند و در زمان خود میفروشند (فروش نه از نظر مالی بلکه ارزش هنری) در حالی که یک اثر خوب در زمان های بعد از خود میفروشد عوام فریبی هم توهین به مخاطب نیست بین همین ها منتقد هم وجود دارد که از آثار اینچنینی تعریف می کنند و منظورم با آن هاهم بوده و البته همه عام هستیم و خاص هم از دل همین عام به وجود میاد اما مبحثی داریم در سینما و به کل هنر به عنوان تربیت حس این یعنی اینکه اگر کسی موسیقی بد گوش کنه گوش خود را با این آهنگ تربیت می کنه و براش سخت میشه که دیگه بخواد مثلا باخ یا بتهوون گوش کنه و این یک واقعیت هست چند تا از جوون های امروز ما موسیقی کلاسیک این بزرگان توی گوشی موبایلشون دارند و گوش می کنند؟ بنظر من افراد بسیار کمی هستند ولی تا دلتون بخواد میتونید توی گوشی اکثریت مردم آهنگ های بدرد نخور از خواننده های درجه چندم پیدا کنید و این در مورد سینما هم صدق میکند اکثر مردم خصوصا جوون ها با سینمای مدرن و بد تر از آن پست مدرن بزرگ شدن آثاری که مفهوم زدگی ، خشونت زدگی و سکس زدگی را ترویج می کنند این جوون ها فیلم های کلاسیک را کم وبیش با نام چند کارگردان بزرگ شاید بشناسند و شاید هم اصلا نشناسند و تنها بت زندگیشان نولان باشد و چند فیلم ساز امروزی دیگر، اکثر آثار امروزی خصوصا آثار ابر قهرمانی در دو جهت حرکت می کنند یا خیلی به دنبال سرگرمی هستند تا پول در بیاورند که این آثار به لودگی می رسند و یا خیلی دچار مفهوم می شوند که مفهوم زده شوند و اینکه سینمای امروز در دوران سیاه خودش قرار داره و از عصر طلایی فاصله ی بسیار دارد و این تنها نظر من نیست اکثر صاحب نظران سینما موافق هستند هرچند امروزه سریال ها در عصر طلایی خود هستند اما سینما نه، انیمیشن اسپایدرمن هم حد بین سرگرمی و مفهوم را نتواسنته رعایت کنه دلایل مختلفی هم داره این میزان از تعریف اون کاربری که گفت قهرمان سیاه داره پس تحویل گرفته شده هم کم بیراه نگفته همانطور که کریستین تامسون میگه شرایط روز زمانه میتواند سیاست های جشنواره ها و مراسم اسکار را تغییر دهد و از اثری بیش از حقش تعریف کنند ، در حال حاضر تب سیاه پوستان و حمایت از زنان جامعه ی سینما را گرفته همانطور که دوره ای سفید پوستا روی بورس بودن و یا مفاهیم سیاسی و...... اما در مورد آثار ابر قهرمانی که اتفاقا با همشون مخالف نیستم میتونم فیلم و یا انیمیشن خوبی هم نام ببرم مثل قسمت اول انیمیشن شگفت انگیزان که یک اثر ابرقهرمانی هست اما با ایده ای جذاب ، قسمت دوم این انیمیشن هم با تمام افت هایی که داشت از این انیمیشن اسپایدرمن بهتر بود هرچند اون هم انیمیشن چشمگیری نبود و کلا امسال نه تنها انیمیشن ها بلکه فیلم هاهم چیز جالب توجهی در خودشون نداشتند. اما بیاییم واقع بین باشیم اگر این انیمیشن در سال 2008 و یا 2010 اکران می شد و رقیب هایی مثل وال.ای (2008) که بنظرم بهترین انیمیشن تاریخ هست و داستانگویی را یک قدم به جلو برد با روایت کاملا تصویری و سینمایی و یا داستان اسباب بازی های 3 (2010) که یکی از بهترین دنباله های تاریخ سینما بوده فکر میکنید این انیمیشن در رقابت با این آثار تحویل گرفته می شد؟ من که میگم به هیچ وجه و در نظر قبلیم هم گفتم این انیمیشن در سالی که اثر چشم نوازی وجود نداشت این میزان مورد تعریف قرار گرفته و اگر چند سال پیش اکران می شد احتمالا نهایت تعریف هایی که از این انیمیشن می کردند می گفتند که یک اثر متوسط است ما نباید اینطور نگاه کنیم که بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنیم اگر در سالی اثری خوب نبود باید قبول کنیم و دنبال این نباشیم چیزی را بت کنیم تا فقط لیستی از بهترین های آخر سال برای خودمون درست کنیم و نباید به این راحتی ها راضی شویم که هر چیزی را با کمی آب و تاب و چند تا موسیقی که توش بذارن تا مخاطب احساساتی بشه گول بخوریم من به شما و طرفداران صراحتا میگم که گول این ظاهر سازی ها را خوردید و این تخریب نیست بلکه ترسیم راهی است که خودم هم پیموده ام پیشنهاد میکنم چند انیمیشن ماندگار در تاریخ سینما را ببینید و بعد دوباره این انیمیشن را هم ببینید و بدون تعصب بگید که این انیمیشن واقعا پتانسیل این را دارد که مثلا 10 سال بعد هم در موردش حرف بزنیم و یا مثل آثار بزرگ انیمیشن جریان ساز بوده؟ اما در آخر جایزه بردن و نظرات مردم و منتقدها در زمانه ای نشان ماندگاری یک اثر نیست آثاری بوده که در زمان اکران نه مردم و نه منتقد ها آنچنان که باید تحویلشان نگرفتند اما بعد ها به عنوان یکی از بهترین های تاریخ سینما ازشون یاد کردند مثل آثار هیچکاک و کوبریک و و یا آثاری که در زمان خودشون مورد تعریف و تمجید مردم و منتقد ها بودن اما بعد ها دیگر جایی در میان سینما دوستان نداشتند و بحث برانگیز نبودند مثل فیلم ژی ژی از مینلی که تو زمان خودش 9 تا اسکار گرفت و کلی مورد تعریف و تمجید مردم قرار گرفت و من انیمیشن اسپایدرمن را جزو آثاری میدونم که هم ضعیف هست و هم زود فراموش میشه من پیشنهاد میکنم دوستان سخت گیر تر باشند و به خودشون احترام بذارن و با حداقل ها راضی نشند گول هیچ استدیو و یا کارگردانی هم نخورید با اثر مواجه بشید و اینکه فلان کارگردان موردعلاقه شماست نباید دلیل بشه هر اثری که اون کارگردان میسازه حتما باید خوب باشه و یا مثلا چون از جهان کمیک بوک خوشتون میاد حتما هر فیلمی که در مورد ابرقهرمان ها باشه خوبه و یا برعکس چون دوست ندارید آثار کمیک را نباید قضاوت کنید که فیلم بدی هست من با اثر طرف هستم و اگر گفتم فیلم های ابر قهرمانی بد هستند به این دلیل هست که کارگردانان زحمت به خودشون نمی دهند که اثر خوبی بسازند هرچند که میتونم چند فیلم خوب هم نام ببرم اما اکثریت فیلم های این چنینی و حتی خارج از دنیای ابرقهرمانی این روز ها چنگی به دل نمی زند.

۱۳۹۷ اسفند ۱۰ ۱۱:۳۱

انیمیشنی عوام فریبانه و بی مایه که تنها با تدوین سریع و استفاده از رنگ و نور تند و حذف فریم میانی برای خاص جلوه دادن انیمیت توانست در سالی که انیمیشن خوبی هم ساخته نشد مورد توجه قرار بگیرد و این جای نگرانی است تا از این دسته آثار ابرقهرمانی در دنیای انیمیشن بیشتر شود همانطور که این آثار فیلم های زنده را به گند کشیدند حالا به دنبال باز کردن جای پایی در دنیای انیمیشن ها هستند این ها همان سخیف هایی هستند که در دنیای فیلم های زنده تحویل گرفته نمی شوند و حالا تنها در قالب انیمیشن دیده شده اند و من گول این تغییر را نمیخورم و به آن رضایت نمی دهم و به قول کریستین تامسون: تنها ساده لوحان هستند که فکر می کنند بهترین آثار سال جایزه اسکار را می گیرند.

۱۳۹۷ دی ۰۶ ۱۰:۲۹

بی شک در عصر طلایی سینمای داستانی قرار نداریم و فیلم ها و انیمیشن ها منزلت خود را نسبت به گذشته از دست داده اند ، اما در سینمای مستند کمی قضیه فرق دارد و گاهی آثاری خلاقانه ساخته میشود ، مستند برج نمونه ای از همین نوع آثار است که هرچند به درجه کمال نمیرسد اما آنقدر جذابیت دارد که نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت. داستان درباره وقایع اول آگوست 1966 است که فردی مسلح به بالای برجی در دانشگاه تگزاس میرود و شروع به تیر اندازی میکند. این وقایع به صورت انیمیشن بازسازی شده و در کنار فیلم های آرشیوی قرار گرفته ، نکته ی هوشمندا نه ی اثر در این است که وقایع از نگاه افراد مختلف که آن روز در این اتفاق حاضر بودند نشان داده میشود و در این بین کارگردان کیث میتلند (Keith Maitland) سعی میکند خیلی هم مستند گونه به قضایا نپردازد به طوری که اگر صحنه های آرشیوی و مصاحبه ها را از فیلم حذف کنیم و صحنه های بازسازی شده ی انیمیشن را با یک تدوین خوب کنار هم بچینیم میتواند خود یک اثر داستانی باشد. از نکات مثبت دیگر این مستند میتوان به این مورد اشاره کرد که اثر از روایت به صورت نریشن تک صدایی دوری میکند و وقایع هرشخصیت با صدای خود آن شخصیت نقل میشود که این نوع روایت مخاطب را بیشتر به شخصیت ها نزدیک میکند. با این حال یک مشکل در نوع اجرای بعضی صحنه ها دارم که مهم ترینشان جایی است که پلیس ها به بالای برج رفته اند تا فرد مسلح را متوقف کنند این صحنه بسیار مهم است و در واقع اوج فیلم است که متاسفانه نمیتواند تنش صحنه را به خوبی القا کند و اگر کارگردان زمان بیشتری به این صحنه میداد و اجرای بهتری داشت بی شک میتوانست تاثیر بیشتری بگذارد مثلا اگر به جای وقتی که برای آشنایی کلیر و تام میگذارد که به صورت فلش بک آن را نشان میدهد به صحنه های بالای برج بیشتر می پرداخت و تعلیق و تنش صحنه را بالا تر میبرد قطعا با اثر بهتری طرف بودیم هرچند باید بگویم که آن صحنه ها فلش بک بسیار زیبا هستند و در میان کشت و کشتار فیلم لحظه ای ما را به دنیایی رویا گونه و عاشقانه ای میبرد با این حال اعتقاد دارم زمان برای پایان بندی و صحنه های بالای برج کم بوده و کارگردان باید به نقطه ی اوج فیلمش بیشتر بها میداد. مشکل دیگر اثر را نوع اجرا در انیمیشن میدانم باسازی وقایع با تکنیک روتوسکپی حرکت هوشمندانه ای است اما دقت در جزئیات برای این نوع اجرا کم بوده به عنوان مثال به تصاویر پس زمینه اگر دقت کنیم پس زمینه ای ابتدایی را میبینیم و حتی ایراد بزرگ تر در انیمیت شخصیت ها است که گاهی نوع راه رفتن و دویدنشان توی ذوق میزند و این برای اثری که از تکنیک روتوسکپی استفاده کرده عجیب است تکنیکی که تماما بر اساس رفرنس های زنده ساخته شده ، و اگر بخواهم یک نمونه خوب از این نوع تکنیک مثال بزنم میتوانم از انیمیشن A Scanner Darklyساخته ی ریچارد لینکلیتر نام ببرم که سال 2006 یعنی ده سال قبل از این مستند ساخته شده اما جزئیات و اجرا بسیار جلوتر و بهتر از مستند برج است. در آخر با تمام ایرادات و کمی و کاستی هایی که در برخی از صحنه ها چه از نظر نوع روایت و چه از نظر فنی در فیلم وجود دارد با این حال همانطور که اول متن هم به آن اشاره کردم مستند برج اثری نیست که بشود به راحتی از کنارش گذشت اثری که مارا با شخصیت هایش همراه میکند ، از ترس ها و عشق ها میگوید و میتواند تاثیرش را در اکثر صحنه ها بگذارد.