وقتی داستان می لغزد، آنامون بر قدرت بازی بازیگران استوار میماند. دنیل دی-لوییس و شان بین اجراهایی ارائه میدهند که از خود فیلم بزرگتر به نظر میرسند—لنگری که تجربه را حتی زمانی که روایت از کنترل خارج میشود، همچنان جذاب نگه میدارد.
روایت، که بر بازگرداندن جهان یک گوشهگیر به جهان بیرون بنا شده، جذاب اما ناهماهنگ است. جاهطلبی کارگردان به شدت بر ترکیببندی و مهارت فنی تکیه دارد؛ فیلم با سبکی جسورانه و غوطهورکننده مخاطب را دعوت میکند، سپس به قلمرو سوررئال میلغزد و گاه پایۀ فلسفی خود را از دست میدهد. لحظات همیشه به هم متصل نمیشوند؛ رشتهها از هم باز میشوند؛ معنا تار میشود. حاصل، بافتی است که گاه بیش از حد کارشده به نظر میرسد—از نظر بصری چشمگیر، اما گاهی چنان درهم که فاصلهای میان فیلم و تماشاگر ایجاد میکند.
با این حال، از نظر بصری فیلم اغلب خیرهکننده است. قاببندی نقاشانه و ترکیببندیهای حسابشده مناظر را به فضاهایی پرانرژی تبدیل میکند. تدوین—برشهای تمیز و ریتمیک، مکثهای سنجیده و دقت فریمبهفریم—به حفظ ریتم و حالوهوا کمک میکند، هرچند چند ضربآهنگ طولانیتر ممکن است از انرژی آن بکاهد. موسیقی با دقت انتخاب شده تا فاصله ی فضا را عمیقتر کند، اما گاهی به مرز «زیادهروی» نزدیک میشود و بر صحنههای آرام غلبه میکند که میتوانست لطافت بیشتری به اثر و بافت فیلم بدهد.
در مجموع، آنامون اثری است با بازیهایی درخشان و ساختاری دقیق از نظر بصری که جاهطلبیاش در هر قاب و برش مشهود است. بافت آن بهیادماندنی است، حتی اگر روایت همیشه چنین نباشد. اجراها و مهارتهای فنی به آن وزن میبخشند، اما ناهماهنگیهای داستانی مانع از تبدیل شدنش به اثری بزرگ میشوند.
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
___
___
۱۸ مهر ۱۴۰۴ ۱۲:۳۵
وقتی داستان می لغزد، آنامون بر قدرت بازی بازیگران استوار میماند. دنیل دی-لوییس و شان بین اجراهایی ارائه میدهند که از خود فیلم بزرگتر به نظر میرسند—لنگری که تجربه را حتی زمانی که روایت از کنترل خارج میشود، همچنان جذاب نگه میدارد. روایت، که بر بازگرداندن جهان یک گوشهگیر به جهان بیرون بنا شده، جذاب اما ناهماهنگ است. جاهطلبی کارگردان به شدت بر ترکیببندی و مهارت فنی تکیه دارد؛ فیلم با سبکی جسورانه و غوطهورکننده مخاطب را دعوت میکند، سپس به قلمرو سوررئال میلغزد و گاه پایۀ فلسفی خود را از دست میدهد. لحظات همیشه به هم متصل نمیشوند؛ رشتهها از هم باز میشوند؛ معنا تار میشود. حاصل، بافتی است که گاه بیش از حد کارشده به نظر میرسد—از نظر بصری چشمگیر، اما گاهی چنان درهم که فاصلهای میان فیلم و تماشاگر ایجاد میکند. با این حال، از نظر بصری فیلم اغلب خیرهکننده است. قاببندی نقاشانه و ترکیببندیهای حسابشده مناظر را به فضاهایی پرانرژی تبدیل میکند. تدوین—برشهای تمیز و ریتمیک، مکثهای سنجیده و دقت فریمبهفریم—به حفظ ریتم و حالوهوا کمک میکند، هرچند چند ضربآهنگ طولانیتر ممکن است از انرژی آن بکاهد. موسیقی با دقت انتخاب شده تا فاصله ی فضا را عمیقتر کند، اما گاهی به مرز «زیادهروی» نزدیک میشود و بر صحنههای آرام غلبه میکند که میتوانست لطافت بیشتری به اثر و بافت فیلم بدهد. در مجموع، آنامون اثری است با بازیهایی درخشان و ساختاری دقیق از نظر بصری که جاهطلبیاش در هر قاب و برش مشهود است. بافت آن بهیادماندنی است، حتی اگر روایت همیشه چنین نباشد. اجراها و مهارتهای فنی به آن وزن میبخشند، اما ناهماهنگیهای داستانی مانع از تبدیل شدنش به اثری بزرگ میشوند.
۵
۲
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ