اساس مشکل در قصد و نیت خلاصه میشه و بس. شما سال ها ایده ای رو داری، محصول تفکر، شهود، گفتگو های بسیار و اشتیاق به نو آوری. همه در هم جمع میشه و محصول اول خلاقیتت رو که ارایه میدی میشه یک اثر قابل قبول و رضایت بخش.
اما بعدش این نیت تبدیل میشه به یک چیز مصنوعی و خلوصش رو با چیزهایی مثل نفع مالی، مخاطب و غرور از دست میده. فارغ از اینکه خلاقیت، ولدی بسیار چموش تر از اون چیزیه که ما فکرش رو میکنیم. بعد از مدت ها طلب، خودش رو نشون میده ولی مثل یک ماهی از دست آدم فرار میکنه و میره، و مارو از این خیال که میتونیم کنترلش کنیم در میاره.
واقعا که پدیده ی غریب و عجیبیه.
حبذا ای سر پنهان، حبذا
۱۴۰۳ شهریور ۲۲ ۰۸:۳۶
یاد pmc بخیر. یادمه یه قسمت خیلی مهمش رو نتونستم ببینم، هنوز تو دلمه.
۱۴۰۳ مرداد ۱۲ ۰۱:۴۴
یک درس که این فیلم به آدم میده، فهم عمیق تر این بیت از محمد بلخی است
باده از ما مست شد، نی ما از او
جامه از ما هست شد، نی ما از او
۱۴۰۴ بهمن ۲۸ ۲۰:۲۱
خوش ساخت، و همچنان بی رحم. (مطابق قلم مارتین)
۱۴۰۳ آبان ۱۷ ۱۱:۳۷
اساس مشکل در قصد و نیت خلاصه میشه و بس. شما سال ها ایده ای رو داری، محصول تفکر، شهود، گفتگو های بسیار و اشتیاق به نو آوری. همه در هم جمع میشه و محصول اول خلاقیتت رو که ارایه میدی میشه یک اثر قابل قبول و رضایت بخش. اما بعدش این نیت تبدیل میشه به یک چیز مصنوعی و خلوصش رو با چیزهایی مثل نفع مالی، مخاطب و غرور از دست میده. فارغ از اینکه خلاقیت، ولدی بسیار چموش تر از اون چیزیه که ما فکرش رو میکنیم. بعد از مدت ها طلب، خودش رو نشون میده ولی مثل یک ماهی از دست آدم فرار میکنه و میره، و مارو از این خیال که میتونیم کنترلش کنیم در میاره. واقعا که پدیده ی غریب و عجیبیه. حبذا ای سر پنهان، حبذا
۱۴۰۳ شهریور ۲۲ ۰۸:۳۶
یاد pmc بخیر. یادمه یه قسمت خیلی مهمش رو نتونستم ببینم، هنوز تو دلمه.
۱۴۰۳ مرداد ۱۲ ۰۱:۴۴
یک درس که این فیلم به آدم میده، فهم عمیق تر این بیت از محمد بلخی است باده از ما مست شد، نی ما از او جامه از ما هست شد، نی ما از او