news-background
news-background

آنتونی هاپکینز یک کتاب زندگینامه و یک مستند بر اساس زندگی‌اش منتشر می‌کند: «حافظه خیلی خوبی دارم»

هاپکینز تولید یک مستند بر اساس زندگی خود را تأیید کرد.

«آنتونی هاپکینز» در مصاحبه با «پیپل» می‌گوید در حال نوشتن یک کتاب خودزندگی‌نامه و تولید یک مستند بر اساس زندگی خود است.

بازیگر ۸۶ ساله «سکوت بره‌ها» (The Silence of the Lambs) به کارگردانی «جاناتان دمی» می‌گوید: «در حال نوشتن یک بیوگرافی هستم. فرایند عجیبی است. متوجه شده‌ام که در یک چیز خوشبخت بوده‌آم. شاید به خاطر مغز بازیگری‌ام باشد. حافظه خیلی خوبی دارم. روزها و ماه‌های سال‌ها قبل را به یاد می‌آورم.»

هاپکینز اضافه می‌کند که همسرش استلا در حال تولید یک مستند بر اساس زندگی اوست: «اختیار تام دارد که همه‌چیز را [پوشش دهد.]» با این حال پروژه همچنان در مراحل ابتدایی است.

او می‌گوید همسرش با «جودی فاستر» دیگر بازیگر «سکوت بره‌ها» مصاحبه کرده است:‌ «نمی‌دانم. از او سؤال نمی‌کنم. فیلم سنگینی است. نمی‌دانم چه زمانی بیرون می‌آید.» هاپکینز متولد جنوب ولز است و می‌گوید در مدرسه «خنگ» بوده است. زندگی او در آن سال‌ها چنان بی‌هدف بوده که پدرش «ناامید» می‌شود: «گفتم: «یک روز به شما نشان خواهم داد، به هر دوی شما.»»

هاپکینز در کالج سلطنتی موسیقی و نمایش ولز تحصیل می‌کند و در تئاتر ملی سلطنتی لندن بازیگر ذخیره «سر لورنس الیویه» می‌شود اما اعتیاد او به الکل رشد او را کند می‌کند:‌ «با نوشیدن داشتم خودم را به کشتن می‌دادم. یک روز، به یک لحظه وحشت مطلق دچار شدم. از کسی کمک گرفتم. به ۴۸ سال قبل برمی‌گردد.»

او در سال‌های بعد در فیلم‌هایی چون «بقایای روز» (The Remains of the Day)، «نیکسون» (Nixon) و «آمیستاد» (Amistad) ظاهر شد و در ۸۳ سالگی با «پدر» (The Father) اسکار بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

هاپکینز که آخرین بار در «آخرین جلسه فروید» (Freud’s Last Session) دیده شده می‌گوید: «بخت با من یار بوده. فراز و نشیب و افسردگی و ناامیدی و خشم و همه این مسائل را تجربه کردم، اما به تدریج در چند سال آخر فکر می‌کردم: «خوب، هنوز زنده‌ام.»»

او در بخش دیگری از مصاحبه با «پیپل» می‌گوید «هانیبال لکتر» یکی از بهترین نقش‌هایی است که در تمام عمر خوانده است: «فیلمنامه را باز کردم. در رختکن تئاتر نشستم و صحنه اول لکتر را خواندم. گفتم: «این یک پیشنهاد است؟» [دمی] گفت: «اطمینان ندارم.» گفتم: «بیش از این نمی‌خوانم، چون یکی از بهترین نقش‌هایی است که به عمرم خوانده‌ام.»

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید