دانلود فیلم Yi Yi 2000 (یکی پس از دیگری) با زیرنویس فارسی و تماشای آنلاین

Yi Yi 2000

یکی پس از دیگری

  • امتیاز بدهید:

    • برای امتیاز‌دهی باید عضو باشید

  • ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ ۰۹:۲۱

    اضافه شدن انکود اختصاصی سی‌نما

  • ۰۲ دی ۱۴۰۲ ۲۲:۰۱

    اضافه شدن انکود جدید

    D-Z0N3

فارسی

English

این فیلم، روایتی از یک خانواده طبقه متوسط در تایپه است. یک مرد چهل و چند ساله به همراه دختر نوجوان و پسر هشت ساله‌اش، زندگی را در مسیری بین پشیمانی، امید و ناامیدی تجربه می‌کنند.

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
۳ دی ۱۴۰۲ ۱۷:۲۰

به نظرم فیلم قشنگی بود ولی ریتم. آرومی داره بعضیا شاید نپسندن ولی من استعاره های کارگردان را توی فیلمکه اگر دقت کنی حتی صداهای اخباری که پخش می شه هم حتی فکر شده هست. دیالوگ هایی که تو رو به فکر فرو می بره. و در آخر اینکه فیلم حرف برای گفتن داره رو دوست داشتم. و نمی دونم چرا فضای خانه من را یاد فیلم جدایی نادر از سیمین انداخت.

نمایش اسپویل
۳ دی ۱۳۹۹ ۲۲:۰۸

اونی که این فیلم رو اور ریتد میدونه احتمالا فیلم هایی مثل تایتانیک و پدر خوانده و فیلم های نولان براش شاهکارن، این فیلم سینماس... زندگیه، فیلمی که روایت بارها و بارها از داستان پیشی میگیرد و دیدن این فیلم از احساس های ناب در زندگیم بوده

نمایش اسپویل
۱۰ فروردین ۱۴۰۲ ۲۱:۰۰

من پدرخوانده رو دوست دارم اما خب تو این فیلم بازی و فیلمنامه از کارگردانی جلوتره، در حالی که یی یی اغلب به دلیل شایستگی هنری و رویکرد منحصر به فردش در داستان گویی و کارگردانی مورد ستایش قرار می گیره. یکی از دلایل کلیدی که یی یی در مقایسه با پدر خوانده فیلم هنر بهتری در نظر گرفته می شه، تمرکزاش بر توسعه شخصیت و کاوش در احساسات و روابط پیچیده است. در حالی که پدرخوانده یک نمونه کلاسیک از ژانر فیلم گانگستری است و به خاطر شخصیت‌های نمادین و طرح جذابش شناخته می‌شود، یی یی رویکردی درون‌گرا و مدیتیتیف به داستان‌گویی داره. این فیلم مبارزات و چالش‌های روزمره شخصیت‌هایش را به شیوه‌ای ظریف و بدون \"\"تکیه بر حس‌گرایی یا خشونت \"\" بررسی می‌کنه. تصویری ظریف از زندگی روزمره اس!

نمایش اسپویل
۸ فروردین ۱۴۰۲ ۱۸:۵۳

پس الان یادداشت می کنیم که پدرخوانده شاهکار نیست و یک فیلم معمولیه.

نمایش اسپویل
۲۳ تیر ۱۳۹۹ ۲۲:۱۲

برنده جایزه بهترین کارگردان جشنواره فیلم کن ۲۰۰۰ عنوان چینی فیلم «یک به یک» معنی می‌دهد (به معنای یکی پس از دیگری). هنگامی که این عنوان به صورت عمومی نوشته شده شود، کنار هم قرار گرفتن این دو علامت، عدد «دو» را نشان می‌دهد: (چینی: 二‎). بنظر من از فیلمهای over-rated بود... ۷ از ۱۰ ...

نمایش اسپویل
۸ مهر ۱۳۹۸ ۱۲:۵۲

فیلم ساده و خونوادگیه. زمانش بیش از حده و یک ساعتش اضافیه

نمایش اسپویل
۱۷ مرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۵۷

بعد از دیدن آخرین فیلم ادوارد یانگ، که خیلی زود بر اثر سرطان از دنیا رفت، حسرت می خوریم از اینکه چه کارگردان دقیق و خوب و خوش ذوق و خوش سلیقه ای از دنیای سینما کم شد. پختگی و قوامِ این فیلم، در تک تک نماها، ظرافت در تک تک بازی ها،واقع گراییِ چیره دستانه ی فیلم، ایده های بصری و مضمونی که حسابی آدم را به هیجان می آورند، همه و همه، نشان از نویسنده و کارگردانی دارد که به کارش مسلط بود که اگر زود نمی مُرد، حتماً الان خیلی از او می شنیدیم فیلم با یک عروسی شروع می شود و با یک مرگ به اتمام می رسد و در این میان،زندگی آدم های مختلفی را مرور می کنیم که درگیر مشکلاتی هستند، احساسات متناقضی را تجربه می کنند، به دیدگاه جدید می رسند، به گذشته برمی گردند و حسرت زمانِ از دست رفته را می خورند و در نهایت برمی گردند سرِ جای اولشان، اما با این تفاوت که حالا با تجربه تر شده اند و بهتر می توانند با خیلی چیزها کنار بیایند. ساختار فیلم نامه، روایت غیرخطی از زندگی آدم هایش است؛ به فراخور داستان، هر بار، به یکی شان نزدیک می شویم، ماجرایش را دنبال می کنیم و در بارِ بعدی، ادامه ی داستانش را می بینیم. آدم های زیادی در داستان وجود دارند که همگی، تقریباً، به خوبی پرداخت می شوند، چه آن ژاپنی خوش ذوق و خوش صحبت و جذاب، آقای اُتو، شریکِ کاریِ اِن جی، که تنها در سه چهار سکانس می بینیمش اما در همین سه چهار سکانس فردیت می یابد و تبدیل می شود به نقطه ی تغییرِ دیدگاهِ ان جی و جوشش دوباره ی عشقِ دورانِ نوجوانی و جوانی در او و چه کوچکترین عضو خانواده، یانگ یانگ که به نظرم مهمترین شخصیتِ داستان است و برغم سن کوچکش، بزرگترینِ آن ها و اشاره خواهم کرد که چرا؛ یانگ یانگ با دوربین عکاسی اش و عکس گرفتن از پشت سر آدم ها و زوایای ظاهراً بی معنا از در و دیوار و پنجره، به نوعی شاه بیتِ مفهومی فیلم را بنا می کند و آن بهتر دیدن خود است. طی نامه ای که او در پایان داستان، بر سر مزار مادربزرگِ درگذشته اش می خواند به نکته ی کلیدی داستان اشاره می کند، او با همان لحن و نوشتار کودکانه اش در این باره حرف می زند که دوست دارد در آینده به مردم چیزهایی بگوید که نشنیده اند و چیزهایی نشان بدهد که ندیده اند. این کاری ست که او با آن عقل ظاهراً هنوز نارسش، با دوربین عکاسی می کند و البته مورد تمسخر ناظم مدرسه و دخترهایی که همیشه اذیتش میکنند هم قرار می گیرد. یک بار، عکسی را که از پشت سرِ دایی خودش گرفته، به او نشان می دهد و در جواب دایی که با تعجب می گوید این عکس به چه درد می خورد، عنوان می کند: ((تو خودت نمی تونی پشتت رو ببینی، پس من کمکت کردم.)) او دوست دارد زوایایی را به آدم های دور و برش نشان بدهد که تاکنون به آن توجهی نکرده اند. او یک بار به پدرش ان جی می گوید: (( من فقط می تونم نصف حقیقت رو ببینم؟ چون فقط می تونم اون چیزی رو ببینم که جلوی رومه. )) و حالا با عکس هایی از پشت سر آدم های دور و برش، انگار می خواهد برسد به تمامی حقیقت. انگار می خواهد مردم را دعوت کند به بهتر دیدنِ خود.

نمایش اسپویل