news-background
news-background

«پل ورهوفن» ادعای فریب دادن «شارون استون» برای صحنه جنسی Basic Instinct را رد کرد: «غیرممکن است»

 

ورهوفن می‌گوید: «استون دقیقاً می‌دانست که ما می‌خواهیم چه کنیم.»

 

«پل ورهوفن» به مصاحبه «شارون استون» با «ورایتی» و این ادعا که او این بازیگر را در حین فیلمبرداری صحنه جنسی فیلم اروتیک «غریزه اصلی» (Basic Instinct) فریب داده واکنش نشان داد.‍ استون در کتاب خاطراتش «زیبایی دوبار زیستن» که در ماه مارس منتشر شد گفته بود که نمی‌دانسته قرار است تصویر برهنه او به فیلم راه پیدا کند تا اینکه نسخه‌ای از فیلم برای ایجنت‌ها و وکلا اکران می‌شود.

استون می‌نویسد: «این‌گونه بود که نمای واژن خود را برای اولین بار دیدم، مدت‌ها پس از آنکه به من گفته بودند: «هیچ چیزی قابل رؤیت نیست – فقط باید زیرپوش خود را در بیاوری، سفید بازتاب‌دهنده نور است، یعنی می‌دانیم که تو زیرپوش به تن داری.»» حالا مشکل این بود. دیگر اهمیتی نداشت. من و قسمت‌های [خصوصی‌ام] آن بالا نشان داده شدند. باید تصمیمی می‌گرفتم.»

ورهوفن در مورد این اتفاق به «ورایتی» می‌گوید: «خاطره من کاملاً نسبت به شارون متفاوت است. این موضوع هیچ ارتباطی به بازی شگفت‌آور او در نقش «کاترین ترامل» ندارد. او بازیگری فوق‌العاده است. ما هنوز رابطه خوبی با هم داریم و پیام‌هایی رد و بدل می‌کنیم. اما روایت او غیرممکن است. او دقیقاً می‌دانست که ما می‌خواهیم چه کنیم.»

ورهوفن ادامه می‌دهد: «به او گفتم که از ماجرای زنی الهام گرفته‌ام که وقتی دانشجو بودم می‌شناختم و در مهمانی‌ها اغلب بدون اینکه زیرپوش به تن داشته باشد آن‌گونه پایش را جابجا می‌کرد. وقتی دوستم به او گفت که واژن او قابل دیدن است، جواب داد: «البته که هست، برای همین این کار را می‌کنم.» بعد من و شارون تصمیم گرفتیم سکانس مشابهی بسازیم.»

استون در کتابش به یاد می‌آورد که با ورهوفن درگیر شده است: «به اتاق آپارات رفتم، به صورت پل سیلی زدم، آن‌‌جا را ترک کردم، سوار ماشینم شدم و با وکیلم «مارتی سینگر» تماس گرفتم. مارتی به من گفت که آن‌ها اجازه نداشته‌اند فیلم را به این شکل منتشر کند. اینکه می‌توانم حکم بازداشت بگیرم. اولاً در آن زمان این صحنه می‌توانست سبب شود که فیلم رده‌بندی X بگیرد. یادتان که نرفته، سال ۱۹۹۲ بود، نه امروز که در نت‌فلیکس آلت تناسلی راست‌شده‌ی مرد را نشان می‌دهند. مارتی گفت طبق نظر «اتحادیه بازیگران» (SAG) که من در آن عضویت داشتم، قانونی نبود که از من به این شکل فیلمبرداری کنند. فکر کردم: پوف [به‌خیر گذشت.]»

استون اضافه می‌کند:‌ «اولین فکری که کردم این بود. اما بعد کمی بیشتر تأمل کردم. اگر من به جای کارگردان بودم چه می‌کردم؟ اگر آن نما را در اختیار داشتم چه می‌شد؟ اگر آن را به عمد گرفته بودم چه می‌شد؟ یا تصادفاً؟ چه می‌شد اگر این نما از بین نمی‌رفت؟ افکار زیادی از ذهنم گذشت. می‌دانستم که در چه فیلمی بازی می‌کنم. خدای من، حتی برای آن نقش مشاجره کرده بودم، و در تمامی آن لحظات فقط همین کارگردان پشتیبان من بود.»

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید