مطابق انتظارم و مثل سایرِ فیلمهایی که از مینگ-لیانگ سای دیده بودم، عالی بود. سکوت و غم و استیصالی که امضای کارهای مینگ-لیانگه واقعا جادو میکنه.
۱۴۰۱ شهریور ۰۳ ۰۶:۳۶
با احترام، بعید میدونیم با مفهوم کمونیسم آشنا باشید. کمونیسم با دو رکن تعریف میشه: 1- مالکیت اشتراکیِ (نه دولتی) ابزار تولید. 2- نبودِ دولت
حالا جریانات فکری مختلفی داره که اختلافهایی دارند (کمونیستایی که به مالکیت دولتی به عنوان پلی به جامعهی کمونیستی اعتقاد دارند، یا کمونیستهایی که از همون ابتدا دولت رو نفی میکنند)، اما اون دو اصل ثابته.
نکاتی مثل روحیهی جمعی (که شما سرد میدونید) به کمونیسم ارتباط چندانی نداره. بلکه سنتزِ برخوردِ میانِ فرهنگ شرق اروپا و دولتِ توتالیتره. نهایتا میشه اون رو به اندیشهی حزبمحورِ لنینیستی پیوند زد، نه به مفهومی به گستردگی و تنوعِ درونیِ کمونیسم.
۱۳۹۹ مهر ۱۳ ۲۰:۴۴
دربارۀ برخی نظرات: برخی کسانی که این فیلم رو دیدهاند انتظار یه فیلمِ هیجان انگیزِ قصهگو رو داشته اند؛ در واقع انتظاراتی که معمولا از این دست فیلم ها برمیاد؛ انتظاراتی نابجا از سینمای کافمن. خوب طبیعتا این بخش از بینندگان با ریتم و شیوۀ روایت فیلم ارتباط برقرار نمیکنند یا برای مثال فکر میکنند دیالوگ/مونولوگ های اضافه داشت. در حالیکه ریتمِ داستان کاملا با سایر سایر بخش های ساختارِ فیلم متناسب بود.
شخصا خیلی لذت بردم و به نظرم عالی بود، اما بخش بزرگی از از افراد، این فیلم رو نخواهند پسندید.
۱۳۹۹ مهر ۱۳ ۲۰:۳۰
اینطور نیست که اون دختر برگرفته از یکی از تجربههای مستخدم یا حتی صرفا ساختۀ ذهن اون باشه. هم جیک و هم دختر، هر دو خودِ خود رفتگر (و البته ساختۀ ذهنش) هستند. تو کتاب بیشتر مشخصه. بارها تو فیلم بهش اشاره شده؛ از جمله: عکس کودکی جیک/دختر. شعری که دختر خوند و بعدتر تو کتابی که تو خونۀ پدرمادر جیک بود دیده شد. جملۀ "look it up" از سمت دختر که بعد به جیک نسبت داد. آشنایی دختر با خونه و دختری که بستنی رو فروخت و...
تو لینک زیر یه سری توضیح دیگه هم هست:
https://www.indiewire.com/2020/09/charlie-kaufman-explains-im-thinking-of-ending-things-1234584492/
۱۴۰۴ بهمن ۲۵ ۱۳:۳۷
مطابق انتظارم و مثل سایرِ فیلمهایی که از مینگ-لیانگ سای دیده بودم، عالی بود. سکوت و غم و استیصالی که امضای کارهای مینگ-لیانگه واقعا جادو میکنه.
۱۴۰۱ شهریور ۰۳ ۰۶:۳۶
با احترام، بعید میدونیم با مفهوم کمونیسم آشنا باشید. کمونیسم با دو رکن تعریف میشه: 1- مالکیت اشتراکیِ (نه دولتی) ابزار تولید. 2- نبودِ دولت حالا جریانات فکری مختلفی داره که اختلافهایی دارند (کمونیستایی که به مالکیت دولتی به عنوان پلی به جامعهی کمونیستی اعتقاد دارند، یا کمونیستهایی که از همون ابتدا دولت رو نفی میکنند)، اما اون دو اصل ثابته. نکاتی مثل روحیهی جمعی (که شما سرد میدونید) به کمونیسم ارتباط چندانی نداره. بلکه سنتزِ برخوردِ میانِ فرهنگ شرق اروپا و دولتِ توتالیتره. نهایتا میشه اون رو به اندیشهی حزبمحورِ لنینیستی پیوند زد، نه به مفهومی به گستردگی و تنوعِ درونیِ کمونیسم.
۱۳۹۹ مهر ۱۳ ۲۰:۴۴
دربارۀ برخی نظرات: برخی کسانی که این فیلم رو دیدهاند انتظار یه فیلمِ هیجان انگیزِ قصهگو رو داشته اند؛ در واقع انتظاراتی که معمولا از این دست فیلم ها برمیاد؛ انتظاراتی نابجا از سینمای کافمن. خوب طبیعتا این بخش از بینندگان با ریتم و شیوۀ روایت فیلم ارتباط برقرار نمیکنند یا برای مثال فکر میکنند دیالوگ/مونولوگ های اضافه داشت. در حالیکه ریتمِ داستان کاملا با سایر سایر بخش های ساختارِ فیلم متناسب بود. شخصا خیلی لذت بردم و به نظرم عالی بود، اما بخش بزرگی از از افراد، این فیلم رو نخواهند پسندید.
۱۳۹۹ مهر ۱۳ ۲۰:۳۰
اینطور نیست که اون دختر برگرفته از یکی از تجربههای مستخدم یا حتی صرفا ساختۀ ذهن اون باشه. هم جیک و هم دختر، هر دو خودِ خود رفتگر (و البته ساختۀ ذهنش) هستند. تو کتاب بیشتر مشخصه. بارها تو فیلم بهش اشاره شده؛ از جمله: عکس کودکی جیک/دختر. شعری که دختر خوند و بعدتر تو کتابی که تو خونۀ پدرمادر جیک بود دیده شد. جملۀ "look it up" از سمت دختر که بعد به جیک نسبت داد. آشنایی دختر با خونه و دختری که بستنی رو فروخت و... تو لینک زیر یه سری توضیح دیگه هم هست: https://www.indiewire.com/2020/09/charlie-kaufman-explains-im-thinking-of-ending-things-1234584492/