-...پدر روحانی شما دقیقا با چه چیزی مبارزه می کنید ؟
-با ضعفهای انسانی . شک و تنهایی و نفرت و تردید. البته این مسیح است که از طرف من عمل می کند .من وسیله او هستم .
- میگم اونی که قبلا با آن دختر ( کشته شده ) صحبت کرد شما بودید یا مسیح ؟ ...
فیلم از فعالیت روزانه یک پلیس معمولی در یکی از شهرهای کوچک و بارانی پنسیلوانیا شروع میشود ( ظاهرا محل تولد کارگردان سریال بوده است ) اما به تدریج می بینیم که در زیر زندگی به ظاهر آرام این شهر کوچک وقایع دیگری در جریان است که ناشی از گذشته هایی مخفی نگاه داشته شده و خطاهایی ناشی از ضعف انسانی است که گاه همچون گویی از برف در گذر زمان بزرگ و بزرگتر شده است و افراد زیادی را به کام خود کشیده است .
به لطف فیلمنامه بسیار خوب و بازی خوبتر کیت وینسلت روایتی که می توانست به یک سری خسته کننده تبدیل شود بدل به داستانی پر کشش و جذاب شده است بطوریکه شما در انتهای هر قسمت منتظر قسمت بعدی هستید .
اگر این سریال را بعد از کلی سریال و فیلم فانتزی که این روزها مرسوم شده است ببینید همچون پتکی شما را به میان واقعیت پرتاب می کند .
کیت وینسلت از فیلم تایتانیک معروف شد به نظرم اگر فرض کنیم این دو فیلم - سریال در دو انتهای دوره کاری او باشند خودشان روایتگر یک زندگی هستند . زندگی که از دختری با عشق بدون محدودیت و بی پروا شروع شد به زنی گرفتار در مشکلات مختلف ( پسر خود کشی کرده -یک نوه حاصل از رابطه نامشروع- مادری ناسازگار و...) اما همچنان امیدوار به حل مشکلات و شروعی دوباره ختم گردیده است .
خوب بود.من دوست داشتم.اخرشم خیلی خوب تموم شد.در واقع این سریال بیشتر برشیهایی از زندگی شخصی کارآگاه پرونده است.با تمام مشکلاتی که ممکنه در زندگی یک شخص مطلقه وجود داشته باشه.من شخصیتش رو دوست داشتم.کلا خوشمان امد.
اون پروندهی قدیمی راجع به دختر گمشده، چه تاثیری روی داستان و روی پروندهی قتل جدید داره؟ طبیعتاً هیچی.
اینطور استدلال نکنین که تمام اینها، باعث شخصیتپردازی بهتر برای مِیر میشه؛ اصلاً و ابداً. اختصاص قریببهاتفاق تایم سریال به مسائل جانبی و بیهودهای که کاملاً جدا از خط داستانی اصلیان، اسمش فقط و فقط وقت تلف کردنه.
آیا غیر از اینه که سازندهها با قاطی کردن این داستانکها با هم، صرفاً میخواستن به معضلات و مسائلی که جامعهشون باهاش گلاویزه، گوشهچشمی داشته باشن؟
روند سریال رسماً طوری ابلهانه جلو میره که انگار جلسات مِیر با روانشناسش و دعواهاش با مامانش و دِیت رفتنهاش، از حل کردن پروندهی قتل مهمتره.
حل شدن معماها هم به شکلیه که ما اصلاً تصور نمیکنیم مِیر داره روند امیدبخشی رو برای حل پروندهها طی میکنه یا داره قابلیت خاصی از خودش نشون میده که کمک میکنه به پیشرفت کار. صرفاً دوتا پروندهی جنایی که ابتدا جوری نشون داده میشه که انگار به هم مرتبطن، نهتنها مرتبط نیست بلکه هردو به احمقانهترین و تختترین شکل ممکن به سرانجام میرسن. از این منظر میشه گفت که سریال جنایی ما، حتی نقطهی اوج و انباشت هیجان هم نداره. واقعاً که احسنت!
و سوال نهایی اینکه این اثر چرا انقدر تحسین شده؟ و شاید مهمتر، چنین زبالهای در قدم اول اصلاً چرا ساخته شده؟
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
u_132078
u_132078
۳۰ فروردین ۱۴۰۵ ۰۳:۴۳
خيلي عالي بود
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Nasibeh68
Nasibeh68
۲۵ آبان ۱۴۰۴ ۲۰:۰۹
عالی، حتما ببینید، مخصوصا بازی زیبای کیت وینسلت
۱
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
arasharash55
arasharash55
۸ مهر ۱۴۰۲ ۰۰:۴۴
-...پدر روحانی شما دقیقا با چه چیزی مبارزه می کنید ؟ -با ضعفهای انسانی . شک و تنهایی و نفرت و تردید. البته این مسیح است که از طرف من عمل می کند .من وسیله او هستم . - میگم اونی که قبلا با آن دختر ( کشته شده ) صحبت کرد شما بودید یا مسیح ؟ ... فیلم از فعالیت روزانه یک پلیس معمولی در یکی از شهرهای کوچک و بارانی پنسیلوانیا شروع میشود ( ظاهرا محل تولد کارگردان سریال بوده است ) اما به تدریج می بینیم که در زیر زندگی به ظاهر آرام این شهر کوچک وقایع دیگری در جریان است که ناشی از گذشته هایی مخفی نگاه داشته شده و خطاهایی ناشی از ضعف انسانی است که گاه همچون گویی از برف در گذر زمان بزرگ و بزرگتر شده است و افراد زیادی را به کام خود کشیده است . به لطف فیلمنامه بسیار خوب و بازی خوبتر کیت وینسلت روایتی که می توانست به یک سری خسته کننده تبدیل شود بدل به داستانی پر کشش و جذاب شده است بطوریکه شما در انتهای هر قسمت منتظر قسمت بعدی هستید . اگر این سریال را بعد از کلی سریال و فیلم فانتزی که این روزها مرسوم شده است ببینید همچون پتکی شما را به میان واقعیت پرتاب می کند . کیت وینسلت از فیلم تایتانیک معروف شد به نظرم اگر فرض کنیم این دو فیلم - سریال در دو انتهای دوره کاری او باشند خودشان روایتگر یک زندگی هستند . زندگی که از دختری با عشق بدون محدودیت و بی پروا شروع شد به زنی گرفتار در مشکلات مختلف ( پسر خود کشی کرده -یک نوه حاصل از رابطه نامشروع- مادری ناسازگار و...) اما همچنان امیدوار به حل مشکلات و شروعی دوباره ختم گردیده است .
۲
۱
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Mariafox
Mariafox
۳ مهر ۱۴۰۲ ۰۸:۰۲
خوب بود.من دوست داشتم.اخرشم خیلی خوب تموم شد.در واقع این سریال بیشتر برشیهایی از زندگی شخصی کارآگاه پرونده است.با تمام مشکلاتی که ممکنه در زندگی یک شخص مطلقه وجود داشته باشه.من شخصیتش رو دوست داشتم.کلا خوشمان امد.
۲
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
mashahi
mashahi
۱۷ شهریور ۱۴۰۲ ۱۹:۳۸
اون پروندهی قدیمی راجع به دختر گمشده، چه تاثیری روی داستان و روی پروندهی قتل جدید داره؟ طبیعتاً هیچی. اینطور استدلال نکنین که تمام اینها، باعث شخصیتپردازی بهتر برای مِیر میشه؛ اصلاً و ابداً. اختصاص قریببهاتفاق تایم سریال به مسائل جانبی و بیهودهای که کاملاً جدا از خط داستانی اصلیان، اسمش فقط و فقط وقت تلف کردنه. آیا غیر از اینه که سازندهها با قاطی کردن این داستانکها با هم، صرفاً میخواستن به معضلات و مسائلی که جامعهشون باهاش گلاویزه، گوشهچشمی داشته باشن؟ روند سریال رسماً طوری ابلهانه جلو میره که انگار جلسات مِیر با روانشناسش و دعواهاش با مامانش و دِیت رفتنهاش، از حل کردن پروندهی قتل مهمتره. حل شدن معماها هم به شکلیه که ما اصلاً تصور نمیکنیم مِیر داره روند امیدبخشی رو برای حل پروندهها طی میکنه یا داره قابلیت خاصی از خودش نشون میده که کمک میکنه به پیشرفت کار. صرفاً دوتا پروندهی جنایی که ابتدا جوری نشون داده میشه که انگار به هم مرتبطن، نهتنها مرتبط نیست بلکه هردو به احمقانهترین و تختترین شکل ممکن به سرانجام میرسن. از این منظر میشه گفت که سریال جنایی ما، حتی نقطهی اوج و انباشت هیجان هم نداره. واقعاً که احسنت! و سوال نهایی اینکه این اثر چرا انقدر تحسین شده؟ و شاید مهمتر، چنین زبالهای در قدم اول اصلاً چرا ساخته شده؟
۲
۱
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ