زمان مطالعه: ۹ دقیقه
روایتی غم انگیز از شهری غم زده ؛ نقدی بر فیلم Manchester By the Sea
|
منچستر، بزرگترین شهر ایالت نیوهمپشایر، محل روایت یکی از آثار درام سالی که گذشت بود. منچستر کنار دریا جدیدترین ساخته ی Kenneth Lonergan پنجاه و چهار ساله می باشد. داستان فیلم در نگاه اول یکی دیگر از کلیشه های مرسوم سینما را نشانه رفته است اما جزئیاتی که در نحوه ی روایت داستان به چشم می آیند باعث شده اند تا اثر مذکور حداقل های لازم برای حضور در بین نامزدهای اسکار بهترین فیلم سال را داشته باشد هرچند که رقیب های دیگر این فیلم در این بخش به جز یکی دو مورد حتی نزدیک حداقل ها و استاندارد های هنری آکادمی هم نرفته اند و گویی که بالاجبار به دلیل کمبود آثار قوی، چنین لیستی را از سوی آکادمی شاهد بوده ایم. کیسی افلک از سوی دیگر تمام آنچه در اختیارش بوده را برای این فیلم به میدان برده است. او در مصاحبه ای به خبرنگار هالیوود ریپورتر گفته بود که برای نقش لی چندلر خود در فیلم منچستر کنار دریا زیاد با تیم سازنده مراوده و گفت و گو نداشته است و ترجیح میدهد خودش متوجه اشتباهات بازیگری اش شود تا دیگران و این فیلم نمونه ی بارز پروژه ایست که کیسی افلک در آن توانسته نقشی را به این خوبی رنگ و لعاب ببخشد که تجسم بخشیدن به آن کارهر بازیگری نیست. منچستر کنار دریا فیلمی درمورد یک فرد تنها و افسرده است که خود را بابت اشتباهات و تصمیماتی که درگذشته گرفته مجازات می کند و در نهایت روح آسیب دیده ی خود را لایق بازسازی می بیند و به زندگی باز می گردد. شاید بتوان این اثر را جالب ترین فیلمی در نظر گرفت که در رابطه با غم ساخته شده است اما شاید یکی دو سال بعد کسی از وجود چنین فیلمی خبر نداشته باشد. فیلم به لطف قلم دقیق نویسنده و کارگردان فیلم کنث لونرگان توانسته تا حد زیادی یک معجون خوش نقش و نگار از عواطف و احساسات آدمی را به تصویر بکشد. اثر فوق یکی از آثاری است که اگر از کسی بخواهید برایتان تعریفش کند ابتدا بهتر است خودتان یک صندلی رو به روی وی بگذارید و منتظر ساعت ها گفت و گو باشید. چیزی که در سالیان اخیر کمتر در آثار هالیوودی به چشم می خورد کمبود چنین پتانسیل هایی در فیلم هاست. بسیاری از فیلم های امروزی در کمتر از چند روز از ذهنتان پاک می شوند و صرفاً جنبه ی سرگرمی و یا اتلاف وقت را دارند اما منچستر کنار دریا علاوه براینکه اثری قابل احترام است، توانسته جور کم کاری دیگر رقیبان اسکاری خود را نیز تا حد زیادی بکشد.
داستان فیلم پیرامون خیلی از ایده ها و انسان ها می رود. شاید مقوله ی اصلی فیلم مبحث فراموش کردن و چشم پوشی از رفتار و برخورد با مردم باشد. در بعضی مواقع فیلم از شما می خواهد که مردمی را که درد و مشقتی را به شما روا داشته اند را فراموش کنید و در برخی موارد چاره ای جز فراموش نکردن برخی تجربیات ناگوارتان ندارید. کیسی افلک 50 درصد راه را برای به تصویر کشیدن فردی غمگین که ذهنش مدام درگیر مسائل گذشته است را پیموده است، اما 50 درصد بقیه ی این شخصیت پردازی را مدیون فیلم برداری بدون نقص و پرجزئیاتی هستیم که از هر آنچه که نیاز باشد به شما نما و شات می دهد. فیلم علاوه بر مبحث چشم پوشی از دیگران به مقوله های دیگری نیز می پردازد. والدینی که صرفاً وظیفه ی بیولوژیکی به دنیا آوردن فرزندان را برعهده داشته اند و بویی از خانواده بودن نبرده اند، مردمی که عمده تفریح و تجارت کاری خود را مدیون قایق و ماهیگیری خود هستند و شهری غم زده و گوشه گیری چون منچستر که تم همیشه سرد و برفی آن به غم موجود در فیلم افزوده است. ساخت چنین فیلمی با این طیف گسترده از جزئیات بسیار سخت است. سختی کار زمانی به چشم می آید که با نگاهی دقیق به برخی اتفاقات داستان متوجه میشویم کارگردان تمایلی به پرداخت بیش از حد به آن ها ندارد. تمایلی که در تمام حرکات دوربین می توان وجود آن را حس کرد و اگر انتقاد ها و بازخورد های منفی بعد از فیلم گریبان سازنده را نمی گرفت شاید هرکارگردانی دوست داشت که به چنین جزئیاتی شاخ و بال بدهد. سکانس بازجویی از چندلر در اداره ی پلیس شاید نقطه ی اوج چنین تمایلاتی باشد. زمانی که بیچارگی این شخص به اوج خود می رسد و به داستان اجازه ی این را می دهد که ادعا کند در اوج خود قرار گرفته است. نکته ی جالبی که در شخصیت اصلی فیلم نشان داده می شود این است که او علاوه بر داشتن شخصیت پردازی قوی از سوی نویسنده، هم چنان در انتهای فیلم سرنخ و کورسویی از ادامه دادن این شخصیت پردازی را در خود دارد و این بدان معناست که شخصیت او در یک تعادل دو سویه قرار گرفته است. از یک سو وقتی به توصیف عواطف و افکار چندلر بپردازیم متوجه می شویم که همین مقدار شخصیت پردازی از سوی لونرگان به اندازه ی کافی در فیلم گنجانده شده است و از سوی دیگر مرموز بودن حضور وی در فیلم نامه باعث شده تا بیننده بعد از اتمام فیلم شروع به شاخ و بال دادن به شخصیت او کند. کسی که حتی بعد از پایان فیلم هم می توان حدس و گمان های تازه ای از آنچه واقعیت اوست در ذهن تداعی کرد. شاید اگر مقوله ی فیلم تبدیل به یک سریال تلویزیونی شود، باید انتظار یک اثر بسیار پخته با شخصیت پردازی های بسیار باشیم. دو وجه مهم شخصیتی لی چندلر در فیلم را می توان به حضور و عدم حضور برادرش در فیلم تقسیم کرد. او در 90 درصد مواقعی که برادر بزرگتر و حامی خود را در زندگی اش می بیند خوشحال است و در بقیه ی لحظات فیلم فردی مغموم و افسرده تلقی می شود. افسردگی حاصل شده از غمی کهنه که با فلش بک های متعدد به تصویر کشیده می شود در آینده ی لی چندلر برروی اطرافیان او نیز تاثیر گذاشته است. شخصیت پردازی فیلم در برخی موارد نقاط ضعفی هم دارد. نقطه ضعف بدین جهت که عمده تمرکز کارگردان و نویسنده برروی شاخ و بال دادن و برجسته کردن ابعاد روانی و روحانی شخصیت اصلی فیلم بوده است و شخصیت پردازی بعضی از کارکتر های فیلم نصف و نیمه رها شده اند اما با این حال نمیتوان بابت این قصور به فیلم و عوامل سازنده خرده گرفت چرا که شخصیتی که چندلر آن را به دوش می کشد این چنین پرداخت و تمرکز پرجزئیاتی را می طلبد. پرداختی که به تنهایی جور کم کاری بازیگری دیگر عوامل روی صحنه را هم کشیده است.
نگاه انتقاد گونه ی فیلم به نحوه ی بزرگ شدن بسیاری از مردم آمریکایی به گونه ای که خودشان را مهم تر از بقیه بدانند به خوبی در فیلم دیده می شود. زمانی که والدین پاتریک را مشاهده می کنیم به وضوح می توانیم ناپخته بودن و نابالغ بودن بخش عمده ای طبقه ی بزرگسال فیلم را تماشا کنیم. نگاهی که یک دید کلی مشت نمونه ی خروار به بیننده می دهد. مسئله ای که بسیاری از کشورهای جهان و فرهنگ های مختلف نیز با آن مواجهند. این طیف از جزئیات همانگونه که گفته شد از منچسترکنار دریا فیلمی تاریک می سازد که در مواقعی ترجیح داده به جای پرداخت به نور و امید خود را غرق در افسردگی و بیچارگی کند و تا زمانی که مسئله شفاف نشده وارد روشنایی امید بخش به زندگی نشود. روندی که تا 5 دقیقه ی نهایی فیلم مدام در اوج قرار می گیرد و درنهایت به بیننده رحم و روی خوش نشان می دهد. اگر منچستر کنار دریا را به گوشه ای بگذارید و به آثار قبلی این کارگردان نگاهی بیفکنید با عناوین مشابهی چون Margaret و You Can Count On Me برخورد خواهید کرد. تدوین و فیلمبرداری اثر سبک موزائیکی و پازل گونه ای را دنبال می کند.فیلم یک کلکسیون از نماهای 30 ثانیه ای بهم پیوسته است. بسیاری از نماهای فیلم کوتاه ضبط شده اند ولی همان نماهای کوتاه با جزئیات بسیار زیادی در کنار هم قرار گرفته اند تا درنهایت فیلم قابل قبولی را تحویل مخاطب دهند. در اکثر لحظات فیلم موسیقی کلاسیکی را گوش می دهیم که تمی غمگین به فیلم بخشیده است. لانگ شات هایی از شهر غم زده ی منچستر که گویی زندگی در آن جریان ندارد را با مناظر زیبای برف به تماشا خواهید نشست و سکوتی که حتی در فریاد های فیلم نیز حضور ثابتی در روایت داستان از خود به جای گذاشته است.منچستر کنار دریا یک روایت تازه ی هالیوودی است. تازه بدین جهت که پرداخت به چنین موضوعی، خیلی وقت است که جایگاهی در آثار امروزه ی سینمای جهان ندارند. شاید کلیشه های موجود در فیلم در نگاه اول تکراری و حوصله سربر باشند اما اثر مذکور به هیچ وجه قالب راکد و بی حس آثار مشابه این ژانر را ندارد و آن طور که خود صلاح می بیند عرضه اندام می کند. منچستر کنار دریا اثری مملو از احساسات، تفکرات، شخصیت پردازی های متفاوت و پخته، فیلم برداری بی نقص و نگاهی باجزئیات بسیار است که به احتمال زیاد فیلم را به اسکار بهترین اثر سال نیز برساند. فیلم در مقایسه با رقیب های خود در بخش بهترین های سال یک سر و گردن بالاتر است و شاید بتوان جدی ترین رقیب آن را عنوان Arrival یا Hell or High Water دانست. منچستر کنار دریا از آن دسته آثاری است که دوست دارید برای بار دوم با کسی که هنوز آن را ندیده به تماشا بنشینید و ببینید که نگاهتان چه مقدار با آنچه در بار اول دیده اید متفاوت است. |
دانلود فیلم Manchester by the Sea با لینک مستقیم


دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید