news-background
news-background

نقد انیمیشن Raya and the Last Dragon: و آن‌گاه که اعتماد به اتحاد انجامید

«رایا و آخرین اژدها» (Raya and the Last Dragon) جدیدترین انیمیشن دیزنی که مهم‌ترین مسئله‌ی آن اعتماد، اتحاد و زیستن در صلح جهانی است، روایت شاهزاده خانمی است که برای متحد کردن دوباره سرزمین باستانی کوماندرا، (سرزمینی که روی نقشه شبیه به اژدهاست) در تلاش است تا سیسو، آخرین اژدهای بازمانده را پیدا کند و به کمک او تکه‌های سنگ گوهر اژدها را کنار هم‌ جمع کند و اعتماد، دوستی، و محبت را به سرزمینش بازگرداند و مردمی را که با نیروی شری به نام دورون‌ها، بدل به سنگ شده‌اند را دوباره به هیئت انسانی‌شان بازگرداند و تاریکی را از زمین بزداید و کوماندرای جدید را با عشق و دوستی و پایدارتر از پیش بنا کند. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.

شاید بهترین وصف این اثر، مونولوگ افتتاحیه‌ی رایا باشد که بی‌شک همسو است با روزگار کرونایی و به محاق رفتن زندگی طبیعی، کلماتی که اگر دقت زیادی بر روی آن‌ها نداشته باشید، مباحث زیادی را از دست خواهید داد، مونولوگی که داستان این سرزمین را روایت می‌کند از این قرار است: زمین زمانی کاملاً خوب بود و مردم، اژدهایان زیادی داشتند که صلح و آب و باران را برایشان به ارمغان آوردند، اما سپس ابر بنفش و هیولاها همانند بلا آمدند و با مصرف زندگی‌ها، بدی را تکثیر کردند و همه را به سنگ تبدیل کردند. آخرین اژدهای باقیمانده، به نام سیسو، قدرت بزرگ خود را داخل یک گوهر کروی گذاشت تا دورون‌ها را نابود کند و از انسان‌ها محافظت کند و خودش در این روند ناپدید شد. پس از آن، اما صلح دوباره باقی نماند و حسد و کین و نفرت باعث شد کوماندرا به پنج کشور متخاصم و بی‌اعتماد تقسیم شود و تلاش برای گفت‌ و گوهای صلح منجر به خرد شدن نگین اژدها به پنج قطعه شد و بلای دورون‌ها دگربار زمین را دربرگرفت.

پس از مونولگ طولانی و از جهاتی استعاری و تداعی‌گر رایا، که تقریبا تمام اثر را شامل می‌شود و بیننده را نسبت به کنش‌های پیش آغازین و سیر تحولات داستان و شخصیت‌ها آشنا می‌سازد، کنش اصلی «رایا و آخرین اژدها» از جایی شروع می‌شود که رئیس بنجا و دخترش رایا که در قلب سرزمین‌ باستانی جداافتاده و استقلال یافته کوماندرا زندگی می‌کنند و گوهر اژدها در سرزمین آن‌هاست، تصمیم می‌گیرند خاندان دیگر کوماندرای باستانی را دعوت کنند به مقرشان و آن‌ها را به گفت و گوی صلح بنشانند تا بتوانند اتحاد و یکپارچگی را به سرزمینشان برگردانند و فی‌الواقع دگربار یک مدینه فاضله باستانی و وحدت فرهنگی را تشکیل دهند، اما این مهمانی با خیانت یکی از خاندان‌ها به نام فانگ برهم می‌ریزد و به تبع حرص و طمع و کینه‌توزی، گوهر اژدها می‌شکند و طلسم دورون‌ها دوباره همه جا جاری می‌شود و مردم دسته دسته به سنگ بدل می‌شوند و حال رایا می‌ماند با برنامه نجات سرزمینی که در مغاک تاریکی فرو رفته است.

ایمان به نیکی و ذات پاک وجودی، مهم‌ترین مسئله‌‌ای است که در زیر و بم «رایا و آخرین اژدها» ریشه افکنده است و «دون هال» و «کارلوس لوپز استرادا» کارگردانان اثر و همچنین فیلمنامه نویسان «کو نگوین» و «آدل لیم» در این نسخه فانتزی که از جنوب شرقی آسیا ارائه می‌دهند، روی این امر به وضح مانور می‌دهند تا نشان دهند که چگونه می‌توانند با نیکی و نیک‌اندیشی دنیا را از شر پلیدی‌ها نجات دهند. کاری که درست رایا قهرمان پرنقص ماجرا، به همراه شرکایش که از هر نژاد و هر تیره‌ای که هستند، انجام می‌دهد و با اعتماد، دوستی و ایمان به ذات پاک، برای جمع آوری قطعات پراکنده سنگ اژدها از چندین سرزمین عبور می‌کنند و در مناظر خیره کننده، شهرهای شلوغ، مکان‌های مقدس، جنگل‌های بارانی، قلعه‌های کوهستانی و مملو از برف که با صحنه‌های اکشن چشمگیری طراحی شده‌اند، داستان را جلو می‌برند. و این‌گونه دیزنی در همان جزئیات فرهنگی و نژادی و جغرافیایی که آگاهانه به کار گرفته است، مفهوم گسترده و انتزاعی نمایش روی صفحه را به داستان‌های زنده و بدون مرز تبدیل می‌کند.

از جهاتی می‌توان گفت «رایا و آخرین اژدها» با نشان دادن تنوع‌های نژادی و فرهنگی، در بطن موضوع روایتی است کم و بیش برگرفته از حکایت برج‌های بابل و ورود امر منفی که قرار است از شکافی که ایجاد می‌کند، شر را بسط دهد و نهایتا عامل فروپاشی می‌شود و پس از آن تلاش برای دوباره سازی شروع می‌شود. از طرفی هم با چنین رویکردی دیزنی برای حفظ عناصر متمایز فرهنگ‌های غیرغربی، تلاش می‌کند و با بازنمایی بیشتر فرهنگ‌های مختلف به وضوح آموزش می‌دهد که زمین فقط برای نوردیک‌ها نیست و ناجیان زمین تنها این نژاد نیستند.

انیمیشن «رایا و آخرین اژدها» به جهانی می‌پردازد که در آن به‌زیستن و خوش‌بختی منوط به حضور موثر  اژدهایان است. اما رخدادهایی تلخ، فروپاشی این سرزمین یک‌پارچه را رقم زده و رایا سفر ماجراجویانه و ادیسه‌ی نجاتش را از سرزمین هارت، شروع می‌کند تا دگربار ارتباط عمیق و پیوند عمیق انسان‌ها با اژدهایان را رقم بزند. اژدهایانی که شاید بتوان گفت، نماد تمام باورها و عقاید ارزشمند هستند؛ باورهایی که به زندگی آدمیزاد قدرت واقعی می‌بخشد و او را فی‌الواقع بدل به انسان می‌کند.

در نهایت می‌توان گفت آخرین دنیای خیالی دیزنی، یک دنیای فانتزی و ساخته شده از فرهنگ‌های مختلف آسیای جنوب شرقی است و یکی دیگر از مجموعه مراحل طولانی رستگاری. یک هدف اصیل و یک نگرش دقیق در جهان خاموش و کرونایی، دورون‌هایی که همانند ویروس عالم‌گیر کرونا دور تا دور انسان را فرا گرفته‌اند و او را به نیستی می‌کشانند و راه نجات تنها از به هم پیوستن‌ها و مفهوم جمع و چندصدایی میسر می‌شود، از شکل‌گیری «من برای دیگری»، مفهومی که از طریق آن انسانیت معنا می‌یابد.

یاسمن اسمعیل‌زادگان

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید