زمان مطالعه: ۵ دقیقه
نقد فیلم «ملاقات خصوصی»: پس از ملاقات، اوضاع سختتر خواهد شد
«ملاقات خصوصی»، نخستین ساختهی بلند امید شمس که بر اساس یک ماجرای واقعی به تصویر آمده است، روایتی است از به دام انداختن دختران چشم و گوش بسته، ساده و عموما متعلق به خانوادههای از هم پاشیده، درگیر مشکلات اقتصادی و سرشار از گره و گرفتاری که بدل به سوژهی مناسب و مدنظر قاچاقچیها میشوند. جهان اولین فیلم این کارگردان، جهانی سرد، خشن و بیرحم است که در آن کاراکترها مرتکب خطاها میشوند و تاوان خطاها، به وجود آمدن تنشها و گرههای دیگری است که برای باز کردنش، مدام باید در مغاک بیانتهای خبط و خطا فرو بروند و چارهای جز این ندارند.
فیلم به داستان پروانه با بازی پریناز ایزدیار میپردازد که متعلق به خانوادهای تنگدست و از طبقهی فرودست جامعه است. دختری که پدرش در زندان به سر میبرد و برادری دارد که تحت تعقیب است. در این میان، فرهاد با بازی هوتن شکیبا، که همبندی پدر او در زندان بوده، واسط میان پدرش و او میشود و به اموراتشان رسیدگی میکند، اما این آشنایی جریانات دیگری را رقم میزند که اساس زندگی پروانه را دگرگون میکند.
بیشک «ملاقات خصوصی» از آن دست رئالیسمهای تند و تلخ اجتماعی است که مشابه آن را در سالهای اخیر، به وفور دیدهایم و نمونهی بارزش آثار سعید روستایی است. داستان فیلم هم، در جهانی تلخ و گزنده و تنشزا که مطابق با الگوی بزهکار و قربانی است، پیش میرود. این نکته حائز اهمیت است که شاید از رکنهای اساسی فیلم، فیلمنامهی قابل توجه و قابل تامل آن باشد که تفاوتهای مهمی نسبت به این دست آثار پرتکرار در سینمای ایران دارد. فیالواقع فیلمساز در اینجا به انواع و اقسام مشکلات اجتماعی نمیپردازد تا فیالمثل اثبات کند که دغدغه دارد، به فکر بهبودی اوضاع و الخ است و عمق دغدغههایش در تمام فیلم مشهود است. بیشک فیلمنامهنویسان اثر امید شمس، علی سراهنگ و بهمن ارک تلاش کردهاند در یک مسیر صحیح و سرراست حرکت کنند و از روی کاراکترها به سادگی عبور نکنند و به عمق روابط میان آنها نیز بپردازند. اگرچه یکی از نقاط ضعف متن، مقدمهی طولانی و دیر روشن شدن موتور اصلی داستان است، اما با شخصیتپردازی قابل قبولی مواجهایم.
به لحاظ بصری اما، از شروع فیلم، با بافت رنگی خاصی مواجهایم که به نوعی میان فرم اثر و مضمون، غرابتی را به وجود آورده است. تنالیتهی رنگی گستردهی فیلم که از سبز تا قرمز را شامل میشود و مبری از رنگهای خنثی است، شیوهای است که چندان شبیه به آثاری نیست که برای نشان دادن وضعیت سخت و دردناک زندگی شخصیتها و روزگار سخت، تمام عناصر را اگزجریت میکنند و به سمت بدی و بدبختیه هرچه بیشتر، حرکت میکنند.
از دیگر نقاط ضعف فیلم، دیدن پریناز ایزدیار و هوتن شکیبا، در نقشهایی است که بارها دیدیمشان و تکرار آنها، چیزی جز تیپسازی نیست. ایزدیار با طراحی چهره و لباس ویژهی طبقهی فرودست و زندگی در محلههای فقیرنشین، بیشک تداعی دیگر آثار او را برای مخاطب به همراه دارد و همین امر تا حدودی امکان برملا شدن داستان را به همراه دارد و یا دیدن هوتن شکیبا در نقش فردی که ادای عشاق را در میآورد ولی ذاتا چنین نیست نیز برایمان تکراری است. اما با این حال تنها نکتهی مثبت نسبت به این دو بازیگر این است که نقش خود را به ظرافت ایفا کردهاند و البته چهره بودنشان، گیشه را هم تا حدودی تضمین میکند.
در نهایت میتوان گفت سینمایی «ملاقات خصوصی»، به لحاظ انتقال مسائل و مفاهیم و ارتباط با مخاطب، درست و قابل قبول عمل میکند و تا حدودی نیز میتواند تاثیرگذار باشد. البته داستان فیلم بکر است و این بار مسئلهی دزدی و مواد مخدر از سمت و سویی دیگری مورد نظاره قرار گرفته. علیرغم نقاط ضعف، اما این فیلم نه تنها بهعنوان نخستین ساختهی یک کارگردان جوان قابلتوجه است بلکه، با کنار گذاشتن تجربهی کارگردان، بیشک از ویژگیهای مهم و با ارزشی در سطح سینمای ایران برخوردار است. امید شمس و همکارانش، به خوبی نشان میدهند که هنوز میتوان به الگوهای تکرارشده با پرداختی تازه، نگاه کرد و دست به آفرینش زد. «ملاقات خصوصی» با اینکه میتوانست با دقت در بعضی نقاط، به فیلم بهتری بدل شود اما بیشک اثر قابل احترامی است که مخاطب را در انتظار اثر بعدی این کارگردان نگه خواهد داشت.
یاسمن اسمعیلزادگان
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید