فصل دوم تا قسمت دوم رو ترجمه کردم و اگه مشکلی پیش نیاد قسمت های بعدی رو با فاصله زمانی یک یا دو روز در میون ترجمه و آپلود میکنم
۱۴۰۲ خرداد ۱۳ ۱۸:۰۴
داستان سریال در مورد حادثه نیروگاه هسته ای فوکوشیما دایچی هست که در سال 2011 در مدت 7 روز رخ داده و از سه طرف دولت، سازمانهای شرکتی و افرادی که جونشون رو به خطر انداختن به داستان میپردازه.
درواقع این سریال روزهای بعد از زلزله و سونامی در فوکوشیما رو با توجه به فاجعه هسته ای قریب الوقوع به تصویر میکشه.
هر قسمت یک ساعت هست و کارگرای معمولی نیروگاه رو به قهرمان های بالقوه و بالفعل با احساس وظیفه و افتخار در ژاپنی ترین روش ها نمایش میده.
بازیهای کمرنگ رو در سریال میبینیم چون فقط جنبه فرهنگی ژاپنی سریال هست برخلاف درامهای آمریکایی که در سریالهای HBO عادت کردیم ببینیم، اما به نوعی قدرتمند و خاطرهانگیز هست.
تنش و ماهیت غم انگیز این فاجعه بیش از حد قابل انتقال هست.
یه داستان هشدار دهنده به طرز عالی در سریال بیان شدهو
لطفا با سریال چرنوبیل مقایسه اش نکنین !
۱۴۰۲ اردیبهشت ۲۹ ۱۳:۲۹
یک فیلم جنایی هست که با قتل 25 نفر در یک ساختمان شروع میشه و پیگیری مامور پلیس گشتی برای بررسی صحنه جرم و بعد حضور FBI که با پیشروی داستان، موضوعاتی مثل اعتیاد و تروما رو در بر میگیره ،انتظار اکشن بیش از حد، تعقیب و گریز با ماشین یا لحظه های پر جنب و جوش نداشته باشین داستان واقع گرایانه هست و با یک فیلم پلیسی جنایی طرف نیستین بلکه با داستانی جنایی درام که آروم اروم تحقیقات رو پیش میبرن و اتفاقات غیر منتظره در فیلم رخ میده که شما نمی تونین پیش بینی کنین که چه اتفاقی میافته حتی قاتل هم اثر جالبی داره و در کلیشه دیوانه های معمولی قرار نمیگیره. نقد جامعه مدرن و اینکه چطوری گاهی ریشه های خودمون رو فراموش می کنیم خیلی قابل ربط بود و فیلم دارای پایان مفهومی هست
۱۴۰۲ اردیبهشت ۲۶ ۱۷:۱۷
داستان فیلم در زمان آخرین روزهای جنگ جهانی دوم هست، یه معدنچی (ژورما تامیلا) در لاپلند طلا پیدا میکنه با نازی هایی که در یه عقب نشینی در زمین سوخته در شمال فنلاند مواجه میشه که وقتی مفهمن طلا همراهش هست نبرد سختی شروع میشه که نازی ها به سرعت متوجه میشن که با یه معدنچی معمولی درگیر نشدن بلکه یه کماندوی سابق فنلاندی خیلی شجاع و نامیرا هست.
به غیز ار پرده آخر فیلم ، ژورما در طول فیلم یه کلمه هم حرف نمیزنه ، از اون طرف نیرو های نازی هم انگلیسی زبان هستن!
این فیلم اساساً نسخه جنگی آلمانی 1940 جان ویک هست ،فیلم خوبی بود! یه اکشن خونین شاید الهام گرفته از تارانتینو، شخصیت اصلی بی صدا و خیلی کاریزماتیک، نمای های زیبا از مکان های واقعی در لاپلند، موسیقی متن واقعا خوب و ضرب آهنگ خشن رو به جلو فیلمنامه و صحنه های مبارزه از سیسو فنلاندی داریم.
۱۴۰۲ بهمن ۱۶ ۱۴:۰۶
فصل دوم تا قسمت دوم رو ترجمه کردم و اگه مشکلی پیش نیاد قسمت های بعدی رو با فاصله زمانی یک یا دو روز در میون ترجمه و آپلود میکنم
۱۴۰۲ خرداد ۱۳ ۱۸:۰۴
داستان سریال در مورد حادثه نیروگاه هسته ای فوکوشیما دایچی هست که در سال 2011 در مدت 7 روز رخ داده و از سه طرف دولت، سازمانهای شرکتی و افرادی که جونشون رو به خطر انداختن به داستان میپردازه. درواقع این سریال روزهای بعد از زلزله و سونامی در فوکوشیما رو با توجه به فاجعه هسته ای قریب الوقوع به تصویر میکشه. هر قسمت یک ساعت هست و کارگرای معمولی نیروگاه رو به قهرمان های بالقوه و بالفعل با احساس وظیفه و افتخار در ژاپنی ترین روش ها نمایش میده. بازیهای کمرنگ رو در سریال میبینیم چون فقط جنبه فرهنگی ژاپنی سریال هست برخلاف درامهای آمریکایی که در سریالهای HBO عادت کردیم ببینیم، اما به نوعی قدرتمند و خاطرهانگیز هست. تنش و ماهیت غم انگیز این فاجعه بیش از حد قابل انتقال هست. یه داستان هشدار دهنده به طرز عالی در سریال بیان شدهو لطفا با سریال چرنوبیل مقایسه اش نکنین !
۱۴۰۲ اردیبهشت ۲۹ ۱۳:۲۹
یک فیلم جنایی هست که با قتل 25 نفر در یک ساختمان شروع میشه و پیگیری مامور پلیس گشتی برای بررسی صحنه جرم و بعد حضور FBI که با پیشروی داستان، موضوعاتی مثل اعتیاد و تروما رو در بر میگیره ،انتظار اکشن بیش از حد، تعقیب و گریز با ماشین یا لحظه های پر جنب و جوش نداشته باشین داستان واقع گرایانه هست و با یک فیلم پلیسی جنایی طرف نیستین بلکه با داستانی جنایی درام که آروم اروم تحقیقات رو پیش میبرن و اتفاقات غیر منتظره در فیلم رخ میده که شما نمی تونین پیش بینی کنین که چه اتفاقی میافته حتی قاتل هم اثر جالبی داره و در کلیشه دیوانه های معمولی قرار نمیگیره. نقد جامعه مدرن و اینکه چطوری گاهی ریشه های خودمون رو فراموش می کنیم خیلی قابل ربط بود و فیلم دارای پایان مفهومی هست
۱۴۰۲ اردیبهشت ۲۶ ۱۷:۱۷
داستان فیلم در زمان آخرین روزهای جنگ جهانی دوم هست، یه معدنچی (ژورما تامیلا) در لاپلند طلا پیدا میکنه با نازی هایی که در یه عقب نشینی در زمین سوخته در شمال فنلاند مواجه میشه که وقتی مفهمن طلا همراهش هست نبرد سختی شروع میشه که نازی ها به سرعت متوجه میشن که با یه معدنچی معمولی درگیر نشدن بلکه یه کماندوی سابق فنلاندی خیلی شجاع و نامیرا هست. به غیز ار پرده آخر فیلم ، ژورما در طول فیلم یه کلمه هم حرف نمیزنه ، از اون طرف نیرو های نازی هم انگلیسی زبان هستن! این فیلم اساساً نسخه جنگی آلمانی 1940 جان ویک هست ،فیلم خوبی بود! یه اکشن خونین شاید الهام گرفته از تارانتینو، شخصیت اصلی بی صدا و خیلی کاریزماتیک، نمای های زیبا از مکان های واقعی در لاپلند، موسیقی متن واقعا خوب و ضرب آهنگ خشن رو به جلو فیلمنامه و صحنه های مبارزه از سیسو فنلاندی داریم.