زمان مطالعه: ۹ دقیقه
بررسی جزء به جزء تیتراژ آغازین جدید Game Of Thrones
سریال «بازی تاج و تخت» در آخرین فصل خود، تغییرات بزرگی در تیتراژ سهبعدیِ آیکونیکش ایجاد کرده تا بازتابی از اتفاقاتی باشد که وستروس را دستخوش تغییر قرار داده. تیتراژ در هر فصل سریال نقشهای را به نمایش میگذاشت که نمایانگر مکانهایی بودند که اتفاقات به وقوع میپیوستند، اما با به هم پیوستن تعداد زیادی از شخصیتها در فصل هشتم، تنها سه مکان در تیتراژ به نمایش درآمدند: وینترفل، کینگز لندینگ و لست هارت. دوربین به جای آنکه در سطح نقشه قرار بگیرد برای اولین بار، به داخل هرکدام از این مکانها میرود.
ایندیوایر در همین زمینه با «انگوس وال» و «کرک شینتانی» دو نفر از اعضای گروهی که برای ساخت تیتراژ اصلی برندهی جایزهی امی شده بودند به گفتگو نشسته.
شینتانی میگوید: «پس تماشای هفت فصل قبلی، دیگر لزومی نداشت که به ساختن این مکانها ادامه بدهیم، چرا که همه میدانند که این مکانها کجا قرار دارند و نماد چه چیزی هستند. این موضوع شانسی به ما داد که کمی عمیقتر به درون هریک از این مکانها شیرجه بزنیم و نگران این نباشیم که بینندگان سریال در آنها جاگیر شوند.»
وال اضافه میکند: «ما در واقع این بار به نمای داخلی سرک میکشیم و به همین علت زمانی که به هر لوکیشن اختصاص مییابد، بیشتر شده و نسبت به نسخهی اصلی مدت طولانیتری با هر کدام سر و کله میزنیم. ما میخواستیم این سفر را ساده کنیم. ما این بار میتوانستیم نزدیکتر به زمین بمانیم که به عقیدهی من به نوعی دراماتیکتر است. ما دیگر مجبور نبودیم به طور مداوم نمای نقط نظر را با دوربینی در ارتفاع بسیار بالا بچرخانیم، میتوانستیم پایین بمانیم و به گونهای حرکت کنیم که قبلا قادر به آن نبودیم.»
طول مدت تیتراژ جدید به اندازهی قبل است چرا که زمان آن بر اساس موسیقیای پرطرفدار و برندهی جایزه از رامین جوادی تنظیم شده.
وال ادامه میدهد: «یک جورهایی احساس خوبی داشت که قادر بودیم به راستی در عمق لوکیشنهای مختلف در این فصل به گردش بپردازیم. در مقایسه، در یکی از فصول قبلی، مجبور بودیم در همین مدت زمان، به هفت لوکیشن مختلف سر بزنیم. باید دوربین را از این سو به آن سو میکشیدیم و بین مکانهای مختلف جابهجا میشدیم تا شش یا هفت لوکیشن را در این زمان اندک جا بدهیم. این یکی کمی باشکوهتر بود.»
با وجود اینکه تغییراتِ اعمال شده، امکان ایجاد نقطه نظر جدیدی را فراهم میآورد، تیتراژ هنوز هم ساختار زیباییشناسانهی استیمپانک (گونهای از ژانر علمی تخیلی که از ماشین بخار به جای تکنولوژی پیشرفتهتر استفاده میکند) داوینچی وار خود را حفظ کرده.
شینتانی میگوید: «نکتهی مهم این بود که اگر نتیجهی کار چیزی باشد که یک مرد دیوانه در یک برج بتواند بسازد، برای ما قابل قبول است! این فضایی است که ما هشت فصل با آن دست و پنجه نرم کردهایم.»
حالا دوباره نگاهی به تیتراژ جدید بندازید تا سپس همراه وال و شینتانی به بررسی جزء به جزء آن بپردازیم:
تصاویر اسطرلاب گوی
مانند همیشه عنوان اصلی بر روی یک اسطرلاب گوی (معادل گوی آرمیلاری: یک کره که حلقههایی به دور آن میچرخند و بیشتر کاربرد نجومی دارد) نقش میبندد، که نمایانگر لحظات خاصی در تاریخ «بازی تاج و تخت» در قالب تصاویری ساده است.
وال میگوید: «اسطرلاب گوی سه باند جدید دارد که سه تصویر شماتیک جدید بر روی آنها حکاکی شده. تصاویری نمایانگر اتفاقاتی که تجربه کردهایم و پشت سر گذاشتهایم. هرکسی که به تماشای سریال نشسته، آن سه لحظهی تاریخی را که اکنون در اسطرلاب به تصویر کشیده شدهاند به خاطر میآورد. اما بلافاصله پس از آن، شما متوجه میشوید این بار دنیا با نور متفاوتی از نو درآمیخته شده و چشماندازی به کلی متفاوت پیش رویتان قرار دارد.»
این سه باند سه لحظه را به تصویر میکشند: فروریختن دیوار توسط اژدها، گردن زده شدنِ ند استارک و به پا خاستن دنریس تارگرین.
مقیاس شاه کش
از آنجایی که دوربین این بار میتواند به درون سازهها حرکت کند، ساختمانها باید بسیار بزرگتر از زمانی که از نقشه بیرون میزدند اما در سطح آن فیکس میشدند به نظر برسند. برای آنکه کل عمارتها در اندازه یکسانی بمانند، تصمیم گرفته شد آنها را در مقیاسی با یک مرد ۱۸۰ سانتی به تصویر بکشند، یا آنطور که وال میگوید: «احتمالا جیمی لنیستر.» (نیکلای کاستر والدو که نقش جیمی لنیستر شاه کش را بازی میکند ۱۸۵ سانتیمتر قد دارد.)
وال میگوید: «دنیا به طور کامل از صفر بر روی زمین ساخته شد. و این کاری بود که همهی هنرمندانی که روی آن کار کرده بودند دوست داشتند اتفاق بیفتد. آنها یک مقیاس سختگیرانه برای ساخت دنیای جدید در نظر گرفتند و تمام بافتها و مناظر را مطابق آن به پیش بردند.»
شینتانی ادامه میدهد: «رد کیپ در زبان طراحی خودمان، در انتها ۱۸ متر طول پیدا کرد. این به ما این توانایی را داد که به درون آن سر بزنیم. میتوان گفت بزرگترین چیزی که ما در فصول قبلی داشتیم واقعا کوچک بود. ریزه میزه بود. بنابراین هیچ راهی وجود نداشت که بتوانیم آن همه جزئیات را به تصویر بکشیم.»
کینگز لندینگ و تخت پادشاهی
از زمان فصل اول، شینتانی دوست داشت که تخت آهنین را در تیتراژ آغازین به تصویر بکشد. اما از آنجایی که دوربین همواره بیرون از ساختمانها قرار داشت، این اتفاق هرگز رخ نداد... تا به امروز.
شینتانی از اشتیاقش پرده برمیدارد: «چیزی که همهی دست اندرکاران به نوعی دنبالش بودند، تخت آهنین بود. این تخت به شدت آیکونیک است. چیزی که ما در فصل اول به دنبالش بودیم تا در تیتراژ جایش دهیم، اما در آن زمان به هیچ عنوان امکانش فراهم نمیشد.»
اینطور به نظر میرسد که نور موجود در تصاویر تیتراژ قبلی نور هنگام روز بود. چرا که تمام تصاویر در محیط خارجی بودند. اما با وارد شدن به محیط داخلی در تیتراژ جدید، چالش جدیدی آغاز میشود. چرا که در این دنیا الکتریسیته کشف نشده.
وال میگوید: «اکثر نورپردازیها از منابع خارجی نشئت میگیرند. ما به معنی واقعی کلمه به آن به چشم یک حرکت ادامهدار از نقطهای به نقطهی دیگر نگاه کردیم. چالش بزرگ ما این بود که چگونه در این ابداع خود، ساخته شدن مکانها را به گونهای به نمایش بکشیم که دراماتیک به نظر برسد و چگونه از انیمیشن به گونهای استفاده کنیم که واقعا اجازه دهد نور خارجی به محیط داخلی راه یابد. من از نتیجه و از شیوهای که نور به قسمتهای داخلی راه مییابد خوشحالم. تصاویر گرافیکیِ کامپیوتری بسیاری به همراه کارهای سازهای فراوان ساخته شد تا نتیجهی کار به این شکل هیجانانگیز از آب درآیند.»
سردابهی وینترفل
سردابهی وینترفل، خانهی تعداد زیادی از درگذشتگان خاندان استارک از جمله ند استارک (شان بین) است و در نخستین تیزرها و تریلرهای فصل هشت به تصویر درآمده. طبیعتا این تیتراژ جدید هم به درون این سردابه سفر میکند.
وال اذعان میکند: «چالش بزرگ در این فصل این بود که چگونه درون سردابهی وینترفل را نورپردازی کنیم. ما برای طراحی سردابهی زیر سطح وینترفل بیشتر از هر بخش دیگری در این تیتراژ وقت گذاشتیم. سردابه ۹۹ درصد با نور مشعل نورپردازی میشود، و جایی که ما ساختیم در واقع نوعی نسخهی مینیاتوری از سردابهی اصلی است. اما مسیرهای مختلفی طی شد تا بتوانیم نتیجهی دلخواهمان را از ایدهی نورپردازی با مشعل بگیریم. نور اندکی لرزش داشت تا حس واقعی بودن مشعل را برانگیزد.»
وایت واکرها در لست هارت
این اولین تیتراژ آغازین در بازی تاج و تخت است که «دیوار» سالم در آن به چشم نمیخورد. چرا که در فصل قبلی اژدهای از مرگ بازگشته با آتش خود آن را خراب کرد. اما برای نشان دادن ارتش وایت واکرها، تیتراژ آغازین لست هارت را هم شامل میشود که در واقع جنوبِ دیوار در ایست واچ است. جایی که ارتش واکرها از آن وارد میشود. همچنین جایگاه خاندان آمبر است.
وال در این باره میگوید: «ایدهی اصلی این بود که این نقشهای باشد که اگر شما به آن بنگرید، بتوانید همه چیز را ببینید. تمام جنبشهای همهی مردم، ارتشها، قبایل و ... . ما هرگز این کار را در هفت فصل گذشته انجام نداده بودیم. اما در این فصل قادر به انجام آن بودیم. کاشیهایی کف زمین قرار دارند که از سفید به مشکی تغییر رنگ میدهند، از برف به یخ. این نمایشدهندهی وایت واکرها است. که از شکاف دیوار به سوی جنوب رژه میروند. و این چیزی بود که در واقع ما در اولین گفتگوهای مربوط به ساخت تیتراژ دربارهاش صحبت کرده بودیم. ایدهی چرخش کاشیها و بازگو کردن وقایع. اینجا این اتفاق به وقوع میپیوندد چرا که این بار نقشه باید چیز بیشتری باشد. یک جور نقشهی تعاملی، نه صرفا یک نقشهی جغرافیایی ساده.»
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
ahmad.hsp0410
ahmad.hsp0410
۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ۱۵:۱۶
دوستان یک کلام خطم کلام این فصل اون نایت کینگ پدر دنریسه وقتی باهاشون مقابله میگنه میفهمه دخترشه میبینه که دیرشده چون قبلش کشته بود دخترش. بخاطر همینم جان اسنو رو میزاره پادشاه اون سکانسم که اژدهارو زد چون خودش اژدهاداشته میدونست به کدام قسمت اژدها ضربه بزنه تا بتونه تسخیرش کنه این بود فصل هشتم.
pooriya13579
pooriya13579
۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ۱۹:۱۷
مگه مهران رجبی فیلم ساخته؟
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Fatemeh Eizadpanah
Fatemeh Eizadpanah
۲۹ فروردین ۱۳۹۸ ۱۸:۴۰
سه باندی که وجود داره سه لحظه روبه تصویر میکشه که شما اولی و سومی رو درست گفتید ۱-نابودی دیوار توسط ویسریون وایت شده و ۳-ستاره ی دنباله دار قرمز رنگ در آسمان که نشونه ی اژدهایانه و چهار اژدها که دنریس و فرزندانشن. ولی ۲- راجع به عروسی خونینه. «مرد پوست کنده شده ای (روس بولتون) که سر یک گرگ (راب استارک) رو در دستهاش داره.» «دایروولفی (گری ویند) که تیر خورده شده توسط فری ها.» و «شیری (لنیسترها) که یک ماهی (تالی ها) رو به دهن گرفته.» و اینکه نشون دادن سردابه ی «وینترفل» و زیرزمین «رد کیپ» مطمئنم بیخود نیست. حتما اتفاقای مهمی میوفته همونجور که اپیزود ۱ سیزن ۸ جان توی سردابه از هویت حقیقیش مطلع شد.
Fatemeh Eizadpanah
Fatemeh Eizadpanah
galile
۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ۲۰:۰۹
خواهش میکنم سینمای عزیز. بله منم با Indiewire آشنایی کامل دارم و وبسایت معتبریه. ممنون ازینکه مکانی رو برای به اشتراک گذاشتن نظراتمون و تماشای فیلمهای موردعلاقمون در اختیارمون گذاشتید.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
galile
galile
۳۰ فروردین ۱۳۹۸ ۱۳:۳۳
دوست عزیز ضمن تشکر از کامنت شما، یادداشت حاضر، ترجمهس و از مقالهای در ایندی وایر انتخاب شده. ایندی وایر رسانهی کاملا معتبریه و در ترجمه باید امانتداری رعایت بشه. در عین حال، نظر شما با توجه به استدلالتون کاملا منطقی و قابل قبوله. و با توجه به اینکه در مورد سه باند مذکور نقل قولی از سازندگان نشده، نظر احتمالیِ نویسندهی مقاله بوده. با این تفاصیل نظرِ شما قابل اعتناتر و درستتر به نظر میرسه. باز هم ممنون از کامنت مفیدتون.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ