news-background
news-background

نقد فیلم The Paramedic: گودال تاریک انتقام

  «هیولا امری فطری است، حال آن ‌که دانش ما از هیولا تکامل یافته است.» استیون اشنایدر نشانه‌های شر، ترجمه‌ی شهریار وقفی‌پور    

سینمای اسپانیا را نمی‌توان دست کم گرفت، هر سال تریلر‌های عجیب و نامانوسی از دل این سینما بیرون می‌آید که اگرچه میان انواع و اقسام بیگ پروداکشن‌های هالیوودی محو می‌شوند و آنقدرها شناخته نمی‌شوند، اما بسیار تماشایی و درخور تامل می‌باشند. تریلر اسپانیایی زبان «پیراپزشک»، (دانلود فیلم The Paramedic با لینک مستقیم) ساخته‌ی «کارلس توراس» هم از این دست آثار کم‌تر شناخته شده‌ای است که حول امر شر می‌چرخد و ارزش دیده شدن را در این ایام خانه‌نشینی اجباری و تسخیر و تسلیم جهان در برابر تهدید موجود هوشمند عظیم‌المرتبه‌ی بیرونی دارد. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.

«پیراپزشک»، داستان «آنخل»، پیراپزشک امدادگر (ماریو کازاس) نه چندان عادی است که به همراه نامزدش «وانه» (دبورا فرانسوا) در یک آپارتمان زندگی می‌کنند و در ظاهر زندگی بی‌دغدغه‌ای را تجربه می‌کنند، اما اوضاع به همین آرامی پیش نمی‌رود و با یک تماس کاری که به نظر می‌رسد همانند سایر موارد است، زندگی‌ «آنخل»، برای همیشه تغییر می‌یابد و بر اثر یک تصادف دچار تروما می‌شود و دنیایش دگرگون و به انتقامی پیچیده و بی‌پایان بدل می‌شود. پس از این حادثه اما فضای خانه و حضور «آنخل» به طور فزاینده‌ای برای «وانه» غیر عادی و ناامن می‌شود و کم‌کم خطر، او را تهدید می‌کند و «وانه» مجبور می‌شود پنهانی خانه را ترک کند، اما اوضاع به همین جا ختم نمی‌شود و شرور داستانی، «آنخل» که فرار نامزدش را تاب نمی‌آورد، ایده‌ی انتقام را بسط می‌دهد و فهرستی از تمام افرادی که گمان می‌کند به نوعی به او ظلم کرده‌اند را فراهم می‌آورد و در این راه از هیچ موردی غافل نمی‌شود، از تمام دنیا کینه به دل می‌گیرد، فاسدترین مجموعه‌ی طرح‌های خود را به اجرا می‌گذارد و در درون گودال تاریک انتقام، خشم و نفرت فرو می‌رود.

«پیراپزشک» تازه‌ترین ساخته‌ی «توراس» یک فیلم سیاه، نامانوس و آزار دهنده است که به دلیل فضای سنگین و تاریک و همچنین غیرقابل هضم بودن اعمال کاراکتر اصلی، تماما با روان مخاطب بازی می‌کند و مجبورش می‌کند تا پایان از آن غافل نشود و به لحظه‌ی شیرین کاتارسیس عاطفی برسد.

«آنخل» به سادگی چنان کاراکتر نفرت‌انگیزی را خلق می‌کند که به واقع احساس لذت بردن را حتی برای لحظاتی، دشوار می‌سازد. شمایل یک ضدقهرمان آزار دهنده و غیر قابل تحمل که وجه‌ی قربانی بودنش هم اندکی اوضاع را به جهت نگرشی مثبت، برایش تغییر نمی‌دهد و مخاطب در تمامی لحظات، تماما به دنبال نابودی اوست. این کاراکتر منفور و سادیستیک به وضوح با رفتارش نشان می‌دهد هیچ احترامی برای شریک زندگی خود قائل نیست و وقتی زنی که ادعا می‌کند عاشقش است او را ترک می‌کند، دچار نوعی مونوفوبیا می‌شود و کشیدن نقشه‌های انتقام را آغاز می‌کند و مدام در قعر جهنمی که ساخته است فرو می‌رود، با انواع و اقسام وسواس‌های فکری، عرصه را برای همه تنگ می‌کند و علاوه بر این‌که از مشاهده رنج و عذاب دیگران لذت می برد، دست به اعمال آزارگرایانه و خشونت هم می‌زند.

تنگ‌نظری، کین‌توزی و اساسا فطرت هیولایی «آنخل» اما از ابتدای فیلم مشهود است؛ از افزون‌خواهی جنسی گرفته تا توهم خیانت نامزدش، بدبینی نسبت به همه‌ی موجودات حتی سگ همسایه. فی‌الواقع «آنخل» پیش‌زمینه‌های این بدمن بودن را از شروع فیلم به همراه دارد؛ درست از جایی که در صحنه‌های تصادف حاضر می‌شود و اشیای قیمتی مصدومین حادثه را می‌دزد و آن‌ها را می‌فروشد و یا زمانی که اصرار دارد مشکل بچه‌دار نشدنش را گردن نامزدش بیاندازد و مدام او را سرزنش کند، با این حال به وضوح می‌توان گفت معلولیت او تنها بستر مناسب‌تری را برای فوران خشم و انتقام نهفته‌اش، فراهم می‌کند تا شرارت درونی‌اش را بیشتر به نمایش بگذارد. واقعیت این است که تغییر چشمگیری در مردی که قبل و بعد از حادثه می‌شناسیم دیده نمی‌شود. تاریکی رو به رشد او از ابتدا، آشکار می‌شود و در انتها اوج می‌گیرد، گویا «آنخل» تنها به یک به فشار نیاز داشت تا ماسکش را بردارد و از هیولای خشمگین و مشمئز کننده‌ی پشت ماسک رونمایی کند.

ناگفته نماند با این‌که «پیراپزشک» از ایده‌ی جذابی برخوردار است اما یک سری نکات منفی هم در آن به چشم می‌خورد که ریتم اثر را کند می‌کند، فی‌المثل نیمه‌ی دوم که فیلم به طرح انتقام «آنخل» می‌پردازد، همان جایی است که از هیجان فیلم کاسته و به یکنواختی فیلم افزوده می‌شود، چرا که رمز و رازی که این زوج تلاش می‌کردند تا حفظشان کنند به ناگهان از بین می‌رود و همه چیز به رو می‌آید و پس از آن داستان تماما حول محور خشم و خودخواهی بی‌حد و حصر شرور داستانی می‌چرخد که از تمام زندگی، تنها در جست‌ و جوی راه‌هایی برای حفظ رابطه‌اش با شریک زندگی سابق‌اش است. نکته‌ی بعد اما این است که تمامی شخصیت‌ها به غیر از کاراکتر «انخل»، صاف، تک بعدی و تا حدودی کسل کننده به نظر می‌رسند خصوصا کاراکتر «وانه» که گویی از انجام هرگونه واکنش نسبت به خشونت‌هایی که از طرف «آنخل» بر او اعمال می‌شود، عاجز است.

داستان بیشتر بر تصادف متکی است تا علیت و این ضعف دیگری است. از نیمه‌ی دوم به وضوح می‌توان گفت رفتار عاقلانه و تصمیم منطقی از سمت کاراکترها صورت نمی‌گیرد. فی‌المثل، بازگشت «وانه» به خانه‌ی «آنخل» پس از ماه‌ها، به بهانه‌ی برداشت وسایل، به هیچ عنوان عاقلانه نیست، و یا همسایه با این‌که فریادهای زن را از خانه آنجل می‌شنود پلیس را در جریان نمی‌گذارد و همین‌طور عملیات دقیق و حساب شده‌ی انخل برای گیر انداختن طعمه‌هایش آن‌هم وقتی معلول است، غیر قابل باور است و مهم‌تر از همه پلیس‌هایی که خانه‌ی آنخل می‌آیند و او را مظنون می‌دانند اما حتی خانه را زیر و رو نمی‌کنند تا بلکه مدرکی را بیابند و الخ.

در نهایت می‌توان گفت «پیراپزشک» تریلر درگیرکننده‌ای است که بی‌شک به لحاظ فنی به خوبی ساخته شده است و ارزش دیده شدن را دارد و بازی خوب «کازاس» در نقش شخصیت منفور و دگرآزاری که بیش از حد از تنهایی می‌ترسد و برای پر کردن تنهایی دست به هر عمل خشونت آمیزی می‌زند، تماشایی است. «پیراپزشک» یک فیلم مهیج و نفس‌گیر از موقعیتی کلاستروفوبیک است که شاید تحمل آن در این روزهای سختِ حصر که نفس مخاطب را پشت ماسک بنده آورده است، کمی دشوار به نظر برسد، اما اگر تماشاگر صبوری هستید و تا دقایق آخر منتظر می‌مانید تا بلکه در این داستان آزار دهنده، بیمارگون و درگیر کننده، شرور داستانی به نوعی از ماجرا حذف شود، از «پیراپزشک» لذت خواهید برد.

یاسمن اسمعیل‌زادگان      

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید