news-background
news-background

نقد فیلم ‌Nimona: هیولا کیست؟

پیش‌داستان «» (‌Nimona)، انیمیشن پرانرژی و هیجان‌انگیز به کارگردانی نیک برونو و تروی کوین که اقتباسی است از رمان گرافیکی ان‌دی استیونسون که برای مدتی دیزنی تولید آن را متوقف کرد، برمی‌گردد به زمان‌هایی دور و سرزمینی شاد که به ناگهان هیولایی در آن ظاهر می‌شود و قهرمانی به نام گلورث با آن مبارزه می‌کند و پس از آن ترس به مدت یک هزار سال بر این سرزمین حاکم شده و هیولا، بدل به دشمن همیشگی‌شان گشته و باید در انتظارش باشند چرا که همیشه در کمین است. زمان حال انیمیشن اما با یک مراسم تجلیل آغاز می‌شود و داستان بالیستر، شوالیه‌‌ی محبوبی است در آینده‌ای قرون وسطایی و فی‌الواقع اولین سربازی که در تاریخ پادشاهی به مقام شوالیه دست یافته است، بدون اینکه از خون اصیل باشد. و البته که همه قبول دارند او این موقعیت را از طریق شایستگی و سخت‌کوشی به دست آورده است.

در قلب این جامعه با فناوری پیشرفته، یک سنت شوالیه‌ای طولانی مدت بیش از هزار سال است که برای محافظت از مردمش باقی مانده است و حال شمشیر قهرمانی به بالیستر می‌رسد. در  میان مراسم اما اوضاع دگرگون می‌شود و ملکه کشته می‌شود و بالستر با جرم نکرده، مجرم دانسته می‌شود و مورد خشم و غضب همگان قرار می‌گیرد و از آن پس برای در امان ماندن از مردم، زندگی مخفیانه را آغاز می‌کند و تنها موجودی که می‌تواند یاری‌رسانش باشد و در اثبات بی‌گناهی او نقش داشته باشد، نیموناست؛ کاراکتری تغییر شکل‌دهنده. این دو دوست بعید، برای اثبات بیگناهی بالیستر با هم متحد می‌شوند، اما روحیه مبارز شوالیه با حساسیت‌های نهادگرایانه او در تضاد است. حتی زمانی که شواهد نشان می‌دهد چه کسی او را متهم کرده است، او به دلیل ترس از اینکه ممکن است اعتماد عمومی به دولت را مختل کند، پا پیش نمی‌گذارد. بالیستر مصمم است زندگی خود را با بازی کردن با قوانین قدیمی بازسازی کند، در حالی که متقاعد شده است که تنها راه رسیدن به خوشبختی شروع از صفر است.

هیولا کیست؟

در قلب این جامعه با فناوری پیشرفته، یک سنت شوالیه‌ای طولانی مدت بیش از هزار سال است که برای محافظت از مردمش باقی مانده است. شخصیت‌های اصلی انیمیشن بالیستر و نیمونا هستند. نیمونا یک شخصیت شرور بداخلاق است با موهای صورتی که به میل خود سمور، شترمرغ، کرگدن، گوریل، انسان‌نما، پسر، گربه، موش و نهنگ آبی می‌شود و دشمنان خود را می‌بلعد. و بالیستر شوالیه‌ای است مهربان که مشتاق است  یک بار دیگر توسط پادشاهی در آغوش گرفته شود.

از نکات مهم انیمیشن این است که به زیبایی نشان می‌دهد شاه‌نشین‌های قرون وسطایی و دولت‌های نظارتی دیستوپیایی هرگز به عنوان سنگر آزادی‌های مدنی شناخته نشده‌اند و در عمل بدل به حکومت‌های اقتدارگرایانه شده‌اند. حکومت‌های اقتدارگرایانه که بسیاری از مسائل را با نگرش‌هایی متعصبانه لمس می‌کنند. سیستم‌هایی لغزنده و مملو از پارادوکس که از بطن، دچار تضاد می‌شوند و کم‌کم فرو می‌ریزند. فی‌المثل بالیستر تنها شوالیه‌ای نیست که در این سیستم خاطی رشد کرده و مدام می‌خواهد پیرو قوانین غلط باشد حتی در شرایطی که به نفعش نیست. آمبروسیوس نیز هنوز هم وظیفه خود را به عنوان یک خدمتکار وفادار تاج و تخت انجام می‌دهد که در درجه اول شامل شکار دوست سابقش و تلاش برای بازگرداندن او به زندان است. اما او نمی‌تواند ذهنش را درگیر این ایده کند که روح مهربانی که دوستش دارد، یک ملکه را کشته است. شاید بتوان گفت هیولای واقعی که کل داستان روی آن می‌چرخد، سیستمی باشد که شر در آن ریشه کرده و در نهایت آتش نیموناست که می‌تواند نرده‌های محافظ شهر را به نقطه شکست خود برساند و  دست به پاکسازی بزند و حقیقت را آشکار کند.

در نهایت می‌توان گفت «نیمونا» نگاهی باستانی و آینده‌نگر را که زمان بر رویش اثری نگذاشته، در یک داستان منحصر به فرد ترکیب می‌کند و مخاطب را همراه می‌سازد. فیلم هرگز ترسی از دنبال کردن شخصیت‌هایش در مکان‌های تاریک ندارد و از پاسخ‌های راحت به نفع واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی اجتناب می‌کند. این یک انیمیشن جذاب و دلچسب است که با داستانی دلپذیر و شخصیت‌های توانمند، تمامی نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند و با طنز و سرزندگی خود و با تصاویر زیبا و رنگارنگ و سرشار از جزئیات دقیق، جهان خیالی‌اش را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که جهان دو قطبی است و اگر عنصر شر وجود نداشته باشد، اساسا خیر معنا نخواهد گرفت و هیچ قانون و نظمی نمی‌تواند آن را انکار و یا مهار کند، شر نیمه‌ی دیگر خیر است.

  یاسمن اسمعیل‌زادگان

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید