زمان مطالعه: ۶ دقیقه
نقد فیلم Turning Red: جادوی پذیرش و مواجهه با پاندای سرخ
تازهترین محصول جدید پیکسار/دیزنی ساختهی دامی شی «قرمز شدن» (Turning Red) یکی از شخصیترین آثار این کمپانی، داستان میلین لی، یک دختر ۱۳ سالهی چینی-کانادایی است که در تورنتو، به همراه خانوادهاش که از معبدی مقدس نگهداری میکنند، زندگی میکند. یک تینیجر دمدمی مزاج و هیجانزده که مدام در حال عصبانی شدن و جیغ و فریاد زدن است و میخواهد بهترین شکل ممکن خودش را به مادر سرسختش اثبات کند و دختر کاملی باشد، حتی اگر این کامل بودن به معنای دفن افکار و خواستههای خودش در این فرآیند باشد. در میان این بحبوحه، در یکی از روزهای عادی که از خواب بیدار میشود، متوجه میشود که شبیه به خودش نیست و بدل به یک موجود عظیمهالجثه شده است و از خودش هم خجالت میکشد، حال باید تلاش کند خودش را پنهان کند و یا با زندگی جدیدش کنار بیاید.
ایدهی پشت این انیمیشن دلچسب و در عین حال بیطرفانه است، داستان میلین دختری که به سن بلوغ میرسد، یک دختر معمولی ۱۳ ساله که شاد است، تلاشگر است و گروهی از بهترین دوستان عجیب و غریب اما وفادار را دارد که شبکهی امنیت عاطفی او را تشکیل میدهند و همچنین علاقهی زیادی به یک بند موسیقی دارد که قرار است به زودی در شهرشان، کنسرت برقرار کنند. می دارای شخصیتی قابل اعتناست و در مدرسه هم به عنوان یک فرد قوی و مستعد معروف است. خلاق و با اعتماد به نفس است و همچنین یک کارنامهی عالی دارد، اما حساسیت بیش از حد، توجه و مراقبتهای مازاد و البته ریاستطلبیهای مادرش، او را دچار نوعی خشم و هیجان افراطی کرده است.
مسئلهی مهمی که در «قرمز شدن»، مطرح میشود؛ تجربهی بزرگ شدن و دگرگونیهای فیزیکی و شیمیایی وجودیمان است که در اینجا با فشرده کردن زمان و پس از بیدار شدن یک روزه و دیدن تغییرات ناگهانی دیده میشود. تجربهای زیست شده، که همه آن را لمس کردهاند و زمانهایی بوده که کاملا حس کردند همچون یک موجود بیگانه، در جسمشان گیر افتادهاند. اما با اینحال، هدف سینما این است که شما را به ذهن کسی که هرگز ندیدهاید، منتقل کند و در این فرآیند، مخاطب را به شناخت برساند.
حرکت پیکسار به سمت داستانهای خاصتر ممکن است برخی از قوانین برندگان جوایز پیشین را زیر پا بگذارد، اما در نهایت آثاری که اینگونه خلق میشوند، هم جنبهی شخصی دارند و هم عمیق و معناگرا هستند. شی نیز، با «قرمز شدن»، برخی از قوانین پیکسار را زیر پا گذاشته است و بر همین اساس، «قرمز شدن» آنقدر با تجربیات زندگی شی و تاثیرپذیری از انیمه و مانگا به تصویر آمده است که بیشک قرار دادنش در هر جایی غیر از زادگاه اصلی و ریشههای شرقی، آن را به یک داستان کاملا متفاوت بدل میکرد.

نکتهی حائز اهمیتی که در «قرمز شدن» وجود دارد، این است که اگرچه جادوی پاندای قرمز داستانی است که ریشه در سنتهای فرهنگی شخصیتهایش دارد و لیها به اجدادی احترام میگذارند که با قدرت یک پاندای قرمز از خانواده دفاع کرده است، اما اکثر کاراکترها، از تغییر شکل می خوششان میآید و بودن می در کنارشان، برایشان لذتبخش است، و البته تنها مخالفین تغییر شکل، زنان خانوادهی می هستند، یا به شکل دقیقتر، سنتهای فرهنگی خفقانآور و انتظارات خانوادگی که توسط زنان تجسم یافته است. اما با این حال در پایان، شی به ما اطمینان میدهد که این زنان سنتی، منبع مشکل نیستند، بلکه قربانیانی هستند، همانند می.
«قرمز شدن» از قالبهای اجتماعی صحبت میکند که انتظار میرود زنان با آنها همگام بشوند و ابعاد مکانی و زمانی هم در آن تغییری ایجاد نمیکند. مسئلهی مهم، مسئلهی زنانگی و بلوغ است که معمولا در فرهنگها و رگ و ریشههای سنتی، آن را همانند جعبهی پاندورا میدانند و به همین ترتیب این توقع به وجود میآید که مطمئن شویم جعبهی پاندورا بسته میماند و ماهیت واقعی آن پنهان میماند. اما در اینجا، شی به شکل تمثیلی از این جریان همیشگی و نه چندان ثمربخش، گذر میکند و ب این ماهیت واقعی را که اتفاقا بخش مهمی از تاریخچهی خانوادگی می نیز هست، درونش نگه میدارد و پذیرش این اتفاق را شکل میدهد و اینگونه «قرمز شدن» را اثری لذتبخش، خوشساخت و تماشایی میکند که همذاتپنداری با کاراکتر اصلی آن در تکتک لحظات شکل میگیرد.
این انیمیشن یک دستاورد خیرهکننده از پیکسار است که نوع داستانهای دوران بلوغ را که اغلب در فیلمها و رسانههای دیگر به تصویر کشیده میشوند، غنیتر و متنوعتر نشان میدهد. شی برای پرداختن به چنین موضوع خاصی، ظریف و خلاقانه عمل میکند و موفق میشود تصویری عمیقا شخصی را ارائه دهد. موسیقی، انتخابهای مد، شکاف بین مدرسه و زندگی در خانه... در اینجا همه چیز وجود دارد، مثل باز کردن یک دفترچه مملو از خاطرات قدیمی. و ما از طریق می، دوستانش و خانوادهاش، میبینیم که چگونه عشق تأییدکننده در زندگی، میتواند بسیار نیرومند باشد و قابلیت پذیرا بودن را به وجود بیاورد. «قرمز شدن» داستانی گرم، صمیمی و قدرتمند است که نه تنها با یک مفهوم غنی، بلکه با رویکردی برجسته که خنده و حس همدلی را برای تجربهی بلوغ به ارمغان میآورد، به دورهها و افکاری میپردازد که همیشه در حال تغییر است و هنوز هم از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و البته مسئلهای جهانی است.
در نهایت میتوان گفت پیکسار همیشه در فیلمهایش جزئیات فوقالعاده و مسائل مهم جهانی را مدنظر داشته و در اینجا نیز به کاوش و یادآوری مسئلهی زنانگی و برخورد صحیح با آن میپردازد. «قرمز شدن» نتیجهی یک داستان تاثیرگذار و جذابی است که به ظرافت در میراث پیکسار جای میگیرد و جسارت آن میتواند دری را برای داستانهای جسورانهتر و عمیقتر شخصی که توسط استودیو روایت میشود، باز کند.یاسمن اسمعیلزادگان
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
sone
sone
۲۷ اسفند ۱۴۰۰ ۱۵:۱۷
خیلی عالی بود.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
.hossein.
.hossein.
۲۶ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۴۲
لطفا نقدتون یه مقدار خودمونی تر بنوسید و از کلمات ساده تری استفاده کنید
۲
۲
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ