زمان مطالعه: ۳ دقیقه
شان پن: پس از Milk انگیزه بازیگری نداشتم؛ براندو میگفت بازیگری نباید مثل حضور در دادگاه تفتیش عقاید باشد
«شان پن» میگوید آمریکا برای ایجاد بحثهای جدی به افراد بیشتری مانند «چارلی کرک» نیاز دارد. کرک ۱۰ سپتامبر در حالی که در دانشگاه یوتا سخنرانی میکرد به ضرب گلوله کشته شد.
پن این روزها فیلم «نبردی از پس نبردی دیگر» (One Battle After Another) را در سالنهای سینما دارد که داستانش شباهت زیادی به خشونتهای مسلحانه ماههای اخیر آمریکا دارد. او در مصاحبه با «نیویورک تایمز» میگوید «تقریباً با هرچه» که کرک به آن باور داشت مخالف است اما جامعه همچنان به چنین شخصیتهایی که مروج بحثهای آزاد و صریحاند احتیاج دارد.
او میگوید: «به آن بحثها نیاز داریم. باید بجنگیم و پس از آن به مصالحه برسیم. [خشونت سیاسی] شکل میگیرد، و راه از بین بردنش این است که افراد باوجدان از هر دو طرف به این درک برسند که اگر کسی عقیده متفاوتی دارد، میتواند دوستت باشد.»
کرک معتقد بود که انسان از لحظه لقاح به وجود میآید و با سقط جنین در هر شرایطی مخالف بود. پن اضافه میکند: «حرف من این است که اگر کسی معتقد باشد که یک انسان از لقاح به وجود میآید، و شما نتوانید آن مفهوم را درک کنید، احمقید. و اگر نمیخواهید این مفهوم را به شکلی که من شاید عمیقاً به آن باور دارم تحمل کنید، نمیدانم، اجازه دهید آن زن تصمیم بگیرد.»
پن در بخش دیگری از مصاحبه میگوید رویکردش به بازیگری در گذر زمان تغییر پیدا کرده و ارتباط عمیقی با نقشها برقرار نمیکند هرچند در فیلمهای «خوبی» بازی کرده است: «به دنبال همان چیزی هستیم که در خانواده مییابیم. مایلیم در کنار کسانی باشیم که دوستشان داریم، و پس از «میلک» (Milk) گاس ون سنت آن حس را پیدا نکردم. این بود که به پذیرش نقشهایی که تصور میکردم نقشهای خوبی درباره موضوعات خوبیاند و کارگردانان خوبی دارند ادامه دادم اما دلم برای خانوادهام و سگم تنگ میشد و فکر میکردم که اینجا چه غلطی میکنم؟ حس میکردم که شاید همه این کارها دیگر بس باشد.»
بازیگر «راه رفتن مرد مرده» (Dead Man Walking) و «تلفات جنگ» (Casualties of War) از «مارلون براندو» نقل قول میکند و میگوید به جای اینکه بازیگری الهامبخش او باشد به یک بار مسئولیت تبدیل شده است: «مارلون زمانی به من گفت: «برای این یکی باید واقعاً آماده شوم.» به یاد میآورم که نمایشی در سان فرانسیسکو بازی میکردم و در پشت صحنه تئاتر، مارلون ناگهان با من تماس گرفت. چند ماه بود که در تماس نبودیم. گفت: «میدانی، تصور شروع یک نمایش، برای من مثل احضار شدن به دادگاه تفتیش عقاید است.» به جایی رسیده بودم که حس میکردم آماده شدن برای یک نقش مثل احضار شدن به دادگاه تفتیش عقاید است.»
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید