news-background
news-background

ادای احترام اسکورسیزی به راب راینر: یک روز دوباره صدای خنده او را خواهم شنید

«مارتین اسکورسیزی» با انتشار مقاله‌ای در «نیویورک تایمز» یاد دوست و همکارش «راب راینر» که چند روز پیش در لس‌آنجلس به همراه همسرش به قتل رسید را گرامی داشت. او می‌نویسد: «راب راینر دوست من بود، همین‌طور همسرش میشل. از حالا به بعد، باید از فعل گذشته استفاده کنم، و این مرا از اندوهی عمیق سرشار می‌کند. اما چاره دیگری نیست.»

در پی قتل کارگردان «وقتی هری با سالی ملاقات کرد» (When Harry Met Sally) و «عروس شاهزاده» (The Princess Bride) و همسرش میشل در ۷۸ و ۷۰ سالگی، «نیک راینر» فرزند ۳۲ ساله او که اسکیزوفرنی در او تشخیص داده شده و سابقه مصرف مواد مخدر را دارد به قتل درجه اول متهم شد و در بازداشت به سر می‌برد. اسکورسیزی اوایل دهه ۱۹۷۰ با راینر آشنا شد، وقتی که در قرارهای ملاقاتی با میزبانی «جرج ممولی» به کمدین‌ها و بازیگران دیگر می‌پیوستند.

کارگردان «راننده تاکسی» (Taxi Driver) یادآوری می‌کند که مادر راینر یک خواننده و بازیگر و پدرش بازیگر و نویسنده‌ای سرشناس است که کمدی «مرد ۲۰۰۰ ساله» (2000 Year Old Man) را در کارنامه دارد و مانند او «پیوندی شرقی» در آمریکا داشته است: «صد درصد طنز نیویورکی داشت و در هوایی که تنفس می‌کردم حس می‌شد.»

اسکورسیزی می‌گوید در آن زمان چندین گروه‌ بداهه‌پردازی تشکیل شده بود اما راینر بیشتر با گروه «اختلاف اعتبار» (Credibility Gap) در ارتباط بود که طنز سیاسی گزنده و پادفرهنگی داشتند: «فقط برای اینکه تصویری از فضای آن داشته باشید، بدانید یکی از برنامه‌هایشان «جی. ادگار هوور: مغرورتر از آنکه بمیرد، مرده‌تر از آنکه زندگی کند» نامگذاری شده بود.»

اسکورسیزی ادامه می‌دهد: «از همان ابتدا، عاشق وقت گذراندن با راب شدم. غرابتی ذاتی به یکدیگر داشتیم. بی‌نهایت مضحک و گاهی به شکلی گزنده شوخ‌طبع بود، اما هرگز از آن دسته از آدم‌هایی نبود که بخواهد فضا را از آن خود کند. درک زیبایی از آزادی رها و بی‌قیدوبند داشت، از زندگی در لحظه لذت می‌برد و خنده‌هایی بلند و پرطنین داشت. وقتی در «لینکلن سنتر» از او تجلیل کردند، مایکل مک‌کین بخشی اجرا کرد که هجویه درخشانی از سخنرانی‌های رسمی گرامیداشت بود. هنوز به شوخی پایانی نرسیده بود که راب چنان از ته دل خندید که صدایش در تمام سالن پیچید.»

اسکورسیزی از «میزری» (Misery) به عنوان فیلم محبوب خود از کارنامه راینر نام می‌برد و آن را «فیلمی بسیار ویژه، با بازی ززیبای کتی بیتس و جیمز کان» توصیف می‌کند. او درباره «این اسپاینال تپ است» (This Is Spinal Tap) می‌نویسد «خلقتی معصومانه» است و می‌گوید وقتی در حال فیلمبرداری «گرگ وال استریت» (The Wolf of Wall Street) بوده برای نقش «پدر جردن بلفورت» فوراً به یاد راینر افتاده است.

اسکورسیزی در ادامه مقاله می‌گوید: «او می‌توانست با بهترین‌ها بداهه‌پردازی کند، در کمدی استاد بود، به زیبایی با لئو [دی‌کاپریو] و سایر اعضای گروه هماهنگ شد و تنگنای انسانی شخصیت خود را درک کرد: آن مرد پسرش را دوست داشت، از موفقیت او شادمان می‌شد، اما می‌دانست که سرنوشت سقوط است. لحظه فوق‌العاده‌ای در فیلم وجود دارد که راب نظاره می‌کند که «جان فاورو» برای لئو توضیح می‌دهد اگر پیش از آنکه کمیسیون بورس و اوراق بهادار فرصتی برای متهم کردنش به تخلفات پیدا کند، از شرکت خود کنار برود می‌تواند تقریباً بدون آسیب از مخمصه بیرون بیاید. چهره راب وقتی که متوجه می‌شود لئو مردد است و در نهایت متوقف نخواهد شد، بسیار گویا است. او می‌گوید: «تو همه پول‌های دنیا را داری. به پول دیگران را هم می‌خواهی؟» پدری مهربان که مبهوت پسرش است.»

اسکورسیزی می‌نویسد: «از ظرافت و خلوص بازی او هنگام فیلمبرداری و یک بار دیگر وقتی صحنه را تدوین می‌کردیم و در زمان تماشای فیلم نهایی منقلب شدم. حالا حتی با فکر کردن به لطافت بازی راب در این صحنه و صحنه‌های دیگر دلم می‌شکند.»

این فیلمساز در پایان می‌نویسد: «آنچه برای راب و میشل اتفاق افتاد یک وقاحت است، منتهای پستی در واقعیت زیسته. تنها چیزی که کمک می‌کند آن را بپذیرم، گذر زمان است. بنابراین، مانند تمام عزیزان و دوستان آن‌ها - دوستانی که بسیار بسیار زیاد بودند - باید تصور کنم که زنده و سلامت‌اند... و اینکه روزی، در یک ضیافت شام یا مهمانی خواهم بود و خود را نشسته در کنار راب خواهم یافت و صدای خنده او را خواهم شنید و چهره بسام او را خواهم دید و به داستان‌هایش خواهم خندید و از دقت کمدی ذاتی او لذت خواهم برد و دوباره احساس خوشبختی خواهم کرد که او دوست من است.»

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید