هنر عرصه آزادی است و من تلاش کردم با خوانشی که از فوکو دارم و اندکی اشارات بیولوژیک و روانشناسی اجتماعی استنلی میلگرم و فلیپ زامبرادو و ادای احترام به نشانه شناسی یونگی و پرهیز از لکان یا "خوانش خاص ژیژک از لکان" یا تلاش برای تقلید از گتاری و باتای و دلوز یا بودریار یادداشتی بر اثر هنری که از ان لذت برده بودم بنویسم . دوستان متنی که یک خلاصه نویسی است را با آثار هایدگر و هزاران صفحه درس گفتارهای لکان مقایسه کرده اند و حتی آن را با گتاری مقایسه کرده اند و ان را به واسطه گتاری خوانش کرده اند و نقد را نقد کرده اند و ان را خوانشی اسکیزوفرنیک از هنر دانسته اند و در انتها در مقاومتی روانکاوانه از پذیرش تشخیص خود سر باز زده اند. چیزی که من ان را رد نمی کنم. اگر متن اوای ژیژکی دارد شاید صحت تفکر ژیژک نوروتیک در این بستر نوروتیک را برساند. نمی شود در یک پاراگراف استنلی میلگرم را جای داد و در پارگراف بعدی هگل و فلیپ زامبرادو و گوستاو لوبن و هانا ارنت و فوکو را ، در حالی خواسته اولیه نقد فیلم بوده است. فرمت این یادداشت هنری تلاش میکند حتی با جا دادن علت بیماری ملکه در متن در کنار نشانه شناسی یونگ صرفا چند خط را به اشتراک بگذارد نه چیزی دیگر. جدا از اینکه منشا معنای متن یا هر اثر هنری خود مخاطب است ، معنا موقتی است و متکثر و متاثر از پیش داوری های مخاطب و تنها راه امکان انتقال معنا گفتار دریدایی است نه نوشتار افالاطونی. حقیقتی در این میان نیست که بخواهیم ادیپ گونه آن را سرکوب کنیم من همه ایرادات وارده را قبول دارم و اگر دیر پاسخ دادم عذر خواهی میکنم.
۱۳۹۸ مهر ۲۱ ۱۵:۱۷
بدون وجود سطح عمق معنا ندارد و امر عمیق نیازمند امر سطحی است.
۱۳۹۸ مهر ۲۰ ۰۶:۰۹
بدون وجود سطح عمق معنا ندارد و امر عمیق نیازمند امر سطحی است.
۱۳۹۸ مهر ۰۷ ۰۴:۰۱
اتوپیا و دیستوپیا ،ارمان شهر و ویران شهر و روایت های فرضی در اینده یا گذشته یا در حال صرفا فرایند سانسور خوداگاه هستند برای بیان انچه ما به صورت ناخوداگاه گرفتار ان هستیم. فیلمهای در مورد اینده یا گذشته عملا مربوط به اکنون هستند اما شوگرکوت شده اند تا از ناخوشایندی انچه بر ما میگذرد کم کنند و در واقع با کاتارسیس انچه بر ما جریان دارد را تخلیه کنند. فیلم مانیفستی در مورد تئولوژی یا امر الهیاتی است که جهانشمولیت خود را از طریق پرهیز از سخن نگفتن در مورد محلی خاص ، عام کرده. سوئد جای مناسبی است برای امر محالی که مدام در سراسر دنیا رخ میدهد هرچه شرایط دور از واقعیت تصویر شوند فرایند سانسور از بیدار شدن شما حین فیلم جلوگیری میکند. فیلم در مورد مفهوم خدا است خدایانی که بی توجه به مکان یا زمان مطرح شدنشان بی نیاز از هرچه باشند بی شک شیفته و خواهان قربانی اند چه در یونان باستان با سر بریدن ایفی ژنه دختر اگامنون ،سربریدن اسحاق یا اسماعیل توسط ابراهیم نبی و به صلیب کشیدن جیزس و سربریدن حسین بن علی همه و همه برای خدایی است که شیفته قربانی است تا قربانی نکنی یا قربانی نشوی راه رستگاری را طی نمیکنی همه مواردی که نام برده شد در عملی انتحاری خود را برای امر استعلایی موهومی قربانی کردند . قربانیان میتوانند بیگانگان ، حیوانات یا خود شما باشد سر چیزی باید بریده شود تا پشتوانه امر استعلایی موهمی اخذ شود . انتحار و خودکشی ،برای خدا کشتن دیگران"کفار" ،برای خدا کشتن حیوانات"در فیلم به دنبال حیوانی بگردید که قرار است قربانی شود"، برای خدا کشتن بیگانگان، جزیی از هر مذهب است تاریخ الهیات و مذاهب و امر امروزی شاهدی بر این ادعا است . فیلم در واقع تلاشی است تا نشان دهد رابطه انسان و خدا در این ناکجااباد واقعا اباد که میتواند همه جا باشد در واقع چگونه رابطه ایی است .رابطه ایی که جدا از هرگونه دفاعیه ایی در عمل چیزی جز یک علامت سوال بزرگ نیست. (.میتوانید در مورد وجود قربانی در همه مذاهب و مجوز کشتن بیگانگان در همه کتب اسمانی در اینترنت سرچ کنید)
۱۳۹۸ آبان ۰۲ ۰۱:۳۷
هنر عرصه آزادی است و من تلاش کردم با خوانشی که از فوکو دارم و اندکی اشارات بیولوژیک و روانشناسی اجتماعی استنلی میلگرم و فلیپ زامبرادو و ادای احترام به نشانه شناسی یونگی و پرهیز از لکان یا "خوانش خاص ژیژک از لکان" یا تلاش برای تقلید از گتاری و باتای و دلوز یا بودریار یادداشتی بر اثر هنری که از ان لذت برده بودم بنویسم . دوستان متنی که یک خلاصه نویسی است را با آثار هایدگر و هزاران صفحه درس گفتارهای لکان مقایسه کرده اند و حتی آن را با گتاری مقایسه کرده اند و ان را به واسطه گتاری خوانش کرده اند و نقد را نقد کرده اند و ان را خوانشی اسکیزوفرنیک از هنر دانسته اند و در انتها در مقاومتی روانکاوانه از پذیرش تشخیص خود سر باز زده اند. چیزی که من ان را رد نمی کنم. اگر متن اوای ژیژکی دارد شاید صحت تفکر ژیژک نوروتیک در این بستر نوروتیک را برساند. نمی شود در یک پاراگراف استنلی میلگرم را جای داد و در پارگراف بعدی هگل و فلیپ زامبرادو و گوستاو لوبن و هانا ارنت و فوکو را ، در حالی خواسته اولیه نقد فیلم بوده است. فرمت این یادداشت هنری تلاش میکند حتی با جا دادن علت بیماری ملکه در متن در کنار نشانه شناسی یونگ صرفا چند خط را به اشتراک بگذارد نه چیزی دیگر. جدا از اینکه منشا معنای متن یا هر اثر هنری خود مخاطب است ، معنا موقتی است و متکثر و متاثر از پیش داوری های مخاطب و تنها راه امکان انتقال معنا گفتار دریدایی است نه نوشتار افالاطونی. حقیقتی در این میان نیست که بخواهیم ادیپ گونه آن را سرکوب کنیم من همه ایرادات وارده را قبول دارم و اگر دیر پاسخ دادم عذر خواهی میکنم.
۱۳۹۸ مهر ۲۱ ۱۵:۱۷
بدون وجود سطح عمق معنا ندارد و امر عمیق نیازمند امر سطحی است.
۱۳۹۸ مهر ۲۰ ۰۶:۰۹
بدون وجود سطح عمق معنا ندارد و امر عمیق نیازمند امر سطحی است.
۱۳۹۸ مهر ۰۷ ۰۴:۰۱
اتوپیا و دیستوپیا ،ارمان شهر و ویران شهر و روایت های فرضی در اینده یا گذشته یا در حال صرفا فرایند سانسور خوداگاه هستند برای بیان انچه ما به صورت ناخوداگاه گرفتار ان هستیم. فیلمهای در مورد اینده یا گذشته عملا مربوط به اکنون هستند اما شوگرکوت شده اند تا از ناخوشایندی انچه بر ما میگذرد کم کنند و در واقع با کاتارسیس انچه بر ما جریان دارد را تخلیه کنند. فیلم مانیفستی در مورد تئولوژی یا امر الهیاتی است که جهانشمولیت خود را از طریق پرهیز از سخن نگفتن در مورد محلی خاص ، عام کرده. سوئد جای مناسبی است برای امر محالی که مدام در سراسر دنیا رخ میدهد هرچه شرایط دور از واقعیت تصویر شوند فرایند سانسور از بیدار شدن شما حین فیلم جلوگیری میکند. فیلم در مورد مفهوم خدا است خدایانی که بی توجه به مکان یا زمان مطرح شدنشان بی نیاز از هرچه باشند بی شک شیفته و خواهان قربانی اند چه در یونان باستان با سر بریدن ایفی ژنه دختر اگامنون ،سربریدن اسحاق یا اسماعیل توسط ابراهیم نبی و به صلیب کشیدن جیزس و سربریدن حسین بن علی همه و همه برای خدایی است که شیفته قربانی است تا قربانی نکنی یا قربانی نشوی راه رستگاری را طی نمیکنی همه مواردی که نام برده شد در عملی انتحاری خود را برای امر استعلایی موهومی قربانی کردند . قربانیان میتوانند بیگانگان ، حیوانات یا خود شما باشد سر چیزی باید بریده شود تا پشتوانه امر استعلایی موهمی اخذ شود . انتحار و خودکشی ،برای خدا کشتن دیگران"کفار" ،برای خدا کشتن حیوانات"در فیلم به دنبال حیوانی بگردید که قرار است قربانی شود"، برای خدا کشتن بیگانگان، جزیی از هر مذهب است تاریخ الهیات و مذاهب و امر امروزی شاهدی بر این ادعا است . فیلم در واقع تلاشی است تا نشان دهد رابطه انسان و خدا در این ناکجااباد واقعا اباد که میتواند همه جا باشد در واقع چگونه رابطه ایی است .رابطه ایی که جدا از هرگونه دفاعیه ایی در عمل چیزی جز یک علامت سوال بزرگ نیست. (.میتوانید در مورد وجود قربانی در همه مذاهب و مجوز کشتن بیگانگان در همه کتب اسمانی در اینترنت سرچ کنید)