
Gülermisin Aglarmisin 1975
- Osman F. Seden
- ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه
فارسی
English
جمال که اهل قیصریه است، یک تاجر سرشناس و مدیر یک هتل در کوشآداسی است. اما این داستان درباره فداکاری دو دوست صمیمی برای کسانی است که دوستشان دارند. متین که در هتل جمالبِی مسئول پذیرش است و زکی که در کار ساختوساز فعالیت میکند، دوستانی جدانشدنی هستند. جمالبِی برای کسب درآمد بیشتر تصمیم میگیرد یک زمین مینیگلف بسازد و قصد دارد مدیریت آن را به متین بسپارد. همزمان، متین نیز قصد دارد با آیسل، دخترِ راسیماوستا، ازدواج کند. اما مشکل اینجاست که برای ساخت این مجموعه، خانه راسیماوستا باید تخریب شود. در نتیجه، زکی و متین در مقابل جمالبِی میایستند و برای راسیماوستا که حالا بیخانمان شده، یک خانه شناور میسازند. جمالبِی نقشههایی میکشد تا از شر آنها خلاص شود، اما ورود یک مهمان به هتل همه چیز را تغییر خواهد داد...