زمان مطالعه: ۶ دقیقه
نقد فیلم You Are Not My Mother: وازنش از جنس امر زنانهی هیولاوار
باربارا کرید در مطالعهاش در خصوص امر زنانهی هیولاوار در سینمای وحشت، نوعی زنانگی عصیانگر را مطرح میکند و فیلم ترسناک را مواجههای با امر وازننده میبیند. او از واژهی وازنش به عنوان فضولات، زدودنیها، جنازه، خون و هرآنچه که باید دفع شود تا مرزهای بین انسانی و غیرانسانی از نو ترسیم شود، نام میبرد. کرید اذعان دارد که در سینمای وحشت، امر غریب به تجربهی ناراحت کنندهی تنافرشناختی منجر میشود و این نقطه جایی است که در آن چیزی همزمان جذاب و زننده شکل میگیرد. کرید در بحث خود در باب وازنش، از الگوی ژولیا کریستوای روانکاو نیز بهره میبرد و مطرح میکند: وازنش مربوط به واکنشی ناساز همچون انزجار، تهوع یا وحشت است که در مواجهه با ابژهای که تشخیص خود از دیگری را مخدوش میسازد، پیش میآید. همین است که بودن در وضعیت وازنش یعنی احساس اشمئزاز از مواجهه با ابژههایی که تهدید به شکستن مرز میکنند. وازنش به وضوح مربوط به ابژهای است که بر مرز بین زندگی و خودِ مرگ ایستاده است و این توامانی است که مخاطب را همراه میسازد؛ درست همانند آنچه که در سینمایی «تو مادر من نیستی» (You Are Not My Mother) اتفاق میافتد.

خیابان متروکی در شب، کودکی درون کالکسکه، پیرزنی که لنگان لنگان کودکی را در آغوش گرفته و به سمت جنگل میبرد و آتشی دور او روشن میکند، بعدتر مادر جوان و ناخوشاحوالی روی تخت، دختر نوجوانی که با کابوسهای فراوان بیدار میشود و خانهای که گویی ساکنینش را آرام آرام میبلعد تا در میانخاطراتشان، دفنشان کند و سکوت، تنها چیزی باشد که از خانه بیرون میرود. و همهی اینها، تنها تعدادی از تصاویر مهیج در نخستین ساختهی جذاب کیت دولان: «تو مادر من نیستی» هستند. اثری مدغم از فولکلور ایرلندی و اسرار بیشمار خانوادگی که داستان آن حول محور شارلوت (هیزل دوپ)، نوجوان گوشهگیر و غمگینی میچرخد که هرچه بیشتر، از رفتار نامنظم، آشفته و عجیب مادرش، آنجلا (کارولین براکن) نگران است. شارلوتی که با وجود قلدرهای مدرسه، هیچ دوستی برای صحبت کردن ندارد و در بیرون و درون خانه با انواع مشکلات دست و پنجه نرم میکند. خانهای که پر از وحشتهای ناگفته است و خانوادهای که اسرار ماوراء الطبیعه و خرافاتی دارند. در یکی از همین روزها اما به ناگهان آنجلا، ناپدید میشود و روز بعد بدون هیچ توضیحی دوباره ظاهر میشود، و معمای چرایی غیب شدن و محل اختفای مادرش که تنها با واکنش ناآرام مادربزرگش (اینگرید کریجی) عمیقتر میشود، زندگی او را دگرگون میکند.

«تو مادر من نیستی» که درست در منطقهای سرد و محزون در ایرلند با تصاویر شکوهمند نارایان ون مایل ثبت شده است؛ در جریان برگزاری مراسم هالووین میگذرد و بخش عمدهای از نیروی ماوراء طبیعی خود را به ابهام و کنایه میگذراند و در عوض بر واکنشهای شارلوت به دگرگونی هراسناک و غیرقابل توجیه مادرش تمرکز میکند. دختری با چهرهای رنگ پریده و چشمان درشت، سرشار از یاس و ناامیدی و مواجهه با وازنندگی از سمت خانواده، علیالخصوص مادرش که از حالت خصمانه به دوست داشتنی، هیجانی به آسیب پذیر، پرانرژی تا نزدیک به کاتاتونیک تغییر میکند و زندگی او را در مغاک بیانتهای ترس و تاریکی فرو برده. نمونهی دقیقی از این مواجهه با وازنش را در یک صحنهی شگفتانگیز میبینیم که انجلا به آرامی یک رقص ساده را به یک عمل هراسناک و متحجرانه تبدیل میکند و مخاطب را میخکوب میسازد و عدم امنیت را به همراه میآورد و نشان میدهد که بیماری روانی والدین چقدر میتواند برای کودک ترسناک و دلهرهآور باشد.
با اینکه فیلمهایی همانند «تو مادر من نیستی» در ظاهر داستانی از هراس فراطبیعی را نشان میدهد، اما در این داستان، نوجوانی که مادر رواننژندی دارد و رفتار هیولایی از خود بروز میدهد و مادربزرگ عجیب و مرموز، به همان اندازه، بزرگ است. اگرچه افشای دسیسههای طرح ساده، اما مؤثر و غافلگیرکنندهی فیلم، گستاخانه خواهد بود، اما بدون شک نشان دادن این موضوع که اولین فیلم بلند دولان بهطور مؤثر ترسهای واقعی و تخیلی را با هم ترکیب میکند، مایهی آرامش خواهد بود.
ذکر این نکته الزامی است که دولان و تیم طراحی تولید او باعث میشوند که خانه شارلوت مانند اتاق انتظاری برای ورود به جهنم به نظر برسد؛ خانهای تیره و تار، مملو از مبلمانی که باید خوشایند باشد ولی راحتی را ارائه نمیدهند، خانهای پر از لامپهایی که حتی اگر اصلا کار کنند، گرمای بصری ایجاد نمیکنند. نارایان ون مایل، فیلمبردار اثر، به دقت دنیای بینظیر و ناخوشایند بیرون از خانه شارلوت را با نور کم بسیار ناخوشایند درون آن متعادل میکند. هیچ راه فراری برای قهرمان داستان وجود ندارد. او در داخل خانه گیر افتاده است و وقتی میتواند بیرون بیاید، قلدرها و همسایگان مشکوک او را مجبور به بازگشت میکنند. و البته بیشک هیزل دوپ نیز بازیگر ایدهآلی برای فیلمی مانند «تو مادر من نیستی» است، او بارهای سنگینی را به دوش میکشد و در بازی هایپررئالش، تلاش میکند تا موقعیت را به درستی درک کند و نسبت به آن دست به عمل بزند. دوپ در کنار کارولین براکن، که عملکردش باید خط باریکی را بین یک بیمار رواننژند و احتمالا شرور اخروی طی کند، ترکیب وحشتناکی از قدرت و ترس را، به طرز ماهرانهای منتقل میکند.
در نهایت میتوان گفت دولان در این فیلم غرق در فولکلور ایرلندی که در فضای هالووین میچرخد، داهیانه میتواند اسطورهی وحشت ایرلندی را بدون توضیحات ریز و درشت بیان کند و امر زنانهی هیولاوار را به زیبایی تصویر کند و این نشان از داستانسرایی مطمئن او، تصاویر خیرهکنندهی نارایان ون مایل، بازیهای روان بازیگران و البته تدوین کارآمد و وهمآور جان کاتلر است. «تو مادر من نیستی» با ترسهای خیرهکننده، فضایی محزون و وهمآلود و اجراهای چشمگیر، به تدریج خود را به عنوان یک فیلم ترسناک شیطانی نشان میدهد که فیذاته قابل توجه است. این نمونهی جسورانه و اثرگذار از وازنشی است که ریشه در آیین دارد، تا تن پاک و شایسته را اینبار با عنصر آتش، برجسته کند؛ آتشی که فضولات، اضافات، ننگ و سایر ناپاکیهایی که خویشتن را گرفته جدا میکند و از طریق همین وازنش و بازگشت به خویشتن، مخاطب را به کاتارسیس میرساند.
یاسمن اسمعیلزادگان
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید