news-background
news-background

نقد فیلم Flux Gourmet: زیاد شدن صدا، محو شدن تصویر و دست‌زدن برای نابودی هنر

برسون، فیلمساز شهیر فرانسوی در «یادداشت‌هایی درباره‌ی سینماتوگرافی» که سرشار از قصارهایی اثرگذار است، معتقد است که صدا عنصری است که حضور تصویر را نفی می‌کند و البته هر صدا هویت متمایزی را به خود جذب می‌کند و یک محیط شنیداری ایجاد می‌کند که منحصر به فرد است. صدا به حالت بصری خود تقلیل نمی‌یابد، بلکه مستقل است. پیتر استریکلند، در تازه‌ترین ساخته‌اش شبیه به قصارهای برسون عمل می‌کند و قدرت انقطاع و استقلال صدا را یادآور می‌شود.

زیاد شدن صدا، محو شدن تصویر و دست‌زدن برای نابودی هنر

سینمایی «خوراک لذیذ» (Flux Gourmet) که با‌ تمپویی بالا و انواع و اقسام اصوات شروع می‌شود، روایت گروهی از پرفورمرهای ناکارآمد نمایش تجربی است که شهرتشان را از تولید صداهای غیرموسیقیایی من جمله نویزها هنگام درست کردن غذا، خوردن غذا و به نمایش درآوردن آن به دست آورده‌اند و حالا این افراد در یک کمپ هنری دورافتاده که اداره‌ی آن را حامی عجیب و نامتعارف (گوندولین کریستی) به همراه استونز (ماکیس پاپادمیتریو) مامور ضبط و ثبت تمرین‌ها بر عهده دارند، دوره‌ی اقامت هنری‌ را سپری می‌کنند تا ماحصل کارشان را به اجرا بگذارند و تمام این جهان تکان‌دهنده، غلیظ و پر سر و صدا، جدیدترین ساخته‌ی پیتر استریکلند است.

استریکلند در «خوراک لذیذ» که به ساتیری مدرن می‌ماند، صداهای لطیف برگ‌ها، برش چاقوها، مخلوط‌کن‌های آشفته‌، هم زدن غذا، صدای قلپ قلپ کردن خورش، وسایل آشپزخانه، صدای درد کشیدن و همینطور لذت بردن انسان و سایر آنچه که در جهان عادی به چشم نمی‌آید را با موسیقی و بدن‌های آغشته به سس و چاشنی همراه می‌کند و با اتکا به عنصر صدا، میان تصاویر و ادراک مخاطب فاصله می‌اندازد و مجال یکدست شدن صدا و تصویر و قصه‌سرایی را می‌گیرد و از پس این هجویه با ولووم بالا، به نوعی نقبی می‌زند به تنزل هنر در عصر حاضر، هنری که از باد نفخ تولید می‌شود و شنیدنش امیال جنسی و نیازهای روحی مخاطبین را برطرف می‌کند. عناصری که در جهان استریکلند در کنار هم قرار می‌گیرند در تقابل مستقیم با یکدیگر برای حداکثر اصطکاک، هرج و مرج و رسیدن به نوعی از مالیخولیا عمل می‌کنند و در پایان این تقابل، به نسخه‌ای نامتعارف از فضایی می‌رسیم که به نوعی عطش جهانی دنیای واقعی و نمایشگران و افرادی را که از این فضا حمایت می‌کنند را نیز به تصویر می‌کشد.

زیاد شدن صدا، محو شدن تصویر و دست‌زدن برای نابودی هنر

در این میان، یکی از تحسین‌برانگیزترین کاراکترهای فیلم استونز است؛ نریتور فیلم که گام به گام با تصاویر، همراه است و همچنین هر از گاهی در رابطه با فعالیت‌های نامنظم فزاینده در محدوده‌ی کمپ و همچنین درونیات خودش مطالبی را مطرح می‌کند. مردی با معده‌ی ناراحت که این گروه ناکارآمد ساکن در کمپ را تکمیل می‌کند. استونز کم حرف، خجالتی و همیشه نگران، فعالیت‌ها و عملکردهای گروه را ثبت می‌کند و تمام تلاش خود را می‌کند تا بی‌طرف باشد. اما نکته ی حائز اهمیت این است، استونزی که به عنوان ناظر گروه انتخاب شده است، در اکثر اوقات در تلاش است تا گاز طاقت‌فرسا و دردناک معده‌اش را نگه دارد و از آنجایی که وضعیت رو به وخامت او به روایت می‌پیوندد، کم‌کم با روایت یکپارچه می‌شود و به عنوان کاتالیزور یک اجرای تکان دهنده، وارد میدان می‌شود.

استریکلند گویی تنها به رونمایی از یک انسان آسیب‌دیده در محیطی پر از کاریکاتورهای دنیای هنر بسنده نمی‌کند و خلاقیت‌های نامأنوس خود را به واقعیت وصل می‌کند و از پس هر ضعف و ناتوانی، آسیب و اشتیاق‌های متفاوتی را نشان می‌دهد که انسان عادی را به زیستن غیرعادی می‌کشاند.

کاراکتر دیگری در فیلم وجود دارد به نام «جن» که فی‌الواقع آزاردهنده‌ترین کاراکتر فیلم است. فردی سلطه‌جو که گویی خدای این مجموعه است و اختیار همه را در دست دارد. جن با لبخند ایمنی، کلاه پرزرق و برقِ تسلیم‌شدن را بر سر پرفورمرها می‌گذارد. به ظاهر اختیارات را به مسئول گروه (ال) واگذار می‌کند ولی باطنا، همه‌ی امورات را به سمت و سوی خواسته‌های خویش پیش می‌برد.

در نهایت می‌توان گفت «خوراک لذیذ» سرشار از طنز بصری است. یک گروه به ظاهر هنری و در عین حال مهارنشدنی، خشمگین و پوچ‌اندیش که برای نابودی هنر گردن راست کرده‌اند و هر از گاهی برای ایجاد ویرانی‌های پر حدت و شدت رویت می‌شوند اما همچنان افکار و اعمالشان در سطح می‌ماند و به لایه‌های عمیق‌تر هنر، هرگز دست نمی‌یابند و فی‌الواقع افزایش تنش‌هایشان به طنزی شرورانه و پوچ‌گرایانه از بازخوردها و پس زدن‌ها به استبداد سازمانی و سرپیچی هنری بدل می‌شود. استریکلند در طول کارنامه‌‌ی هنری‌اش کاراکترهای پیچیده و کمیک را خلق کرده است، کاراکترهایی که از وسواس‌های خودشان رانده و ناامید شده‌اند و در میان خواسته‌های پرحاشیه و شکست‌های روانی دست و پا می‌زنند و همیشه به شناخت یا خودشکوفایی نیاز دارند تا زخم‌هایشان بهبود یابد. آخرین ساخته‌ی این فیلمساز، یک مطالعه‌ی نامتعارف، خلاقانه، گوشزدگرایانه و جنون‌آمیز از وضعیت کنونی هنر، هنرمند و مخاطب است. مطالعه‌ای در باب چرایی و چگونگی خلق اثر و تنزل هنر و برداشته شدن هاله‌ی تقدس اثر هنری، به دلیل خواسته‌های ارزان و دست یافتنی مخاطبین. «خوراک لذیذ» یک دوره‌همی شنیداری و بصری است که با وجود آن‌که در سرتاسر لحظاتش، صدا تابع تسلط بصری نیست و از قانون جلوه‌های بصری تبعیت نمی‌کند، اما  همین انقطاع و انفصال، مخاطب را درگیر می‌کند، درگیری از جنس تفکر.

 

یاسمن اسمعیل‌زادگان

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید