
Beautiful City 2004
شهر زیبا ۱۳۸۲
- Asghar Farhadi
- ۱ ساعت و ۳۷ دقیقه
فارسی
English
«اکبر» به جرم قتل یک دختر، نزدیک به دو سال است که در دار التعدیب به سر میبرد و محکوم به اعدام است. بالاخره او وارد 18سالگی میشود و زمان اجرای حکم فرا میرسد ولی «اعلی» که دوستی صمیمی «اکبر» میباشد، تصمیم میگیرد با گرفتن رضایت از خانوادهی شاکی، جلوی اعدام او را بگیرد.


دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
Hoseinjan.khosravi
Hoseinjan.khosravi
۲۸ دی ۱۴۰۰ ۰۳:۱۳
به نظر من بهترین فیلم فرهادی است
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
AMIRTOLOU
AMIRTOLOU
۲۳ آذر ۱۴۰۰ ۲۳:۴۶
پایان باز نبود. هشدار اسپویل.چون میبینیم سکانس اخر فیروزه در را روی اعلا با ز نمیکد و سیگار میکشد و این در صورتیست که فیروزه قبل شرط خانواده مقتول به اعلا گفت سیگار نمیکشد اما در سکانس پایانی سیگار کشید و این یعنی علی رغم میل باتنیش از خود گذشتگی کرد تا برادرش نجات پیدا کنه.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
hossein
hossein
۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۰:۰۵
آدم های شهر زیبا،نه آنی اند که باید باشند، بلکه آنچه چیزی اند که فیلمساز می خواهد.ابتدا فیلم از یک دوستی آغاز میشود. دوستی ای که نه مختصاتی از آن به مخاطب داده نمی شود و نه از نوع وابستگی و ارتباط این دو شخص اطلاعاتی می دهد. اما جناب فرهادی انتظار دارند، ما یعنی مخاطب هم صمیمت این دو دوست را باور کنیم و هم رفتار اعلا را که برای دوست صمیمیش جشن تولد 18 سالگی گرفته.سالی که خوب می داند دوستش دو سال بخاطر آن خواب و خوراک نداشته.همین ابهام در رابطه دوستی وصمیمت این دو شخص،در ادامه دغدغه و دلواپسی اعلا را نیز تصنعی جلوه می دهد. اما از آن بدتر رابطه خواهرانه فیروزه است با برادرش که بیش از آن که دلشوره برادر را داشته باشد، در تقلای عاشق شدن است آن هم با یک بچه شیرخواره.فیروزه برعکس اعلا که نخود داغ تر از آش شده، بطرز عجیبی از یک آسوده خاطریِ نامانوس بهره مند است. خواهری که با طمانینه جلو اولیا دم می نشنید و شق و رق تقاضا بخشش می کند بعد هم منتظر می ماند که کاریکاتوروار مثل توپ فوتبال از خانه پرت شود بیرون.ادامه ماجرا هم که میشود عشق و عاشقی و رد وبدل کردن نگاه های عاشقانه و بزک کردن و روسری نو بستن وغیره و ذالک.برادر زیر تیغ و خواهر اینقَدَر بی خیال، عجبا!!! شخصیت های ریز و درشت فیلم، بیش از آنکه خودشان باشند تا در یک سیر منطقی و تسلسلی قرار بگیرند، مدام رنگ می بازند و به آن چیزی که جناب فرهادیِ عزیز در ذهن دارند منطبق می شوند و همین میشود که تشخص از شخصیت ها گرفته میشود و آدم های فیلم می شوند عروسک های بیجان خیمه شب بازی فیلمساز. داستان فیلم از آنجا که با تعلیق شروع می شود، مخاطب را همراه می کند و تا جاهایی هم خوب پیش می رود اما ماجرای پایانی فیلم(ازدواج اعلا با دخترک فلج)آنقدر بد پی ریزی و پرداخته می شود که همه چیز را بهم می ریزد. آن سکانس کمک کردن و همراهی دخترک توسط اعلا و همچنین آن شرط و شروط بخشش و فراموش کردن مسئله عمل دخترک و... فیلمنامه را از مسیر طبیعی خود خارج می کند تا جایی که جناب فرهادی را به آن وا می دارد که پایان بندی فیلم را به اصطلاح ماسمالی کند.پایانی باز که البته به لطف مغشوش شدن فیلمنامه کارکرد خود را ازدست می دهد و از استاندارد های دیگر فیلم های اصغر خان فرهادی بکلی دور می شود.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
serterazi
serterazi
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ ۱۵:۵۲
فیلم بسیار قوی و البته باز هم پایان باز لامصب سکانس ورود پدر مقتول به دادگاه
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
rezatreka
rezatreka
۶ مرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۲۲
به نظرم قوی تر از جدایی و درباره الی بود، بدون شک یکی از 5 فیلم برتر تاریخ سینمای ایران
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ