زمان مطالعه: ۶ دقیقه
نقد قسمت سوم House Of The Dragon: در کمین گوزن سفید
[هشدار: حاوی اسپویلر]
قسمت سوم «خاندان اژدها» (House of the Dragon) با مراسم باشکوه تولد دو سالگی ایگان، فرزند پسر پادشاه و آلیسنت آغاز میشود. این در حالی است که همسر جوان ویسیریس فرزند دیگری در شکم دارد. جنگ خونینی در استپاستونز در جریان است که یک طرف آن دیمون و لرد کورلیس قرار دارند و طرف دیگر کربفیدر. آن دو در آستانهی شکست سنگینی هستند که با رسیدن خبر آن به ویسیریس پادشاه به توصیهی همسرش، آلیسنت نیروهای کمکی را برای برادرش میفرستد. دیمون با شنیدن این خبر، نقشهی خطرناکی را عملی میکند و در نهایت لشگر کربفیدر را شکست میدهد. در مراسم تولد، همگی به نحوی برای رینیرا و ویسیریس خوش رقصی میکنند تا از طریق ازدواج با دختر پادشاه، عضو جدیدی از خاندان سلطنتی شوند. تمام لردها و شاهزادگان در کمیناند. در کمین شکاری که به این راحتیها دم به تله نمیدهد.
تقابل مرکزی قسمت سوم را باید بین رینیرا و ویسیریس درنظر بگیریم. جایی که پدر اصرار به ازدواج دخترش دارد. ولی رینیرا این عمل ویسیریس را نوعی توهین تلقی میکند. ازدواجی که بیشتر از هر چیز، ابزاری برای محکمتر شدن پیوندهای رأس قدرت است. شیوهای که بتوان مجراهای تازهای از ثروت به دربار سرازیر کرد و نیروهای نظامی بیشتری در اختیار داشت. اما رینیرا یا به نوعی دیگر، ایدهی مرکزی سریال، قصد قدم زدن در حیات خلوت کلیشهها را ندارد. از این منظر، سادهنگرانه یا بعضاً پیچیده، قصد دارد کلیشههای جنسیتی و نژادی را بشکند. عملی که در سال ۲۰۲۱ ممکن است آنقدر چشمگیر نباشد. ویسیریس مدام به رینیرا تأکید میکند که با به دنیا آمدن فرزند پسرش قصد متزلزل کردن جایگاه او یا بازپسگیری آن را ندارد. وعدهی سرخرمن؟ احتمالاً بله. شاید توضیحش کمی سخت باشد، ولی میتوان از نوع برخورد ویسیریس با دخترش متوجه نوعی ترس شد. ترس از شخصیت عملگرا، خشن، تصمیمگیرنده، عقلانی و متفکر رینیرا. دختری که کمتر درگیر احساسات میشود و سخت میتوان لبخندی روی صورتش دید. کوتاه و مختصر: به سردی یخ. این ترس در انتخاب کلمات ویسیریس، برخورد محافظهکارانه و مخفیکاریهای او مشهود است.
تمامی بخشهای سومین قسمت از خاندان اژدها حول دو صحنهی کوتاه و کلیدی میگردد. پیش از این باید گذر کوتاهی به مسألهی شکار داشته باشیم. عملی که به شکل بدوی مختص مردان بوده است. شکار با تفنگ، تیروکمان، دام یا نیزه. مثل همان نیزهای که شاهزادهی لنیستر به ویسیریس هدیه داد و بعد از آن درخواست ازدواج از رینیرا را داشت. شکاری فعلاً ناموفق. شکار باید در سکوت اتفاق بیفتد. شکارچی صبور است چون باید زمان زیادی را باید انتظار بکشد. عملی دور از خانه و خطرناک که در نهایت شبیه به پیروزی در جنگ، غنیمت مهمی در پی خواهد داشت. اگر از این گذاره، برداشت جنسیتی نشود، باید گفت شکار ذاتاً عملی مردانه است. هرچند در اسطورههای یونانی زنان آمازون هم بودهاند. اما با نگاهی زمینیتر، در جوامع بدوی، حتی در نقاطی از شهرها و کشورهای مختلف امروزی، مسئول نانآوری، مردان به حساب میآیند. البته با تغییر شکل آن در راستای دگرگونی ساختار زیست جوامع.
آن دو صحنه کلیدی از این قرارند: ملازمان ویسیریس رد گوزن سفید را در جنگل پادشاه زدهاند. نماد پادشاهی و حیوانی اسطورهای. ویسیریس به شکارگاه میرسد تا این طعمهی دستنیافتنی را شکار کند. سربازان پادشاه، گوزن بزرگی را از چهار طرف با طناب بستهاند. اما از آن موجود سفید اسطورهای خبری نیست. منتظرند ویسیریس با نیزه گوزن را از پا دربیاورد. پادشاه، با قدمهای سست و دستهای لرزان و بدون اعتماد به نفس لازم سمت گوزن میرود. سرباز گوشزد میکند که نیزه را دقیقاً در کدام ناحیه فرو کند. با این حال پادشاه که انگار تا به حال شکاری انجام نداده، ضربهی اول را اشتباه میزند و در ضربهی دوم به سختی میتواند گوزن را بکشد. این صحنه را کنار لحظهای قرار دهید که رینیرا بعد از حملهی گراز، چندین و چندبار خنجرش را در گردن حیوان فرو میکند و تمام صورتش از خون گراز قرمز میشود. در بازگشت او با لاشهی گراز به مقر پادشاهی نوعی نخوت و غرور به چشم میخورد. نگاههای متعجب و تحسینآمیز مردانی که هرکدام آرزو دارند زنی همچون او داشته باشند. یک ویژگی جذاب برای جذب مذکرِ شکارگرِ در پی قدرت. حالا آن ترس پادشاه کمی معنا پیدا میکند. در دنیای مردانهی خاندان اژدها، شکارگر ماهرتر، شانس بقای بیشتری دارد.
پادشاه در صحنهی شکار، همچون اختهای است که توان جنسیاش را از دست داده. بدون قدرت و شکوه معمول پادشاه موردانتظار. مردی را میبینیم که هر لحظه منتظر است تاج و تختش را دو دستی تقدیم دخترش کند. کلیشهزدایی خاندان اژدها تا اینجای کار بیننده را میخکوب نمیکند. به روش معمول سالهای اخیر هالیوود، زن را در مرکز قرار داده و تا جای ممکن سیاهپوستان هم وارد شدهاند. این کلیشهزداییِ کلیشهای زمانی پررنگتر میشود که تنها شخصیت زن فعال سریال یعنی رینیرا مدام در مقابل دیگر زنها قرار میگیرد. مقابل دوست صمیمیاش که ازدواج و بچهداری را انتخاب کرده یا زنهای حاضر در مهمانی که فقط به دورهمی و کیکخوردن وقت میگذرانند. برای مخاطب امروزی که نقش فعال زن را پذیرفته و ضدیتی با نقش سیاسی و اجتماعی او ندارد، کلیشهزدایی خاندان اژدها نقطهی قوتی نخواهد بود. با این حال طنابی است که خاندان اژدها به آن چنگ میزند تا روایت را پیش ببرد.
حسین نیرومند
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
konan
konan
۱۸ شهریور ۱۴۰۱ ۱۹:۲۱
سپاس از شما و نقد بسیار زیبا
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
nazanin13toufani
nazanin13toufani
۱۷ شهریور ۱۴۰۱ ۲۰:۰۰
عالی بود
۲
۱
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ