زمان مطالعه: ۷ دقیقه
فصل هشتم Game of Thrones: بررسی قسمت اول – پایان روزگار هجران
در اپیزود آغازین فصل هشتم مناظر دیدنی و دیدارهای قابل پیشبینی میدان را با دقتی زجرآور آمادهی نزاع میکنند.
[هشدار: این مقاله حاوی اسپویلر از فصل هشتم «بازی تاجوتخت» است.]
فصل هفتم «بازی تاجوتخت» در تاریخ ۲۷ آگوست ۲۰۱۷ با مواجههای به پایان رسید که تولید آن به معنای واقعی کلمه سالها به طول انجامیده بود. شب گذشته فصل جدید با همآغوشی، اژدها و برنامهریزی برای نبرد آغاز شد. در قسمت آخر از فصل هفتم سریال که «وینترفل» نام داشت، اژدهای «نایت کینگ» از سمت شمال به حرکت درآمد اما اپیزود یکشنبه شب با تلاقی نگاههای «برن استارک» (ایزک همپستد رایت) رازگو که بر روی صندلی چرخدار نشسته بود و «جیمی لنیستر» (نیکلای کاستر-والدو) در «وینترفل» به اتمام رسید.
در فصل اول سریالی که نویسندگی آن را «دیوید بنیاف» و «دن وایس» برعهده دارند، دیده بودیم که برادر زانی «ملکه سرسی» (لینا هدی) دومین پسر «ند استارک» (شان بین) را از پنجرهی برجی به پایین پرتاب کرد چرا که خواهر و برادر را در حین مقاربت جنسی دیده بود. پس از فراز و نشیبهای فراوانی که نبرد برای «تخت آهنین» را وارد سطح تازهای کرد، این اولین بار بعد از حادثهی فصل اول بود که این دو یکدیگر را ملاقات میکردند.
در تیزر کوتاهی که برای اپیزود دوم منتشر شده نیز «شاهکش» را رو در رو با یک اشراف زادهی دیگر میبینیم. «دنریس تارگرین» (امیلیا کلارک) با لحنی کنایهآمیز به جیمی از شبهایی میگوید که با شوق انتقام به خواب رفته. این صحنه در آستانهی فرارسیدن زمستان از ویرانیها و خونریزیهایی حکایت میکند که در اپیزودهای بعدی باید شاهد باشیم.
علاوه بر این در اپیزود شب گذشته تیتراژ آغازین جدیدی را نظارهگر بودیم که گذر «نایت کینک» از دیوار را هشدار میداد و به قول «تیریون لنیستر» (پیتر دینکلج) «بزرگترین ارتشی که دنیا به خود دیده است» را به تصویر میکشید. سپس دیدیم که با پرواز اژدها بر فراز مردم بدگمان شمال، آنها به این باور رسیدند که «مادر اژدهایان» تنها لقبی برای «دنریس تارگرین» نیست.
جدا از شوخی تیریون با «لرد واریس»، لحظات طنزآمیز و دیدنی دیگری هم در قسمت اول از فصل هشتم «بازی تاجوتخت» وجود داشت که شامل سواری «جان اسنو» (کیت هرینگتون) و دنریس با اژدها میشد. در اپیزود نزدیک به یک ساعتهای که توسط «دیوید ناتر» کارگردانی شده بود، افزون بر دیدار مجدد اعضای خاندان استارک از «جان اسنو» گرفته تا «سانسا» (سوفی ترنر)، «آریا» (میزی ویلیامز)، و برن، شاهد بودیم که آریا به شکلی غیرقابل پیشبینی اولین جرقههای یک رابطهی رمانتیک را با «گندری» ایجاد کرد و دستور داد سلاحی ویژه برایش بسازد. او پس از مدتها چشمش به «هوند»ی هم افتاد که در فصلهای قبل به حال خود رها کرده بود تا جان بدهد. «تامی دان» طراح سلاحهای «بازی تاجوتخت» در مصاحبه با «ونتی فر» فاش کرده است که آریا ابزاری را از گندری میخواهد که بتواند آن را به دو وسیلهی مختلف تبدیل کند.
یکی از مهمترین برخوردهایی که در این قسمت مشاهده کردیم دیدار «سمول تارلی» (جان بردلی) و دنریس بود که البته چندان خوب پیش نرفت. دنریس هنگام ملاقات با بهترین دوست معشوقش «جان اسنو» فاش کرد که پدر و برادر سمول را به خاطر سرپیچی از زانو زدن در مقابلش به قتل رسانده است. سانسا و تیریون هم بار دیگر در کنار هم دیده شدند اما به نظر میرسد که این بار برخلاف گذشته سانسا معتقد نیست که تیریون زیرکترین انسان روی زمین است.
در صحنههای پایانی اپیزود سمول به پیشنهاد برن رازی را برای «جان اسنو» فاش کرد که به گفتهی «دن وایس» آتشافروزترین حقیقت دنیای سریال است، چرا که جان متوجه میشود پدرش در تمام طول زندگی خود به او دروغ گفته و او در واقع فرزند حرامزادهی «ند استارک» نیست. به این ترتیب «جان اسنو» وارث حقیقی تاج و تخت میشود و اگر به دنبال سلطنت باشد باید دنریس معشوقهی خود را از سر راه کنار بزند. با این اوصاف اولین اپیزود از فصل پایانی یکی از بهترین درامهای تاریخ تلویزیون باید در قسمتهای بعدی عظیمتر وهیجانانگیزتر از همیشه باشد. انتظارات به حدی بالا رفته که ممکن بود سریال به انحراف کشیده شود، اما «بازی تاجوتخت» روند و قالب همیشگی خود را حفظ و خود را برای رخدادهای حماسی پنج اپیزود باقیمانده و خونریزیهایی مهیا کرد که اپیزود «عروسی سرخ» در پایان فصل سوم باید در مقایسه با آن یک خراش سطحی به حساب آورده شود.
گواه آغاز این درگیریهای خونین پاسخی بود که سرسی داد وقتی که شنید ارتش مردگان «نایت کینگ» از دیوار محافظ هفت اقلیم عبور کردهاند: «خوب است.» علیرغم تلاشهای بنیاف و وایس برای جلوگیری از فاش شدن قصه پیش از نمایش از شبکهی HBO، هواداران میدانند که قرار است طولانیترین صحنهی نبرد تاریخ سینما و تلویزیون را در قسمتهای بعد ببینیم. این مسئله به معنای آن است که پیش از نشستن هریک از شخصیتها بر تاجوتخت، اقیانوسی خون به پا خواهد شد.
در این اپیزود از سریالی که «ایان مکشین» بازیگر سریال «ددوود» چندی قبل آن را «پستان و اژدها» نامیده بود، به لطف فیلمنامهی «دیو هیل» جملات درخشانی را شنیدیم. سرسی خطاب به «یورون گریجوی» که سعی داشت او را اغوا کند گفت: «اگر فاحشه میخواهی با پول بخرش. اگر ملکه میخواهی بدستش بیاور.» اسنو نیز پس از سواری با اژدهای دنریس اعتراف میکند: «کاری کردی اسبسواری از چشمم بیفتد.» در یکی دیگر از صحنهها «سانسا استارک» که نگران تأمین خوراک نیروهای شمال است به طعنه و تمسخر در مورد جانوران دنریس میگوید: «اصلاً این اژدهایان چه میخورند؟» سپس دنریس پاسخی دندانشکن میدهد: «هرچه گیر بیاورند.»
یکی از صحنههای هراسانگیز اپیزود آغازین فصل هشتم مرگ شخصیت «ند آمبر» (هری گرسبی) بود. او پسر ده سالهای بود که خاندانش هنگام مبارزه با «جان اسنو» در «نبرد حرامزادگان» به قتل رسیدند. در ابتدای اپیزود «لرد ند» اعلام کرد که به «لست هرث» بازمیگردد تا برای جنگ با «نایت کینگ» اسبهای بیشتری تدارک ببینند. اما در پایان دیدیم که «نایت کینگ» به طرز وحشتناکی او را به دیوار آویخته است. معنای نمادی که با دست و پا روی دیوار ترسیم شده بود نامشخص است اما نویسندگان سریال در مقطعی گفته بودند که الگوهایی که «وایت واکر»ها از خود به جا میگذارند نشان میدهد که آنها هوشمندتر از آن چیزی هستند که بینندگان در ابتدا تصور میکردند.
لحن فصل پایانی در عین غافلگیری شیرینتر از پیش شده و شوخیهای و لحظات طنز متعددی در آن گنجانده شده که قابل قیاس با فصلهای قبل نیست، مسئلهای که البته ممکن است بعضی از هوادارنی را به خشم آورده باشد که منتظر بودند از همان ابتدا صدای برخورد شمشیر بشنوند و آتش اژدها ببینند.
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید
Iman-HO
Iman-HO
۲۹ فروردین ۱۳۹۸ ۱۹:۲۰
اون علامتی که گفتید نامشخصه رو تو اون قسمتی که برن میفهمه نایت کینگ چجوری به وجود میاد نشون میده... دوربین از بالا میاد و درخت رو نشون میده که اطراف اون درخت این علامت وجود داره.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Sahandsayadi
Sahandsayadi
۲۷ فروردین ۱۳۹۸ ۱۴:۳۲
سریال کلا عالیه ، منتها یه اشتباه خیییییییییلی بزرگشون اینه که میخوان پرمحتوا و مهمترین فصل سریالو تو قسمتای کمتر جا بدن که همین باعث میشه همه چی خیلی سریع پیش بره و خیلی از جزئیات حیاتی که تاثیر هر موضوعی رو بیشتر میکنه حذف بشه !! خیلی نامردن که از سریالی به این قشنگی دارن میزنن و خلاصش میکنن !! کاش حداقل مثل فیلمای سینمایی آخرش یه نسخه ی اکستندد از کل این فصلو منتشر کنن که هر اپیزودش 1 ساعتو نیم باشه !!
Sahandsayadi
Sahandsayadi
lich-king
۲۹ فروردین ۱۳۹۸ ۰۰:۱۲
راستی ممنون که درمورد اضافه شدن زمان هر قسمت از قسمت سوم به بعد هم گفتین :) خبر خوبی بود :)
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Sahandsayadi
Sahandsayadi
lich-king
۲۹ فروردین ۱۳۹۸ ۰۰:۱۰
کاملا موافقم و مسلمه که جوجه رو آخر پاییز میشمارن منتها تو قسمت اول با اینکه بازم خیلی فوق العاده بود اما خدایی خیلی سریع رفتن سراغ همه چی و تند تند از هر موضوعی رد شدن !! منم یه طرفدار پر و پا قرصم فقط یه ذره دارم حرص میخورم که کاش فصل آخر بیشتر میبود و برای تاثیرگذاری موضوعاتش زمان بیشتریو اختصاص میدادن :(
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
lich-king
lich-king
۲۸ فروردین ۱۳۹۸ ۱۳:۵۰
قراره از قسمت سوم به بعد زمان هر قسمت ۴۰ دقیقه افزایش پیدا کنه که با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید حدودا ۹ قسمت معمولی میشه. ولی آره قبول شاید یکم زمانش کم باشه. ولی ما کی باشیم که بخوایم قبل از پایان این شاهکار تاریخ سینما و تلویزیون در موردش نظر بدیم. شاید بعد از پایان بگیم که بهتر که آب نبستن توی سریال و کشش ندادن. باید ۴۰ روز دیگه در این مورد صحب کنیم. پرست بعد از پخش آخرین قسمت
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
iman.khatibd
iman.khatibd
۲۷ فروردین ۱۳۹۸ ۱۱:۴۶
یعنی خیلی رک بگم دارین گند میزنین به سریال این چه وضع کارگردانیه بازی بازیگر ها داره ضعیف میشه
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
Fatemeh Eizadpanah
Fatemeh Eizadpanah
۲۶ فروردین ۱۳۹۸ ۲۳:۱۵
۱-شباهت هایی که سکانس ورود جان و دنریس به اپیزود اول سریال داشت خیلی جالب بود. ۲-دیدار دوباره آریا و جان خیلی قشنگتر از چیزیکه فکرمیکردم بود. پر از احساس بود. ۳-سکانس حمله (!) ثیون به کشتی های یورن خیلی آبکی بود. ۴-داووس خیلی باحاله. میخواد همزمان جان رو زن بده کینگشم بکنه? ۵-«هیچ چیزی ابدی نیست.» -لرد وریس ۶-دنریس بیش از حد ممکن بهش توجه شده متاسفانه!!! ۷-سکانس اژدهاسواری جان یکی از بزرگترین اشتباهات شورانرهاست. عاخه از کجای دنیا یه حرومزاده ی شمالی بیاد اژدهاسواری؟؟؟ (با توجه به اینکه توی این سکانس فقط برن و سم از والدین حقیقی جان خبر داشتن!) ۸-این خنجر ولریایی آریا خیلی مهمه توی روند داستان علاوه بر اینکه یکی از آخرین سلاح های ولریایی عه. ۹-سکانسی که سم راجع به پدر و برادرش فهمید خیلی دردناک بود. فکرنمیکردم اشکمو در بیاره. ۱۰-اینکه برن، جیمی رو «دوست قدیمی» خطاب کرد جالب توجهه. بهرحال هل دادن برن یکی از عوامل شروع شدن همه قضایا بود. ۱۱-سکانسی که جان فهمید والدین حقیقیش کیان خیلی سریع اتفاق افتاد و بدتر از همه علف به دهن بزی شیرین اومد. انگار خیلی قشنگ خوشش اومد وارث برحقه!!! ۱۲-جاییکه توی «لست هرث» اد و تورموند بهم دیگه برخورد میکنن عالی بود. من ترکیدم. اد: «عقب وایسین. چشماش آبیه.» تورموند: «همیشه چشمام آبی بوده.» ????? ۱۳-سرسی مشروب میخوره. هنوزم بارداره؟ ۱۴-علامتی که نایت کینگ بجا گذاشته بود شبیه نماد خاندان تارگرینه! ۱۵-و عاخرشم که تغییر حالت چهره جیمی خیلی قشنگ بود (نیکولای کاستر-والدو لایک) وقتی برن رو دید.
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ
m10000
m10000
۲۶ فروردین ۱۳۹۸ ۱۶:۵۷
فقط کل کل سانسا و دنریس :)) قشنگ خواهرشوهر بازی و عروس بازی بود ? یکم طنز ریز داشت این قسمت این دوتا اسکرین شاتو ببینید، نگاه دنریس به سانسا ? نگاه جان اسنو به اژدها ? http://s8.picofile.com/file/8357561326/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9_%DB%B0%DB%B4_%DB%B1%DB%B5_%DB%B1%DB%B6_%DB%B3%DB%B2_%DB%B1%DB%B1.jpg http://s8.picofile.com/file/8357561368/photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9_%DB%B0%DB%B4_%DB%B1%DB%B5_%DB%B1%DB%B6_%DB%B5%DB%B8_%DB%B0%DB%B6.jpg
۰
۰
برای امتیازدهی باید وارد شوید
پاسخ