زمان مطالعه: ۵ دقیقه
نقد فیلم Texas Chainsaw Massacre: حمام خون در هارلو
تازهترین فیلم از سری فیلمهای اره برقی «کشتار با اره برقی تگزاس» (Texas Chainsaw Massacre) به کارگردانی دیوید بلو گارسیا که پرداخت دیگری است به کاراکتر صورت چرمی، اثری بسیار خام، ناخوشایند و بی در و پیکر است که در اوج درشتانگاری، در طول زمان ۸۳ دقیقهای، از پدیدهی صورت چرمی و تهدید به شمار آمدن این کاراکتر، تنها شخصیتی کمیک و بیدست و پا را تحویلمان میدهد و حمام خونی را راه میاندازد که چیزی جز دلزدگی و عدم رضایت مخاطب را به همراه نخواهد داشت.
داستان این فیلم، حول محور گروهی از کارآفرینان جوان میچرخد که با پشتوانههای معتبر، وارد هارلو در تگزاس میشوند تا بتوانند مکان مورد نظرشان را برای بازدید توریستها آماده کنند و بتوانند از این راه کسب درآمد داشته باشند. منطقهای که وارد آن میشوند شبیه به مجموعهای در حال زوال از یک وسترن قدیمی است و این جوانان ترتیب دادهاند تا شهر را به سرمایه گذارانی حراج کنند که چنین ویترینهای متروکه را به رستوران، گالری، فروشگاه کتابهای مصور و... تبدیل میکنند. علاوه بر این، آنها با تبدیل شهر ارواح در تگزاس به یک قطب پر رونق، تمام تلاش خود را برای کمک به آمریکا نیز انجام میدهند.
اما این برنامه تا جایی ادامه دارد که ملودی (سارا یاکین) و دانته (جاکوب لاتیمور)، که رهبری این مأموریت را برعهده دارند، پرچم کنفدراسیون را که از یک یتیمخانهی قدیمی آویزان شده است، میبینند و وارد ساختمان میشوند. در داخل ساختمان با بانوی پیری ملاقات میکنند که قبلا آن مکان را اداره میکرد (آلیس کریج). آنها ادعا میکنند که مالک مکان مربوطه هستند ولی پیرزن ادعا میکند سند به نام اوست. در این کشمکش، قهرمانان مهاجم، زن را از خانهاش بیرون میکنند و باعث تشنج او میشوند، در نهایت پیرزن در راه رسیدن بیمارستان جان میبازد و اینگونه صورت چرمی برای گرفتن انتقام ظاهر میشود.
این طرح به قدری سادهلوحانه، غیر قابل باور و در عین حال متکی به فرمولهای هالیوودی است که مخاطب بیش از حد آماده شده تا مرگ تمامی کاراکترها را به دست آقای اره برقی ببیند. ورود آدمها به مکانی متروکه، تصاحب املاک و زمینها و حضور یک بدمن خشن و بیرحم که قرار است ریشهی این ثروتمندان سانتیمانتال را بسوزاند و به آنها درس عبرت بدهد، تا دیگر پایشان را فراتر از مرزهایشان نگذارند.
با این حال ناگفته نماند علاوه بر اینکه این فیلم تماما نسخهی تنزل یافتهای است و داستان آن مثلهمثله شده و کاراکترهایش عبث و توخالی، صورت چرمی فیلم، علاوه بر اینکه به لحاظ هراسناک بودن و دلهرهآور بودن، اساسا معکوس عمل میکند؛ صورتک بدوی او، فیگور نامناسب، کنشهای خندهدار و خشمی تصنعی و الخ، ناخوشی مخاطب را به همراه دارد. فیالوقع سازنده نمیخواهد به مخاطب بفهماند که سوژهی اصلی کیست و چه چیزی ممکن است در ذهن او برای بازگشت به شهر وجود داشته باشد و انگیزهی اصلی قاتل چیست، پروتاگونیست ماجرا کیست و چگونه عمل میکند، او تنها میخواهد بازیگرانش را غرق در خون کند.
اوج این تنزل در سکانس اتوبوس دیده میشود جایی که صورت چرمی وارد یک اتوبوس تور پر از سرمایه گذاران و مهمانی شبشان میشود که به محض دیدن او، با ترس تلفن همراه خود را در دست میگیرند و در حالی که او شروع به تکه تکه کردنشان میکند، از او فیلم میگیرند و او هم همه را به قطعات ریز و درشت تقسیم میکند. این سکانسی بد، مملو از اندامهای بریده شده و نیم تنههای اره شده است که اثبات میکند «کشتار اره برقی در تگزاس» جدید، ابتذال مشمئزکننده از تراژدی خیره کنندهای است که اول بار در سال ۱۹۷۴ دیدیم. و یا این ایده که کاراکتر سالی، تمام این دههها را صرف جستوجوی صورت چرمی کرده است و حال او را گیر انداخته است و با دیدنش، شروع به گفتن دیالوگهای خندهدار میکند و درست در لحظات پایانی به لیلا (السی فیشر)، همتای سرسخت قرن بیست و یکمی خود میگوید: «او هرگز از تعقیب شما دست نخواهد کشید.». اما واقعیت این است که صورت چرمی بعد از توبی هاپر، دیگر ما را تحت تاثیر قرار نداده است. در «کشتار با اره برقی تگزاس» جدید، نیز فقط با یک شخصیت اکشن آزاردهنده مواجهایم و سازندهی اثر فقط از ما میخواهد که دانستههایمان در حد بازگشت به اصول این فرانچایز باشد. تنها بدانیم با یک هیبت عظیم و بیصدا مواجهایم که ماسک میزند، غریبهها را میکشد و از بین میبرد.
در نهایت میتوان گفت تلاشهای طاقتفرسا برای احیای دوباره و بازگویی این قصه، خسته کننده و آزاردهنده است. گویی زمان بازنشستگی، از کار انداختن و دفن کردن اره برقی برای همیشه فرا رسیده است. این یک نمایش بیرحمانه ۸۳ دقیقهای، با متریال ضعیف و اشتباهات فراوان در ساخت از متن تا به اجرا بردن متن است و نتیجه واضح است: هیچ صحنهی ارزشمند و اثرگذاری در این فیلم وجود ندارد و این ابتذال راه را برای فرنچایزی که سالهاست به مرگ نزدیک شده است، هموار میکند.
یاسمن اسمعیلزادگان
دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید