news-background
news-background

یادداشتی بر فیلم The Predator: با غارتگرها می‌رقصد

پسر بچه‌ای به صورت تصادفی باعث بازگشت خطرناک‌ترین و کشنده‌ترین شکارچیِ کهکشان به زمین می‌شود و حالا گروهی از سربازان سایق ارتش آمریکا به همراه یک دانشمند باید جلوی انقراض انسان‌ها را بگیرند.

فیلم غارتگر (The Predator) جدیدترین عنوان از مجموعه‌ی غارتگر (Predator) امسال به کارگردانی شین بلک (Kiss Kiss Bang Bang) یه نمایش درآمد و با کوهی از انتقادات روبرو شد. فیلم با بازی بوید هالبروک (Narcos) الیویا مان (مردان ایکس: آپوکالیپس) جیکوب ترمبلی (اتاق) کیگان مایکل کی (کیانو) ترونت رودز (مهتاب) یکی از عنوان‌های پر سر و صدای امسال بود که در گیشه هم نتوانست موفقیتی کسب کند و شکست سنگینی متحمل شد.

فیلم اصلی که در سال ۱۹۸۷ اکران شد، یکی از فیلم‌های کالت این جریان به حساب می‌آید. آرنولد شوارتزنگر که در آن روزها یکی از محبوب‌ترین بزن‌بهادرهای سینما بود، در یک فیلم تریلر اکشنِ علمی تخیلی خوب می‌درخشد و جان مک تیرنان خود را به عنوان یک کارگردان اکشن درست و حسابی معرفی می‌کند. در انبوه فیلم‌های اکشن آن دوران، فیلم برجسته شد و باعث شد چندین و چند دنباله برایش ساخته شود. فیلم اول اما به دلیل دستاورد‌هایش هنوز هم یکی از فیلم‌های محبوب دوست‌داران سینما از آن دوران است. با این حساب باید انتظار ساخته شدنِ یکی دو فیلم از این مجموعه را در هر دهه داشته باشیم. این بار اما انتظارها بالا بود چون اسم کارگردانی صاحب ذوق به چشم می‌خورد. انتظاراتی که با سر به زیرزمین سقوط کردند.

تقریبا هیچ‌کسی به فیلم روی خوش نشان نداده. از سایت IMDB نمره‌ی پایین ۵.۵ و از سینمااسکور نمره‌ی C منفی گرفته. فروش فیلم پایین‌تر از حد انتظار بوده و در حالی که با ۸۸ میلیون دلار بودجه تولید شده، تنها ۵۱ میلیون دلار در سینماهای آمریکای شمالی فروخت. در مجموع هم فروش ۱۶۱ میلیون دلاری را تجربه کرد که برای کمپانی یک شکست محسوب می‎‌شود. اگر قیمت بلیط‌های کل سری فیلم‌های غارتگر را به قیمت روز برسانیم، فیلم حاضر در رده‌ی آخر قرار می‌گیرد. منتقدان هم تقریبا یک‌صدا فیلم را کوبیده‌اند. نمره‌ی فیلم در سایت متاکریتیک از مجموع ۴۹ نقد، ۴۸ شده و در سایت راتن تمیتوز از ۲۵۳ نقد در به نمره‌ی پایین ۳۳ دست پیدا کرده.

اول اینکه فیلم هیچ چیز جدیدی ندارد. تکرار چندین و چند باره‌ی همان المان‌ها، همان اتفاقات، همان شخصیت‌ها و همان الگوهای و داستان‌های قبلی‌ست. اکشن‌ها و زد و خوردها مخصوصا برای طرفداران ژانر تکراری و در نتیجه دلسردکننده است. قضیه آنجا بدتر می‌شود که جلوه‌های ویژه فیلم هم چنگی به دل نمی‌زند. زمان ساخت قسمت اصلی، نامرئی شدن دشمن خطرناک در جنگل، خیلی جذاب از آب درآمده بود. حالا اما با این جلوه‌های ویژه‌ی در دسترس و راحتی که از سر و کول فیلم‌های هالیوودی بالا می‌رود، فیلم قسمت مهمی از جذابیت خود را (بهتر از بگوییم حتی قبل از شروع به ساخت) از دست داده.

نکته‌ی بعدی اینکه با جلو رفتن فیلم تلاشی هم برای ساختن چیز جدید نمی‌بینیم. انگار کارگردان فقط خواسته همان داستان قدیمی با همان صحنه‌ها ساخته شود و حوصله‌ی خلاقیت به خرج دادن نداشته. همه چیز به معنای واقعی کلمه زیادی تکراری‌ست. نماها، دیالوگ‌ها، کات‌ها و حتی موزیک، انگار مستقیم از دل دهه هشتاد بیرون آمده‌‌اند. حتی در بعضی جاها در تعقیب و گریزها اصل پیوستگی در تدوین به طرز ناشیانه‌ای رعایت نمی‌شود. اتفاقی که چهل سال قبل بخاطر محدودیت‌ها می‌افتاد. اما یک فیلم امروزی با چنین بودجه‌ای، دیگر چنان محدودیت‌هایی ندارد. آنقدر همه چیز کهنه و نخ‌نماست که ممکن است بعد از گذشت چند دقیقه بیخیال تماشای ادامه فیلم شوید. اما اگر چند دقیقه‌ی دیگر به تماشای فیلم بنشینید، متوجه نکته‌ی جالبی می‌شوید.

با گذشت پنج دقیقه با خود فکر می‌کنید که فیلم ناخواسته یک فیلم احمقانه از آب درآمده. بعد از ده دقیقه با خود فکر می‌کنید شاید فیلم از قصد احمقانه ساخته شده. بعد از گذشت پانزده دقیقه از شروع فیلم پیش خودتان مطمئن خواهید شد که فیلم از قصد احمقانه ساخته شده. و از اینجا به بعد به جای حرص خوردن یا کلافه شدن، می‌توانبد با خیال راحت از فیلم لذت ببرید.

یک پسر خردسال اوتیستیک (با بازی نه‌چندان چشمگیر جیکوب ترمبلی) که پدرش از میدان جنگ برایش ابزار جنگ یک غارتگر فضایی فرستاده محور اصلیِ این فیلم اکشن است. گروه اصلی جنگجو در اتوبوس حاملِ سربازان سابق که حالا دچار مشکلات ذهنی شده‌اند شکل می‌گیرد. شکارچی خطرناک فضایی با خودش سگ فضایی آورده تا شکارش را پیدا کنند اما سگ با گروه جنگجویان ما رفیق می‌شود. با این ایده‌ها شکی باقی نمی‌ماند که فیلم یک پارودی است.

کارگردان باهوش ما که اطلاع داشته فیلمش چیز جدیدی برای مخاطب ندارد، به جای ساخت یک فیلم اکشن و پرتنش، دست به ساخت یک فیلم پارودی زده. هجویه‌ای بر ژانر و مخصوصا بر فیلم‌های این مجموعه‌ی پرطرفدار. همه‌ی صحنه‌‎ها و داستان‌های فیلم، چه اکشن و چه غیر اکشن‌، تازه در این حالت معنا پیدا می‌کنند. و تازه در این صورت است که تماشاگر می‌فهمد چرا این اتفاقات می‌افتند.

و بخاطر ذات پارودی فیلم، تماشاگر از ابتدا می‌داند که چه اتفاقی در ادامه قرار است بیفتد. کدام شخصیت‌ها قرار است بمیرند. چه کسی در پرده‌ی آخر موضع عوض می‌کند و چه کسی به داد قهرمان داستان خواهد رسید و الی آخر. خبری هم از تنش و تعلیق در هیچ کجای فیلم نیست.

فیلم به مانند آثار قبلی شین بلک کمی شلوغ است (به غیر از مرد آهنی ۳ که خود آن هم در مقایسه با سایر فیلم‌های مارول کمی شلوغ‌تر بود). شلوغی‌ای که اگر تماشاگر در فیلم مهم کارگردان یعنی Kiss Kiss Bang Bang دوست داشت، اینجا هم دوست خواهد داشت و اگر نه، اینجا هم اذیت خواهد شد. از دیگر مولفه‌های کارگردان حضور یک شخصیت کودک است. که اینجا بیشتر از سایر آثار فیلم را خانوادگی می‌کند.

نکته‌ی مثبت واقعی فیلم شیمیِ بین بازیگرهاست. نکته‌ای که در شلوغیِ فیلم خیلی به چشم نمی‌آید. بازی‌ها در عین ذات پارودی فیلم درست و سنجیده شده است و ارتباط اعضای گروهِ مرگ و دانشمند به خاطر بازی خوب بازیگران درست از آب درآمده.

نکته‌ی آخر اینکه به فیلم نباید به عنوان دنباله در سری غارتگر نگاه کرد. یا اگر حرف استودیو را بپذیریم و به فیلم به عنوان قسمتی از دنباله نگاه کنیم، باید به شکل زیرپوستی عنوان ریبوت را هم به فیلم بدهیم. چرا که همه چیز را در این دنباله تغییر داده.

اگر از طرفداران مجموعه‌ی غارتگر نیستید، تنها دلیلی که برای تماشای فیلم دارید، می‌تواند این باشد که فیلم یک اکشن بزن و بکوبِ کمدی است که تماشای آن برای هر مخاطبی راحت است و با در نظر گرفتن ذات پارودی فیلم می‌توان به مدت یک ساعت و نیم لحظات مفرحی را تجربه کرد.

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
۳۰ آذر ۱۳۹۷ ۲۲:۴۹

فیلم پارودی برای اون دسته که نمیدونن یعنی چی؟

نمایش اسپویل
۱ دی ۱۳۹۷ ۱۱:۲۶

نقیضه که به آن «پارودی» (فرانسوی: parodie) نیز گفته می‌شود و برخی «نظیرهٔ طنزآمیز» ترجمه کرده‌اند، تقلید طنزگونه از یک کار هنریِ دیگر است. نقیضه در مواردی به قصد استهزاء و نقد اثر ساخته می‌شود و در مواقعی تنها هدف خنداندن است.

نمایش اسپویل
۳۰ آذر ۱۳۹۷ ۲۱:۱۰

این اشتباهه: پسر بچه‌ای به صورت تصادفی باعث بازگشت خطرناک‌ترین و کشنده‌ترین شکارچیِ کهکشان به زمین می‌شود آمدن پریداتور به زمین تصادفی نبود، اصلا اصل داستان این بود که چرا اومده!

نمایش اسپویل