news-background
news-background

نقد فیلم Antebellum: تصفیه‌ نژادی در ملک شخصی

 

«نفرت از دیگری، چه در شخص و چه در گروه یا قوم، اساسا شکل مخدوش شده‌ی نفرت از خود است. - مراد فرهادپور»

 

فیلم «انتیبلوم» (Antebellum) ساخته‌ی «جرارد بوش» و «کریستوفر رنز»، با سکانسی مبهم و رویاگون از یک عمارت در منطقه‌ای آرام و زیبا و فضایی بی‌خطر آغاز می‌شود و درست چند ثانیه بعد، با چرخش دوربین، از این آرامش به سمت برده‌های سیاه‌پوستی که در مزرعه‌ی پنبه سخت مشغول کار هستند و سربازان سفیدپوست یک کنفدراسیون جنوبی که بر آن‌ها حکمرانی می‌کنند، ابهام‌‌ها کنار می‌رود و رویا بدل به کابوس می‌شود و با خطرناک‌ترین مکان دنیا آشنا می‌شویم: منطقه‌ی «انتیبلوم».

داستان فیلم «انتیبلوم» روایت سیاه‌پوستانی است که در عصر حاضر، قربانی اعتقادات، امیال و خشونت نژادپرستانه جمعی از سفیدپوستان آمریکایی می‌شوند و طبق برنامه‌ریزی، ربوده می‌شوند و به منطقه‌ای خصوصی در آمریکای جنوبی فرستاده می‌شوند. روایتی مبتنی بر تقسیم جهان به دو بخش خودی و دیگری/بیگانه و انتساب ارزش‌های مثبت و منفی به این دو بخش و جنگی که ممکن است در راه باشد.

تهیه‌کنندگان «برو بیرون» و «ما» این‌بار هم به سراغ مسئله‌ی نژادی رفته‌اند و در تازه‌ترین فیلمشان، بازنگری به برده‌داری آمریکا را این‌ بار در زمان حال نشان می‌دهند. پس از گذشت ۴۰دقیقه‌‌ی ابهام آمیز و نه چندان معلوم از مزرعه، برده‌ها و سربازان، با فلش بکی به زندگی یکی از کاراکترهای سیاه ‌پوست (ژانل مونائه) می‌رویم که چگونه وارد این مکان شده‌ است (و در این گذشته فی‌الواقع متوجه می‌شویم تمام سیاه‌پوستان چگونه وارد این منطقه شده‌اند) و سپس دوباره به حال بر می‌گردیم و بیزاری سیاه‌پوستان و میل به انتقام.

فیلم از سکانس آغازین با یک مسئله‌ی مهم پیوند خورده است، مسئله‌ی رابطه‌ی مخدوش خود و دیگری. رابطه‌ای مخدوشی که در این‌جا می‌بینیم، همانند آن شکلی است که مراد فرهادپور در کتاب عقل افسرده بدان اشاره می‌کند؛ رابطه‌ی مخدوش خود و دیگری از نوع دیگری به منزله‌ی موجود پست‌تر و تاکید بر حفظ فاصله میان خود و دیگری و نابرابری در سلسله مراتب قدرت. شخصیت‌های سیاه‌پوست فیلم و یا به عبارتی صحیح تر: موجودات بیگانه از منظر سفیدپوستان فیلم، به عنوان یک متخاصم، یک عنصر خارجی، یک جسم بیگانه می‌مانند که فساد را در بافت سالم اجتماعی تزریق می‌کنند، پس حذف این موجودات لازمه‌ی جامعه‌ای سالم و امن است. سیاه‌پوستانی که می‌بینیم علاوه بر این‌که در این ملک خصوصی دور افتاده متحمل هر گونه ظلم و رنج و تجاوز و غارت می‌شوند، هویت اصلی‌شان هم سلب می‌شود و به غیر از چند مورد محدود، عمدتا بی‌نام و بی‌صدا هستند و اجازه‌ی صحبت کردن با یک‌دیگر را هم ندارند و اربابان سفیدپوستشان، آن‌ها را از هرگونه صحبت کردن منع کرده‌اند. آن‌ها در مزرعه‌ی پنبه به کار گرفته شده‌اند و البته تمام پنبه‌‌هایی که آن‌ها کل روز را صرف چیدن می‌کنند، پس از پایان کار سوزانده می‌شود.

در این‌جا با موقعیتی رو به رو می‌شویم که رنج سیاه‌پوستان یک اصل سازماندهی شده و یک خشونت سیستمی است و تمامی تجاوزها، ضرب و شتم‌ها و قتل‌هایی که شاهد آن هستیم علاوه بر این‌که یک تصفیه نژادی سازمان یافته به همراه وحشی‌گری فردی و گروهی است، یک نوع سرگرمی و تفریح برای شرورهای داستانی محسوب می‌شود که برایشان سرخوشی و کیفوری بی‌حدی را به همراه دارد.

با این حال فیلم آنچنان که باید ذهنمان را درگیر نمی‌کند، سازندگان «انتیبلوم» با این‌که مسئله‌ی مهمی را مطرح می‌کنند، در پرداخت دچار اشکالاتی می‌شوند که بی‌شک نوعی دلزدگی و بی‌رمقی را در مخاطب بوجود می‌آورد. بخش اول فیلم تا حدود دقیقه‌ی ۴۰ با ریتم کند، آنچنان توجه مخاطب را جلب نمی‌کند، تنها با تصاویری از قساوت و افسارگسیختگی رو به رو هستیم که قرار است تنها بخشی از فیلم را پر کنند و حتی در پیش بردن قصه‌ی اصلی فیلم که به جریان برده‌داری در مزرعه‌ای نامعلوم می‌پردازد، سهمی ندارند. بخش میانی فیلم که بازگشتی است به ساعات منتهی به آدم ربایی و بردگی یکی از کاراکترها به نام ورونیکا، با این که سر آغاز گره گشایی داستانی است و تازه متوجه می‌شویم داستان از کجا شکل گرفته است هم آنقدرها مطلوب نیست. خالقین اثر در نشان دادن شخصیت ورونیکا، زندگی او، پست و مقام او و ابعاد بخشیدن به این کاراکتر، سطحی عمل می‌کنند و ما را عمیقا درگیر نمی‌سازند. و در بخش سوم و پایانی که حالا قرار است با قیام سیاه‌پوستان مواجه شویم، روابط منطقی به نظر نمی‌رسد و متکی بر تصادف و شانس پیش می‌رود.

از نکات دیگری که باید بدان اشاره کرد، نوع اقدامات شرورهای داستانی؛ گروه متوهم سفیدپوست کاریکاتوروار است. عملیات و تشکیلات آن‌ها و ربودن تعداد زیادی سیاه پوست آن هم در عصر حاضر آن قدر تصنعی و الابختکی است که بیش از ترسناک بودن، به کمدی می‌ماند. گویا سازندگان به حقیرانه‌ترین شکل ممکن می‌خواهند دست روی احساسات تماشاگران بگذارند و ما را تنها با دسته‌ای از نژادپرستان بی‌نام و نشان شیطانی مواجه کنند که دلایل، روش‌ها، اهداف و انگیزه‌های آنها مبهم است و به نظر می‌رسد، درک پیامدهای سیاسی کاری که انجام می‌دهند را ندارند و تنها به تصفیه نژادی فکر می‌کنند.

هر چقدر چنین ایده‌ای در فیلم «برو بیرون» موفق بود و دلهره و هراس را در مخاطب به وجود می‌آورد، در این‌جا با شکست مواجه می‌شود. فیلم به شکلی ابتدایی و تصنعی، در چرخه‌ی بزرگ‌نمایی‌های طاقت فرسای صنعت سینمای آمریکا فرو می‌رود. سینمایی که سیاه‌پوستان را تنها اجسام سیاهی می‌داند که متحمل انواع و اقسام رنج‌ها و سختی‌هت شده‌اند و حالا باید قیام کنند و جواب خشونت را با خشونت بدهند. در نتیجه تنها با فیلمی خسته کننده رو به رو هستیم که حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد و آنقدر بلند پرواز نیست که بتواند چنین مسئله‌‌ی تاریخی را به درستی توصیف کند و با فیلمنامه‌‌ی ضعیف، شخصیت پردازی نازل و پیامی غیر شفاف و تنها با ترویج بی‌اخلاقی همچون نشان دادن جزئیات خشونت‌‌ علیه سیاه‌پوستان، می‌خواهد معنای سیاه پوست بودن در آمریکا را به مخاطب نشان می‌دهد.

در نهایت باید گفت، «انتیبلوم» محصول سینمایی است که در این چند سال اخیر در چرخه‌ی سیاه‌پوستان همیشه مظلوم، دگرباشان همیشه درک نشده و زنانِ همیشه ابزار، گرفتار شده است. چرخه‌ای که با تقلیل دادن موضوع و تحریک هیجانات به نفع گیشه، با خام دستی در پرداخت و نادیده گرفتن ارزش‌های سینمایی، تنها می‌خواهد چرخه‌ی تولید را به حرکت در آورد و کمی بعد، به آرشیو فیلم‌های فراموش شده بپیوندد.

یاسمن اسمعیل‌زادگان

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ ۲۳:۰۳

نام منتقد؟

نمایش اسپویل
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ ۰۱:۵۰

اضافه شد.

نمایش اسپویل