زمان مطالعه: ۲۱ دقیقه
[میزگرد اختصاصی سینما] شماره 2
|
بعد از استقبال خوبی که از اولین میزگرد اختصاصی رسانه ی سینما به عمل آمد، دراین پست، دومین میزگرد هفتگی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم. در این میزگرد، شش تن از بازیگران موفق سال میلادی گذشته کنار هم جمع شده اند و از تجربیات و خاطرات خود درمورد بازیگری می گویند. دراین میزگرد جف بریجز با تجربه را خواهیم داشت. بازیگری که برای فیلم Hell or Hight water توجهات بسیاری را متوجه ی خود کرده است. کیسی افلک 41 ساله بازیگر فیلم Manchester by the Sea ، ماهارشلا علی بازیگر 42 ساله ی Moonlight، اندرو گارفیلد بازیگر 33 ساله ی Hacksaw Ridge و Silence، جوزف گوردون لویت بازیگر فیلم Snowden و درنهایت دِو پاتل بازیگر فیلم Lion. با ذکر این نکته که برای سهولت درخواندن این متن طولانی توسط شما عزیزان، آن چه پیش رو دارید به زبان گفتاری نوشته شده است، با هم به سراغ میزگرد این هفته می رویم. » درحرفه ی بازیگری از چه چیزی لذت می برید و از چه چیزی خوشتون نمیاد؟ Andrew Garfield : من عاشق یاد گرفتنم. من دوست دارم همه چیز رو درمورد همه چیز بدونم که البته این یک امر غیرممکن به شمار میره. هرگز نمی تونم همه چیز رو تو زندگیم یادبگیرم.نیل یانگ خواننده ی کانادایی همیشه از رویای خودش حرف میزد. رویا و خوابی که اکثر شب ها میدیدش ولی وقتی از خواب بلند می شد نمیتونست به یاد بیاره که چه چیزی دیده. یادگرفتن همه چیز برای من مثل خوابیه که نیل یانگ ازش تعریف می کرد. بعضی اوقات یادگیری برای من الهام بخش کارهایی که میکنم هست. الهام بخش و یادآورنده ی این نکته که همیشه جایی برای رفتن و چیزی برای یادگرفتن برای من وجود داره. و خب نکته ای که درمورد بازیگری ازش متنفرم اینه که همه ی چیز هایی که گفتم رو باید تو بازی خودم پیاده کنم. عمل دردناکی به نظرمیاد. درعین حال که عاشق یادگرفتن هستم، ازش متنفرم. (همراه با خنده). Joseph Gordon Levitt : سینما و دنیای امروز هالیوود از من و بقیه ی بازیگرا یک چهره ی جهانی ساخته. ما چه بخوایم چه نخوایم تبدیل به مهره ی های هالیوود شدیم. مارو به چشم سلبرتی و افراد سرشناس نگاه می کنن. این چیزیه که من رو بالاجبار تبدیل به الگویی میکنه که خودم حاضر نیستم ازش تقلید کنم.بنظرم مقوله ی سلبرتی و سرشناس شدن تو هالیوود چیز خوبی نیست که به سر ما بازیگرا و هنرمندا میاد. »(خطاب به گوردون لویت) چه چیزی باعث شد دوست داشته باشی نقش اسنودن رو بازی کنی؟ Joseph Gordon Levit : وقتی الیور استون ازم درخواست کرد که نقش رو بازی کنم خیلی هیجان زده بود.ولی وقتی به خودم اومدم یک لحظه با خودم مرور کردم که قبلاً کجا اسم اسنودن رو شنیدم؟ به خودم گفتم بیخیال!! ادوارد اسنودن؟ خب اگر این نقش رو قبول کنم دقیقاً نقش چه کسی رو دارم بازی میکنم؟ یک عالم ادوارد اسنودن تو ذهنم بود و دقیق نمیدونستم منظور الیور استون کدومه. وقتی فیلمنامه رو خوندم و اطلاعات کسب کردم درموردش، تازه متوجه شدم که چقدر اسنودن رو بابت کاری که کرد تحسین میکنم. به خاطر کاری که این شخص کرده بود یک دنیا سوءتفاهم در رسانه ها بود و خیلی کارهایی که نکرده بود رو هم به اون نسبت داده بودن. ما فیلم رو برای شفاف سازی ساختیم.
» آیا به ملاقات اسنودن هم رفتی؟ Joseph Gordon Levitt : چندماه قبل از شروع فیلم برداری به ملاقاتش رفته بودم. به مسکو سفر کردم و تو یک اتاق خیلی شیک باهاش ملاقات کردم. دوست دخترش لیندسی میلز هم اونجا بود. اون روز درمورد همه چیز صحبت کردیم.ولی نکات جذاب اسنودن صحبت درمورد وجه های انسانی بودن که برای بازیگریم بهشون نیاز داشتم. تمام تمرکزم برروی این بود که چطور صحبت میکنه،چطور راه میره و چطور روی صندلی میشینه. این اطلاعات برای یک بازیگر خیلی ارزشمند به حساب میان. »Dev، از چه چیز فیلم Lion خوشت میاد و از چه چیزیش بدت میاد؟ Dev Patel : به نظر فیلم خیلی کلیشه ای میاد ولی خب من ازون دسته بازیگرایی نیستم که این مدل نقش هارو زیاد بهم پیشنهاد بدن. اینکه این طور ازم فیلمبرداری کنن یا همچین فیلم نامه ای بدن دستم و بهم بگن که بازیش کنم زیاد برای من اتفاق نمیوفته. ساخت و حضور در فیلم Lion برای من یک سفر و یک دگردیسی به حساب میومد. درمورد شخصی فیلم ساختیم که تمام زندگیش رو صرف وفق دادن خودش با فرهنگش کرد و این ارتباط بین شخص و بیننده رو من باید برقرار می کردم. برای من حضور در Lion به مثل حضور در فیلم میلیونر ذاغه نشین بود. یک سفر شگفت انگیز که خوبی ها و بدی های یکسانی رو توش تجربه کردم. » وقتی که شخصیت واقعی که فیلم درمورد اون بود رو ملاقات کردی چه حسی داشتی؟ Patel : اون لحظاتی که اون رو ملاقات کردم یکی از پراسترس ترین لحظات عمرم بود. زمانی ملاقاتش کردم که دیگه فیلمبرداری تموم شده بود و وقتی بهم معرفی کردنش فهمیدم که من این آدم رو میشناسم و زندگیش رو بازی کردم تو فیلم. این شخص یعنی Saroo Brierley کسیه که تونست مادرش رو از طریق گوگل ارث پیدا کنه که یک چیز باورنکردنیه. کسی که از گوگل ارث و تصاویر پیکسلی از محل زندگیش تونست خاطرات دوران کودکی خودش رو به یادبیاره. وقتی از تجربه ی پیدا کردن مادرش و زادگاهش از فضا و از طریق گوگل ارث پرسیدم گفت باهرکلیکی که روی مونیتور میکردم بوی مادرم رو احساس می کردم. حرف هایی که این شخص به من میزد من رو به شدت تحت تاثیر قرار داد. Jeff Bridges : (خطاب به اندرو گارفیلد)، تمام این مدت داشتم به حرفی که زدی فکر میکردم. وقتی که همه ی چیزی که دوست داری یاد گرفتنه و درعین حال ازش متنفری. بعد از این جمله سوالی که توی ذهن آدم ایجاد میشه اینه که عاشق چه چیزی هستی و از چه چیزی نفرت داری؟ یه جمله ای هست که دقیق یادم نیست ولی یه مضمونی داشت که میگفت هرچقدر غم و اندوه شدید تر باشن به همون میزان ترس هم شدیدتر میشه. پدرمن Lloyd Bridges عاشق برنامه های تلویزیونی بود و دوست داشت همه ی بچه هاش به این حرفه رو بیارن. ولی من به پدرم گفتم من دوست دارم موسیقی دان بشم. اون جواب داد که حرف مفت نزنم، بازیگری بهترین شغله. بعد از اون جمله من بالاجبار سینما رو انتخاب کردم. در طول دوران بازیگریم تقریباً ده یا دوازده تا فیلم بودن که بعد از اینکه فیلم برداریشون تموم شد، مطمئن نبودم که دوست داشتم دوباره تو همون فیلم بازی کنم یا نه. هربار که یک پروژه ی جدید رو بازی میکنم آرزو میکنم که آخرین پروژه ی عمرم باشه. من بااین همه سن و تجربه ی حضور در فیلم های مختلف هنوز به اون ترس و غم اولیه ای که دچارش شدم غلبه نکردم ولی تونستم باهاش کنار بیام. شاید براتون جای تعجب باشه که من بعد از این همه سال هنوز هم وقتی میرم جلوی دوربین ترس و استرس دارم.
Mahershala Ali : همین ترسی که ازش حرف میزنی خیلی وقت ها من رو متوجه این موضوع میکنه که تو مکان و لحظه ی درست زندگیم قرار دارم. ترس و استرس برای من مثل یک هشدار دهنده و اطلاع رسان عمل میکنه. من رو تو موقعیتی قرار میده که از انتهای مسیر و ساخته شدن فیلم مطمئنم ولی چیزی که ازش مطمئن نیستم اینه که چطور قراره نقشم رو شروع کنم تا به اون نقطه ی اوج برسم و این لطافت شغل ماست. حرفه ی بازیگری این چالش هارو تو خودش داره. بازیگری باعث میشه ما خودمون رو تو شرایطی قرار بدیم که در وضعیت نرمال و عادی قادر نیستیم چنین چیزی رو تجربه کنیم و همین باعث میشه از محدوده ی فراغت خاطر و دنیای شناخته های خودمون به دنیایی ناشناخته و کشف نشده بریم و نتیجه ش کشف ابعاد تازه ای از خودمون و توانایی هاییه که داریم. وقتی تو مسیر درست بازیگری قرار گرفتید تنها کاری که باید بکنید اینه که تو مسیر تاریک دنیای ناشناخته ای که توش هستید محکم و با جدیت تمام به سمت هدف پیش برید و مطمئن باشید که با ترس کنار میاین و توی این مسیر، ترس بیشتر از اون که دشمنتون باشه باعث انگیزه دادن به شما و افزایش موفقیت شما میشه. درست مثل شرایطی که یک بند باز دراتفاع روی بند باهاش مواجه میشه. |
|
» از این بند بازی و مواجه شدن با ترست در Moonlight برامون بگو. تونقش دلال موادمخدری رو بازی کردی که مارو عاشق خودش کرد. Ali : تلاش من برروی این نکته متمرکز شده بود که دارم تو دنیای بخصوص شخصیت ها زندگی میکنم. مثل چیزی که توی House of Cards شاهدش هستیم. در زمان های خاصی شما خودتون رو درمعرض یادگیری چیزهای جدید میبینید. یادمیگیرید که با ترستون مبارزه کنید و کاری کنید که تابحال انجامش ندادید. من موقع فیلم برداری Moonlight سر ضبط دو کار دیگه هم بودم و هرروز برای من عملاً تبدیل به سر زدن به هرسه تا پروژه باهم شده بود. هرروز تمرکزم روی این بود که امروز قراره چه جزئیاتی به شخصیتی که بازیش میکنم بدم و کار سختش زمانی بود که بعد از نقش زدن کارکتر یکی از پروژه ها باید خودم رو برای ایفای نقش دو کار بعدی آماده می کردم. Casey Affleck : من تابحال هیچ وقت بیشتر از یک نقش رو در یک زمان بازی نکردم. »(خطاب به کیسی افلک) درفیلم Manchester by the sea تو نقشی رو بازی کردی که مت دیمون قرار بود بازیش کنه. درموردش با مت دیمون صحبت کردی؟ Casey Affleck : اول قرار بود که مت دیمون خودش فیلم رو کارگردانی کنه اما بعدش منصرف شد.این به خیلی قبل تر از شروع فیلم برداری مربوط میشه. اما من اهل صحبت کردن درمورد نقشم با کسی نیستم. نمیتونم شما دوستانی که اینجا حضور دارید بااین حرفم چه حسی پیدا می کنید ولی صحبت های دیگران درمورد کارم آن چنان چیز مفیدی بهم ارائه نمیده و ترجیح میدم درمورد چیزی که انجامش میدم با کسی حرف نزنم. تمام ابعاد و جنبه هایی که شخصیتم بهش نیاز داره رو سعی میکنم از درون و اعماق وجود خودم شکل بدم و بیارمش تو بازیه خودم. سه بار درهفته قرار بود نقش کسی رو بازی کنم که تو زندگی واقعی هم تجربه ی مشابهش رو داشتم و این برای من خیلی دردناک بود ولی این درد باعث میشد تو موقعیتی قرار بگیرم که نقشم بهش نیاز داشت و خودم رو فدای نقشم کردم.
Casey Affleck بازیگرفیلم Manchester by the Sea » به تمرین قبل از بازی اعتقاد داری؟ Affleck : زیاد انجامش نمیدم. ولی برای این پروژه ی منچستر کنار دریا به خاطر اینکه نویسنده ی فیلم آقای کنی لونرگان خودش از افراد با سابقه ی تئاتر به حساب میاد قرار شد که تمرین های خیلی زیادی انجام بدیم و درمورد پروژه باهم صحبت های زیادی داشته باشیم. بخش جالب حرف های اون برای من این بود که بخاطر هرکاری که تو فیلم پیاده می کرد برامون توضیح میداد که قصد و هدفش ازون کار چی بوده و چرا فلان کار رو انجام داده یا نداده. ولی وقتی سر فیلم هایی هستید که بودجه ی آن چنانی ندارند و معلومه که عناوین شاخصی نیستند، دیگه با خودتون حس می کنید که اتلاف وقت چیز بیهوده ایه و نیازی نیست که فیلم یا شخصیتی که تو همچین فیلمی هست بیشتر از چیزی که نیازشه روش وقت و دقت صرف بشه. خوبیه کارکردن با نویسندگانی چون کنی لونرگان اینه که میدونن برای اینکه فیلمشون پراز جزئیات باشه چه چیزهایی رو باید فدا کنن و چه چیز هایی رو نگه دارن. |
|
|
|
|
|
»جوزف، تو با یک کارگردان بزرگ به اسم الیور استون همکاری کردی، آیا لذت بردی از کارت؟ J. Gordon Levitt : به نمایندگی از کل تیم بازیگری وعوامل پشت صحنه ی فیلم اعلام می کنم که کلمه ی لذت درمقابل حسی که کارکردن با الیوراستون بهتون دست میده ممکنه کلمه ی مناسبی نباشه. » آیا بخاطر بازی کردن نقش اسنودن بهت انتقاد میکردن؟ Godron Levitt : آره. اصلاً هدف کل فیلمی که ساختیم هم همین بود که یک بحث راه بندازه. اینطوریه که دموکراسی تجسم پیدا میکنه. عدم توافق همیشه هم بد نیست. بحث و جدل و انتقاد درمورد کارهایی که اسنودن کرد همیشه بد نیست.! Affleck : (همراه با خنده) من باهاش موافقم. (بعد از مکث چندثانیه ای همراه با خنده)، دروغ گفتم، باهاش موافق نیستم. Gordon Levit : برای چند لحظه خوشحال بودم که کیسی افلک باهام موافقه. » بازی در نقش اسنودن با نقش های دیگه چه تفاوتی داشت؟ Gordon Levit : شما نقش کسی رو بازی میکنین که از روی عمد در بحرانی ترین لحظه ی ممکن کاری رو انجام میده که ممکنه تاآخر عمر به ضررش تموم شه. » آیا از روی عمد و فی البداهه کارکردن برای بازیگر نتایج خوبی به همراه داره؟ Gordon Levit :یکی از فیلم هایی که اوایل تو دوران بیست سالگیم انجامش دادم فیلمMysterious Skin بود. یادم میاد یه روز موقع تمرین با کارگردان نشسته بودیم و من به طور عمدی تمام یادداشت های خودم رو وارد فیلمنامه اصلی کردم. چیزهایی که در متن اولیه وجود نداشتن ولی من دوست داشتم شخصیتم این حرفا و این متن هارو بزنه و وقتی به کارگردان نشونشون دادم گفت که خیلی چیز عالی ای هست و خوشش اومد. عمدی و سرخود کارکردن در بازیگری یک حدو حدودی داره. کارگردان از یک بخش نوشته های من استفاده کرد و یک بخشش رو هم لازم نمی دید که تو فیلم نامه بزاره. خوشحالم که لجاجت به خرج ندادم و جروبحث نکردم بخاطرش. بسته به هرفیلم و شخصیتی که بازی میکنید یه مقدار تعمدی و بداهه کار کردن نیازه . » چه شخصیت هایی از دنیای واقعی رو دوست دارید انجام بدید؟ Ali : یک بوکسور به اسم جک حانسون. کسی که زندگی رو طبق معیار هایی که خودش مناسب میدید پیش میبرد.به درجات بالای موفقیت رسید ولی هیچ وقت اصالت خودش و جایی که ازش شروع کرد به پیشرفت کردن رو فراموش نکرد. Dev Patel : من مطمئن نیستم که دوست دارم بعد از این چه نقشی رو بازی کنم ولی ترس از بازی کردن بعضی نقش ها در وجودم هستن. بعد از میلیونر زاغه نشین، یک فیلم در 2010 به اسم The Last Airbender بازی کردم که اصلاً مورد توجه قرار نگرفت. بودجه ی کرایه و نگهداری از هواپیمای استفاده شده دراین فیلم به اندازه ی کل بودجه ی میلیونر زاغه نشین بود و به نوعی میشه گفت برای من حضور در چنین فیلم عظیم و پرهزینه ای بیش از حد بود و درتوانم نبود. همون جا بود که فهمیدم به هرفیلم نامه ای نباید جواب مثبت بدم و نه گفتن رو یادگرفتم. وقتی اولین بار فیلم نامه رو میدن بهت به ندای درونت گوش بده که بهت چی میگن. نه گفتن الان برای من اونقدرا هم سخت نیست. Garfield : من خیلی حرفت رو دوس دارم پاتل. چیزی که الان گفتی رو باهاش موافقم. نه گفتن به فیلمنامه و اثری که حس میکنی هیچ عمقی نداره خیلی کار درستیه. مرد عنکبوتی ابرقهرمان مورد علاقه ی من از سه سالگیمه. برای ایفای نقش این شخصیت خیلی ها تست دادن و خیلی ها آثار ابرقهرمانی رو عناوینی قلمداد می کنن که صرفاً مهیج ان و عمقی ندارن و به همین علت وقتی نقش بهشون پیشنهاد داده میشه قبولش نمیکنن. » آیا نقش هایی که به رنگین پوست ها پیشنهاد میشه محدود شده هستن؟ Ali : (خطاب به پاتل) تو جواب بده داداش. Patel :بنظرم همه ی افراد حاضر دراین میزگرد یک زمانی تبعیض نژادی رو تجربه کردن. شعار من اینه که اگر تصمیم گرفتی کاری رو انجام بدی با ناملایماتش هم کنار بیا. Ali : توفیق کار با بری جنکینز (کارگردان Moonlight)یک تجربه ی فراموش نشدنی و مثالی از سوالی که پرسیدید بود. این شخص بزرگ شده ی شهر فلوریداس.جایی که به شهرآزادی معروفه. توهمچین شهری شاهد نژادپرستی ها و انواع مسائل مرتبط با اون بوده و از روی همین تجربیات، فیلمنامه ای رو نوشته و کارگردانی کرده که انقدر خوش درخشیده. »هیچ کدومتون ممکنه که دست از بازیگری بکشید؟ Affleck : برای من ممکنه و راستش رو بخواین بدم هم نمیاد. مادر من معلمه. منم دوست دارم درکنار اون تو مدرسه باشم و اگر میتونستم اوقات بیشتری رو در مدارس سپری میکردم. Bridges : برای منی که 67 سال دارم دیگه فکر کردن مثل بچه های تازه به دوران رسیده منطقی نیست. برای من همین بس که فرصت گیر بیارم با بچه ها و نوه هام برم فوتبالی چیزی بازی کنم خوش کلیه. Ali : من دوست دارم در یک زمان مشخصی از بازیگری دست بکشم و به کارگردانی مشغول شم. ولی مسئله اینه که تازه فکر میکنم بعد از تلاش های زیاد به جایگاهی رسیدم که شروع کار بازیگریه من و تجربه کردن نقش های هیجان انگیزه و قبل ازینکه از بازیگری دست بکشم میخام قبلش مطمئن شم که به اوجش رسیدم. » کلمه یا عبارتی هست که شما یا دیگران استفاده ش می کنید و می کنند و شما ازون کلمه یا عبارت متنفر باشید؟ Gordon Levit : از کلمه ی Like متنفرم. Ali : از عبارت همه چیز خوبه متنفرم..البته نه اینکه از بد بودن همه چیز بدم بیاد. فرم گرامری این عبارت رو گاهاً تو انگلیسی اشتباه میگم و خیلی ها ایراد میگیرن بهم بابتش و من سعی میکنم زیاد استفاده نکنمش. Garfield : (همراه با خنده) بخاطر فرم گرامرش نیست.بخاطر اینه که همه چیز خوب نیست. نبایدم باشه. Patel : من خیلی از عبارت "میدونی.."استفاده میکنم. |
|
|


دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید