جرمی برت تنها شرلوک هلمز واقعی سینماست! بقیه فقط ادشا در میارند! ایکاش مجموعه شرلوک هلمز با نقش آفرینی برت به صورت دوبله فارسی و بخش آنلاین در سینما قابل دسترس میشد.
۱۳۹۸ مرداد ۱۳ ۲۲:۲۹
شاعرانهای از برتولوچی فقید. دو ساعت شاهکاری ناب با بازی فوق العادهی براندو. الحق و الانصاف هم کارگردان و هم بازیگر هر دو غوغا کرده اند! بهترین نقش آفرینی براندو که بی شک تمام کارنامه ی هنری او را تحت الشعاع خود قرارمیدهد( و چه کسی به جز براندو میتواست اینچنین پر قدرت و واقعگرایانه، پوچی شخصیت پاول را نشان دهد؟!). فیلم در خصوص تهی شدن روابط انسان متجدد (مدرن) از هر گونه ارزش و معناییست. زمانی که عشق تنها به مغازلهای جسمانی تحلیل مییابد و نامها و کردارها فراموش میشوند. روابطی که در آن انسان صرفاً یک ابژه است و ذهینت و اندیشه ی او و به تبع آن احساسات درونی اش مجالی برای عینیت نمی یابند. همه چیز عینتی از جسم و تن آدمی است. زودگذر و فانی. مادی و تهی از معنا و فاقد ذره ای احساس متعالی انسانی. پوچی ابژهی(هیئت تکوینی) انسانی، استعلای سوبژکتیوهی(هیئت اعتباری) او را در خود فرومی بلعد و آدمی را مبدل به عروسکی بیروح و اندیشه میگرداند. مدرنیته مخلوق انسان معاصر است و اگر بپذیریم که صنایع بشری هر کدام در کنه و وجود خودشان طرفی از ذات سازندهی خویش، یعنی آدمی را دارند، بنابراین این مصنوع متجدد بیش از هر چیز دارای ذاتی نفیگرا نسبت به تمامی ارزشهای پیشین آدمی،که همان سنتها باشند، دارد. آخرین تانگو در پاریس فیلمی منتقد نسبت به این نفیگرایی افراطی انسان مدرن است. زمانی که سنتهای اخلاقی از جامعه رخت بربسته و سرگشتگی تمام وجود آدمی را فرامیگیرد آنگاه تمام فعلیت انسان به تن و جسم او تحلیل مییاید چراکه اینچنین فعلیتی نیازمند اندیشهی استعلایی انسان نیست. صرفاً تکوینی از فعل آدمیست. بدون هیچگون اعتباری در ذات خویش...
۱۳۹۹ مرداد ۱۰ ۰۱:۴۳
جرمی برت تنها شرلوک هلمز واقعی سینماست! بقیه فقط ادشا در میارند! ایکاش مجموعه شرلوک هلمز با نقش آفرینی برت به صورت دوبله فارسی و بخش آنلاین در سینما قابل دسترس میشد.
۱۳۹۸ مرداد ۱۳ ۲۲:۲۹
شاعرانهای از برتولوچی فقید. دو ساعت شاهکاری ناب با بازی فوق العادهی براندو. الحق و الانصاف هم کارگردان و هم بازیگر هر دو غوغا کرده اند! بهترین نقش آفرینی براندو که بی شک تمام کارنامه ی هنری او را تحت الشعاع خود قرارمیدهد( و چه کسی به جز براندو میتواست اینچنین پر قدرت و واقعگرایانه، پوچی شخصیت پاول را نشان دهد؟!). فیلم در خصوص تهی شدن روابط انسان متجدد (مدرن) از هر گونه ارزش و معناییست. زمانی که عشق تنها به مغازلهای جسمانی تحلیل مییابد و نامها و کردارها فراموش میشوند. روابطی که در آن انسان صرفاً یک ابژه است و ذهینت و اندیشه ی او و به تبع آن احساسات درونی اش مجالی برای عینیت نمی یابند. همه چیز عینتی از جسم و تن آدمی است. زودگذر و فانی. مادی و تهی از معنا و فاقد ذره ای احساس متعالی انسانی. پوچی ابژهی(هیئت تکوینی) انسانی، استعلای سوبژکتیوهی(هیئت اعتباری) او را در خود فرومی بلعد و آدمی را مبدل به عروسکی بیروح و اندیشه میگرداند. مدرنیته مخلوق انسان معاصر است و اگر بپذیریم که صنایع بشری هر کدام در کنه و وجود خودشان طرفی از ذات سازندهی خویش، یعنی آدمی را دارند، بنابراین این مصنوع متجدد بیش از هر چیز دارای ذاتی نفیگرا نسبت به تمامی ارزشهای پیشین آدمی،که همان سنتها باشند، دارد. آخرین تانگو در پاریس فیلمی منتقد نسبت به این نفیگرایی افراطی انسان مدرن است. زمانی که سنتهای اخلاقی از جامعه رخت بربسته و سرگشتگی تمام وجود آدمی را فرامیگیرد آنگاه تمام فعلیت انسان به تن و جسم او تحلیل مییاید چراکه اینچنین فعلیتی نیازمند اندیشهی استعلایی انسان نیست. صرفاً تکوینی از فعل آدمیست. بدون هیچگون اعتباری در ذات خویش...