
Bashu, the Little Stranger 1989
باشو، غریبه ی کوچک ۱۳۶۴
- Bahram Beizai
- ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه
فارسی
English
در یکی از بمبارانهای جنوب کشور در جریان جنگ ایران و عراق، پسرکی به نام «باشو» که ویرانی خانه و خانواده خود را بهچشم دیده، خود را به کامیونی در حالِ کوچ میاندازد و در آن خوابش میبرد و زمانی که چشم میگشاید، کامیون به شمال کشور رسیده است. او از ترس انفجارهایی که برای عملیات راهسازی است، میگریزد و در آن سوی جنگل، به مزرعه زنی به نام «ناییجان» میرسد و…

دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
Haghverdi
Haghverdi
۴ بهمن ۱۴۰۰ ۱۳:۵۶
یکی از بهترین فیلمهای ایرانی افسوس که گیشه سینمای مارو فیلمهای زرد . پوچ و بی محتوا پر کردن بنظرم این فیلم به حق خودش نرسیده و درخور توجهی بیش از اینهاست . 9 از 10 . 100٪ توصیه میشه برای دیدن
۲
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
rahil-freedom
rahil-freedom
۲۹ فروردین ۱۳۹۹ ۲۳:۳۸
خیلی خوب بود فقط ای کاش زیرنویس فارسی هم داشت چون به زبان محلی صحبت میکنن قابل فهم نیست.من از زیرنویس انگلیسیش میفهمیدم چی میگن.
۱
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
aryanito
aryanito
۱۴ دی ۱۳۹۸ ۱۹:۱۶
واقعا جای تاسفه که بجای اینکه بهترین امکانات برای امثال بهرام بیضایی که تسلط بی نظیری بر ادبیات و سینما دارند فراهم شود، آنها را فراری می دهند تا سینمای ایران جولانگه ده نمکی ها شود و سینمای ایران را در جهان فقط با دو فیلمساز بشناسند.
۲
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
hossein
hossein
۴ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۳۹
مهربانی به وسعت یک سرزمین باشو غریبهی کوچک (بهرام بیضایی - ۱۳۶۵) باشو غریبهی کوچک، مبلّغ مهربانی به وسعت یک سرزمین است. مهربانی باشو غریبهی کوچک، نه ادایی، و نه بدلی، که اصیل است و درخشان. باشو، غریبهی کوچک از جنگ میگوید و از ستم و ویرانی و مصیبتهای آن، از بیکسی و آوارگی میگوید و از دلتنگی و غم غربت و سرانجام از مهربانی. به باور من موثرترین و زیباترین لحظهی فیلم، صحنهای است که نایی داس را بر میدارد و به قصد یافتن حامی و ارتباط عمیقتری با باشو به طرفش میرود. دوربین به آرامی میچرخد و نایی با لهجهی زیبا و شیرین گیلکی به باشو میگوید «ما به این میگوییم داس، شما چه میگویید؟» و بعد «ما میگوییم مرغانه (با لطف و مهربانی خاص)، شما چه میگویید؟» و... چهرهی مهربان نایی با چهرهی مهربان و پاک و آفتابسوختهی باشو و لبخند آن دو، صحنه را کامل میکند. مسعود فراستی - کتاب لذت نقد
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
MahdiZee
MahdiZee
۹ مرداد ۱۳۹۸ ۱۴:۳۴
غریبه از خطه جنوب که از شمال سر درمیآورد و زندگی متفاوت را تجربه میکند از جنگ بیرونی فرار کرده و به جنگ درونی میرود. چه زود باید بزرگ شود این غریبهای کوچک، ایده اولیه #باشو_غریبهی_کوچک از سوسن تسلیمی بود و خودش هم در آن بازی کرد و چه بازی حیرتانگیز پر حس و حالی. بیضایی که همیشه بر اختیار آدمی سخن میگوید این بار جبر کودکی را نشانه رفته که از جنگ فرار میکنند و نقد جبریت میکند و بر اختیار انسانی تکیه دارد و تطابق او را در محیط جدید ستایش میکند و دردهای انسانی را مسیر رشد و ارتقا او میبیند. تکیه بر اختیار انسانی از شاخصههای مرگاندیشی است «گفت توبه کردم از جبر ای عیار ... اختیارست، اختیارست، اختیار» (مولوی) ✍️ #نوشته_مهدی
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ