
Girgiriye'de Cümbüs 1983
- Temel Gürsu
- ۱ ساعت و ۲۸ دقیقه
فارسی
English
داستانی دیگر از محلهی گرگریه. گولو، مادرش صباحت، داییاش بکیر، بایرام، پدرش امین، خواهرش سویم و خالهاش رابیش. صباحت عقلش را کاملاً بر سر پول از دست داده است. آنها تمام درآمدهایشان را در یک کیسهی مشترک میریزند و اگر کسی حتی سه قروش از آن بردارد، صباحت چشمانش را از کاسه در میآورد. با این حال، به محض اینکه صدای ساز و دهل بلند میشود، دعوا را کنار گذاشته و شروع به رقص میکنند... زنان این محله از دست شوهرهایشان به ستوه آمدهاند... بایرام، شوهر گولو، کاری جز دنبال زنان راه افتادن بلد نیست؛ منیر، شوهر صباحت، به کاری جز میخوارگی در میخانهها مشغول نیست؛ و بکیر هم فقط پولهایشان را در قمار به باد میدهد. در این میان، گولو هم برای خودش خاطرخواهانی دارد، بهخصوص رئیسشان، «دلی عُمَر»، که شیفتهی اوست. تا اینکه یک روز، صباحت از کوره در میرود و منیر، بایرام، سویم و رابیش را از خانه بیرون میکند.