news-background
news-background

نقد فیلم Red Rocket: حفره‌های عمیق مایکی و دونات‌های توخالی خانم توت‌فرنگی

«موشک قرمز» (Red Rocket) به کارگردانی شان بکیر، یک کمدی عجیب، باورنکردنی و گزنده است که داستان آن حول محور کاراکتر مایکی سیبر (سایمون رکس) می‌چرخد؛ کاراکتر غرغروی فیلم که یک ستاره سابق پورن است و به تگزاس بازگشته تا زندگی‌ نکبت‌بارش را دوباره بسازد، اما در تگزاس هیچکس از او استقبال نمی‌کند و همه حضورش را آزاردهنده می‌بینند. مایکی اما تلاش می‌کند خودش را به اهالی منطقه دگربار اثبات کند و با این‌که مدام به دستاوردهای قبلی خود در راه عجیب و غریبش افتخار می‌کند، برای ماندن در تگزاس باید اجازه داشته باشد، در نهایت با تلاش لئوندریا (جودی هیل)، یکی از دلالان بزرگ مواد مخدر منطقه را متقاعد می‌کند تا به او اجازه‌ی فعالیت دهد. مایکی در دوره‌ی بازگشتش سعی می‌کند از هر زاویه‌ای که می‌تواند کار کند، نه فقط برای این‌که بتواند دگربار تگزاس را ترک کند، بلکه برای این‌که بتواند به لس‌آنجلس بازگردد، جایی که احساس می‌کند به آن تعلق دارد، اما در این میان، دیدن دختری نوجوان (سوزانا سون)، که در مغازه‌ی دونات فروشی محلی کار می‌کند، بلافاصله او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مسیر اشتباهات و انحرافات را برایش باز می‌کند. حفره‌های عمیق مایکی و دونات‌های توخالی خانم توت‌فرنگی ‏ مایکی کاراکتر اصلی فیلم، ‏بی‌وقفه در مورد دیدگاه خود از جهان صحبت می‌کند و البته هر بدبختی را تقصیر شخص دیگری می‌داند و هر شکست را فرصت دیگری برای پیروزی می‌بیند، حتی اگر هرگز به پیروزی دست نیابد. او اما بدون هیچ زحمتی جذاب است البته با مغزی پر از حفره. فی‌الواقع «موشک قرمز»، در مورد مردی است که احتمالا او را می‌شناسید، شاید نه در زندگی شخصی‌تان، اما احتمالا در محل کار یا به احتمال زیاد در تلویزیون با او مواجه شده‌اید، کاراکتری که درهای ورود به او، همانند درهای جهنم باز است. کاراکتری یک لاقبا و در سطح مانده که زمانی تنها خواسته‌اش فرار از شهرک پالایشگاه نفتی است که در آن بزرگ شده و  اگرچه برای مدتی این کار را انجام می‌دهد؛ اما زمانی دیگر به دنبال پناه گرفتن در همان شهر است.

او آنقدر درگیر حاد واقعیت است که واقعیت را نمی‌بیند، برای همین در میانه‌ی همه‌ی کارها شکست می‌خورد، برای همین بعد از سال‌ها با دست خالی، دگربار به خانه خود در تگزاس بازمی‌گردد، جایی که هیچ‌کس واقعا او را نمی‌خواهد، و تعداد کمی از کسانی که او را نمی شناسند، تنها می‌خواهند بفهمند که چرا دیگران چنین احساسی دارند. سیبر کاراکتری است که بارها ثابت می‌کند سودجو و رذل است و ارزش رحم و دلسوزی را ندارد و نمونه‌ی بارزش را در ابتدای فیلم می‌بینیم که با دلسوزی همسر سابق و مادرش روبه‌رو می‌شود و آن‌ها به او جا و مکان می‌دهند، اما با گذشت زمان به همه اثبات می‌کند که منفعت‌طلب است.

فیلمنامه‌ی «موشک قرمز» را بیکر و همکار قدیمی‌اش، کریس برگوک نوشته‌اند. آن‌ها دگربار به گوشه‌کنار آمریکا رفته‌اند و نمونه‌ی بارزی از آزادی و بی‌بند‌و باری، خوش‌گذرانی و آشفتگی آمریکایی را به صراحت به تصویر آورده‌اند. فیلمساز به زیبایی و ظرافت در تصاویرش، تصویر پرزرق و برق و البته لرزان حاد واقعیت آمریکایی را نشان می‌داد، حادواقعیتی که از کاراکتر مایکی گرفته تا گستره‌ی وسیع سرزمین‌های جنوبی، جایی که تنها نقاط دیدنی دودکش‌ها و بیلبوردهای تبلیغاتی ترامپ است. این داستان دیگری در مورد مردی است که بدون هیچ زحمتی داستان‌های تخیلی و مشمئزکننده، درباره‌ی خودش را به گوش همگان  می‌رساند و باعث می‌شود مردم آن‌ها را باور کنند، مردی که در نهایت  تحت هر شرایطی به منفعت خودش فکر می‌کند.

ناگفته نماند که بازی سایمون رکس در نقش مایکی همه چیز را در اطراف خود از جمله نگاه تماشاگران فیلم را جمع می‌کند. این بازیگر انرژی خستگی ناپذیری به نقشش  می‌دهد. او مجری فرامتنی گروه ناشناخته‌ها و غیربازیگران با استعداد «موشک قرمز» است و همچنان نمونه‌ی نابی از ترجیح بیکر برای انتخاب بازیگران محلی برای گفتن داستان‌های محلی است، فی‌الواقع همه‌ی ساکنان شهر تگزاس به اندازه‌ی کافی جالب هستند و هر صحنه‌ای که مایکی با آن‌ها به اشتراک می‌گذارد مملو از ناباوری و خنده و شوک است. سوزانا سون نیز در نقش توت فرنگی، دشوارترین وظیفه‌ی فیلم را بر عهده دارد، مرز بین انتقال ساده لوحی غافلگیرانه‌ی یک نوجوان ۱۷ ساله و جاه طلبی‌های خودخواهانه مردی مسن.

در نهایت می‌توان گفت تازه‌ترین ساخته‌ی بیکر «موشک قرمز»، یک کمدی تند و تماشایی و البته انتقادی است که مدام شواهدی از چیزی ارائه می‌دهد که بینندگان پس از چند دقیقه با مایکی احتمالا به آن مشکوک خواهند شد، اما با دیدنش نیز شوک می‌شوند. کاراکتر اصلی نیز مرد بی‌شرم و رقت‌انگیزی است که تصور می‌کند موفقیت دیگران به لطف اوست و شکست‌های او همیشه به لطف شخص دیگری است. المان کوچکی از  گفتمان سیاسی آمریکایی که شان بیکر، استاد نمایش حقیقت بدون رنگ‌آمیزی روی صفحه آن را به نمایش گذاشته است و اینگونه طعم «موشک قرمز» را به مراتب ترش‌ ساخته  تا شیرین، برعکس دونات‌های شیرین و حفره‌هایشان در مغازه‌ی خانم توت‌فرنگی.

 

یاسمن اسمعیل‌زادگان

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید