
Manchester by the Sea 2016
منچستر در کنار دریا
- Kenneth Lonergan
- R
- ۲ ساعت و ۱۷ دقیقه
فارسی
English
پس از درگذشت برادر بزرگترش، لی چندلر مجبور میشود برای مراقبت از برادرزاده ۱۶ سالهاش به خانه بازگردد. او در آنجا ناچار است با گذشتهای تراژیک روبرو شود که او را از خانواده و جامعهای که در آن به دنیا آمده و بزرگ شده بود، جدا کرده است.


دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
khadijeh12
khadijeh12
۲۹ آبان ۱۴۰۴ ۲۲:۵۶
فیلم خوب و قشنگی است ولی به نظر من نه در حد این همه تعریف . پایانش را هم نپسندیدم . ولی خب قطعا ارزش یکبار دیدن را داره
۰
۱
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
tango65
tango65
۱۵ شهریور ۱۴۰۴ ۰۱:۱۰
دوستان خیلی از این فیلم با کالماتی چون میخکوب کننده یا تاثیر گذار تمجید میکنن ولی به نظر من بازی خاص دیده نمیشه حتی کیسی افلک با اون خوی بی روحش هم نسبت به رول غمگین بی تفاوت هست . در این فیلم غم ، سوز ، اتش زندگی و ... سایر احساسات به صورتی زنده ارائه نمیشه و مصنوع هست . در مورد نمرات نسبتا بالای گرفته شده شاید قبول کنم که ذائقه و بستر فرهنگی کشور سازنده موجب این امتیاز دهی شده ولی واقعا مردم ما نیتشون از از امتیاز 8.1 چی بوده دقیقا ؟ این فیلم یک اثر معمولی بود ، من عادت ندارم تحت تاثیر جو موجود تصمیم بگیر 6 از 10 .
۰
۱
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
u_9074368
u_9074368
۲۶ مرداد ۱۴۰۴ ۰۰:۱۷
من که میخکوب و غرق فیلم شدم، کار بسیار درخشانی بود، درد و رنج بی پایان لی (نقش اول قصه) با نبوغ خاصی به تصویر کشیده شده، حتما توصیه میکنم ببینید
۱
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Minooioo
Minooioo
۸ تیر ۱۴۰۴ ۱۱:۲۴
فیلم «منچستر کنار دریا» به کارگردانی کنت لونرگان، تصویری تیره و گاه دردناک از معنای اندوه انسانی و تراژدیهای سرنوشت ترسیم میکند، تراژدیهایی که روح را خُرد میکنند و آن را سرگردان میان طنابهای گناه و موجهای غم رها میسازند. در این اثر، لونرگان تنها قصهی یک مصیبت را روایت نمیکند، بلکه با قلمی غمزده، تصویری میکشد که در آن جزئیات زیستن در سایهی رنجی ماندگار موج میزند؛ جایی که نه تسلای نزدیکی در راه است و نه درمانی فوری، بلکه این رنج است که همچون همراهی همیشگی، با هر لحظه از زندگی کسانی که دچار فاجعهای جبرانناپذیر شدهاند، گره خورده. در بطن این تراژدی، شخصیت اصلی فیلم، لی چندلر را میبینیم؛ مردی که زیر بار گناهانش شکسته، و زخمهایش از درون او را خونین کردهاند. او در خیابانهای زندگی قدم میزند، در حالی که سنگینی گذشتهای زخمی همچون زندانی بر دوش اوست و در دریای اندوهی عمیق، تا مرز غرقشدن پیش میرود. این فیلم، همانگونه که کارگردانش نیز گفته، تأملیست بر ماهیت فقدان و پشیمانی؛ نه صرفاً روایت رویدادهایی با پایانهای خوش که اندوه را میزدایند، چنانکه در بیشتر فیلمها رایج است. در اینجا، اندوه محو نمیشود، گناه در گذر زمان پاک نمیشود، بلکه همچون آتشی زیر خاکستر، در انتظار یک نسیم خاطره شعلهور میگردد. بیتردید لونرگان با نبوغ نویسندگی و مهارت کارگردانیاش، از نجاتهای فوری و راهحلهای از پیشساختهشده – که سینما اغلب بهعنوان مسکّن کاذب به مخاطب ارائه میدهد – دوری جسته و تصمیم گرفته درد را در شکل واقعیاش نشان دهد: بهعنوان سایهای همیشگی که صاحبش را رها نمیکند. در این تصویر، قهرمان در کشمکشی دائمی با خویشتن گرفتار است، بی آنکه تسلایی بیابد یا راه گریزی پیش رو داشته باشد. لونرگان در این روایت میخواهد بگوید که زخمهای روح با ارادهی صرف درمانپذیر نیستند، و برخی مصیبتها همچون ابری تیره، برای همیشه در آسمان زندگی باقی میمانند. جالب آنکه کارگردان، خودِ شهر منچستر کنار دریا را بهعنوان نمادی از رنج قهرمان برگزیده، گویی این شهر نیز در حمل درد شریک است. انگار هر گوشه و خیابانش داستانی دارد که لی را به یاد گذشتهی سنگینش میاندازد. لونرگان این مکان را نه صرفاً بهخاطر زیبایی خیرهکنندهاش، بلکه بهعنوان شاهدی بر کشمکش درونی انتخاب کرده؛ تا جایی که این مکان از یک پسزمینهی صرف، به شخصیتی زنده در روایت بدل میشود که قصهی زخمها را بازگو میکند. این فیلم، که تأملیست در ژرفای روان انسان، از راهحلهای آسان و پایانهای خوش فاصله میگیرد و به ما نشان میدهد که در زندگی واقعی، انسانها همیشه فرصت درمان کامل یا فراموشی مطلق را نمییابند. در اینجا، هر شخصیت زخمی دارد، هر چهره داستانی با خود حمل میکند، و هیچکس از بار آنچه سرنوشت برایش رقم زده، در امان نیست. فیلم، گفتوگویی ژرف میان شخصیتها را به تصویر میکشد که مملو از نشانه و نماد است، جایی که سکوتها، بلیغتر از کلماتند و نگاهها بیانگر آن چیزیاند که زبان از گفتنش ناتوان است. لونرگان حتی از افزودن لحظاتی از طنز نیز غافل نمیشود – نه برای کاستن از شدت غم، بلکه برای بازتاب واقعیت زندگی با همهی تضادهایش. در ژرفنای درد، گاهی صدای خنده به گوش میرسد و در اوج تراژدی، نوری از امید دیده میشود. این همان زندگیست با همهی زیبایی و بیرحمیاش، با طنز و جدیتش. و سپس نوبت میرسد به خانواده و معنایش در «منچستر کنار دریا»، جایی که «لی» در مقام قیم برادرزادهاش «پاتریک» ظاهر میشود؛ مسئولیتی که او را وادار به رویارویی با روابطی پیچیده میکند، روابطی که با هر صحنه و گفتوگو، ژرفتر و دردناکتر میشوند. اینجاست که فیلم نشان میدهد پیوندهای خانوادگی میتوانند هم منبع درمان باشند، و هم رنج.
۳
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
alone_ninja
alone_ninja
۱۶ فروردین ۱۴۰۳ ۰۲:۲۳
فیلم تلخ و درام زیبایی بود آدمی که زندهس ولی زندگی نمیکنه
۲
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ