
Tadaima, Okaeri 2024
فارسی
English
برادرزادههای پاپای (ملوان زبل) حاضر نیستند اسفناجشان را بخورند، به همین خاطر پاپای داستانی از دوران جوانیاش را برایشان تعریف میکند؛ زمانی که خودش هم هنوز اسفناج دوست نداشت. در ماجرایی شبیه به داستان «جک و لوبیای سحرآمیز»، او از یک ساقه اسفناج بالا میرود و با غولی طمعکار روبرو میشود. در نهایت، پاپای با خوردن تصادفی اسفناج از یک قوطی غولپیکر، آن غول را شکست میدهد و برادرزادهها هم قانع شده و با اشتها ساندویچهای خود را میخورند.

دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید