news-background
news-background

واکنش منتقدین به فیلم Pet Sematary

بازسازی فیلم «گورستان حیوانات» (Pet Sematary) که در اصل محصول سال ۱۹۸۹ بوده و توسط آقایان «کوین کولش» و «دنیس ویدمیر» ساخته شده، حال آماده عرضه در تاریخ ۵ آپریل (۱۶ فروردین) است. طرفداران و منتقدانی که در جشنواره فیلم تگزاس حضور یافته‎اند، توانستند نگاهی به این اثر ترسناک بیندازند و حال واکنش و برخوردهای اولیه نسبت به این فیلم منتشر شده است.

خبر خوش برای طرفداران «استیون کینگ» این است که فیلم مذکور خوشبختانه عملکرد مناسبی داشته و گرچه هنوز نقدهای اصلی و کامل منتشر نشده‎اند، ولی همین نقدهای اولیه، اکثراً مثبت بوده و از فیلم‎نامه، کارگردانی، بازیگری و جذابیت‎های داستانی که در یکی از معروف‎ترین آثار کینگ وجود دارد بسیار استقبال و تعریف شده است.

 

بازیگری «ایمی سایمتز»

«میگان ناوارو» منتقد وبسایت Bloody Disgusting در مورد این بازیگری سایمتز می‌گوید: «بازیگری ایمی سایمتز حتی از «جیسون کلارک» نیز پیشی می‎گیرد و در لحظاتی که این زوج در حال دست و پنجه نرم کردن با مفهوم واقعی مرگ هستند، شاهد بازگشت به دوران کودکی دردناک وی همراه خواهرش «زلدا» هستیم. بازیگری کم‎نظیر خانم سایمتز در نقش «ریچل کرید» باعث می‎شود آرزو کنیم کاش فیلم تمرکز بیشتری بر روی او داشت.»

«بریت هایز» منتقد وبسایت IndieWire درباره بازیگری سایمتز در فیلم گورستان حیوانات گفته‎اند: «کلارک و سایمتز به عنوان پدر و مادری داغدار پایه‎های اصلی فیلم بوده و در بیشتر اوقات این زوج در مفاهیم گیج کننده فیلم نیز درگیر هستند؛ مانند فلش بک‎هایی که در مورد خواهر ریچل کرید می‎بینیم. این صحنه‎ها ارتباطات مفهومی بهتری نسبت به نسخه سال 1989 اثر «مری لمبرت» دارند و بهتر می‎توانیم دست و پنجه نرم کردن ریچل با مفهوم مرگ را درک کنیم.»

«پری نمیروف» منتقد وبسایت Collider در مورد بازیگری سایمتز می‎گوید: «می‎شود گفت وقت آن است که نام ایمی سایمتز به اسمی شناخته شده، معتبر و پرطرفدار یا هر چیز دیگری که به عنوان موفقیت در این صنعت تلقی می‎کنید، تبدیل شود. همین الان نیز وی رزومه کاری فوق العاده‎ای با کارهای بسیار خوب یکی از پس دیگری داشته و تا حدودی نیز تجربه کارگردانی دارد. نحوه بازی کردنش در نقش این شخصیت با شور و اشتیاقی خالص و کم نظیر هم یکی دیگر از دلایلی است که ثابت می‎کنند وی یکی از بهترین‎ها است. در این فیلم، نقش اصلی شخصیت «لوئیس کرید» است ولی هر وقت خانم سایمتز بر روی صحنه می‎آید، تمام توجهات را خودش معطوف کرده و با تعهد سخت به خانواده و فداکاری‎اش جهت مقابله با کابوسی که قصد از میان بردنش را دارد، بر روی همه تماشاگران تاثیر می‎گذارد.»

 

ترس و کیفیت این عنصر در طی فیلم

منتقد وبسایت SlashFilm آقای «کریس اوانگلیستا» در مورد عنصر ترس در این فیلم می‎گوید: « گورستان حیوانات واقعاً اثر ترسناکی است. کل فیلم با وحشت پوشانده شده و این به جایی می‎رسد که خفه‎تان می‎کند! «لوری رُز» فیلمبردار این اثر تمام صحنه‎های فیلم را با سایه و مه پر کرده و آهنگ سازی «کریستوفر یانگ» نیز باعث خلق صداهایی بسیار ترسناک و نجواهایی شوم شده است که در نقطه به نقطه فیلم در گوش‎تان طنین می‎اندازند. وحشت در این فیلم، می‎شود گفت قابل لمس است و هیچ‎گاه کم نمی‎شود! در کل زمان فیلم، استرس و ترسی عجیب شما را در بر می‎گیرد و تا پایان مانند سنگی سخت در جای‎تان میخکوب خواهید شد.»

پری نمیروف از وبسایت Collider در مورد ترس در فیلم گورستان حیوانات می‌نویسد: «فیلم گورستان حیوانات جذاب و لذت بخش است اما آن را با فیلمی معمولی در این سبک که از صحنه‎های ترس لحظه‎ای پر شده و بعد از آن نیز کمدی کوتاهی به وجود می‌آید که خیال‎تان را راحت کند و عنصر ترس را خنثی نماید، اشتباه نگیرید. این اثر، ترسی چند لایه و شیطانی را در قالب کابوسی خانوادگی منتقل می‎کند. قطعاً صحنه‎های ترسناک نیز در آن وجود دارند اما پیچیدگی مناسب و نسبتاً زیاد فیلم، باعث می‎شود صحنه‎های ترس بسیار عمیق‎تر از هیجانی زودگذر باشند. فیلم گورستان حیوانات پنجه‎هایش را به سرعت در بندتان فرو کرده و احساس تهدید و ناامنی حضور مرگ در رگ‎هایتان را منتقل کرده و سپس شما را به چالشی دعوت می‎کند که تقلا کردن و درگیر شدن شخصیت‎ها با مرگ، ناامیدی و خشونت را مشاهده کنید.»

«پیتر دبراگ» از وبسایت Variety در مورد شدت ترس در این فیلم می‎گوید: «کولش و ویدمیر که کارگردانان فیلم هالییودی «چشم‎های درخشان» (Starry Eye) محصول سال ۲۰۱۴ نیز بودند (این دو چند قسمت از سریال «جیغ» (Scream) اثر شبکه MTV را نیز کارگردانی کرده‎اند) کارشان را در زمینه ایجاد جو عالی انجام داده‎اند. رویاهای ریچل پر از ترس‎های لحظه‎ای ناشی از توهم بوده و این‎ها تاثیر به سزایی در هیجان انگیزتر کردن فلش بک‎های مداومی دارد که آخرین روزهای عمر خواهر ریچل را نمایش می‎دهند. اما در طی تماشای این فیلم این حس نیز القاء می‎شود که آنان زیاد سعی نکرده‎اند در فیلم‎شان نسبت به نسخه سال ۱۹۸۹ تفاوت ایجاد کنند.»

 

صحنه‎های کمدی غیر منتظره

میگان ناوارو از سایت Bloody Disgusting در مورد کمدی‎های فیلم می‎گوید: «برای مدتی دو ساعته، حتی احساسش نیز نمی‎کنید. کولش و ویدمیر وقایع را با سرعت زیادی به پیش می‎برند. البته آنان چند لایه کمدی نسبتاً تاریک را اعمال کرده‎اند که در صحنه‎هایی که ترس فیلم کمی زیاد می‎شود، به کمک‎تان بیاید.»

کریس اوانجلیستا در مورد صحنه‎های کمدی می‎گوید: «شخصیت «الی کرید» امری مهم و چالش برانگیز را برعهده دارد؛ وی در ابتدا بایستی کاملاً معصوم و بی‎گناه به نظر برسد و به مرور، کاملاً خلاف آن را نشان دهد. «جت لارنس» با موفقیت هر دو روی این شخصیت را به نمایش می‎گذارد و تماشای سقوط او به درون تاریکی، تا حد زیادی جالب و کم نظیر است. البته، گرایش او به تاریکی به طرز عجیبی صحنه‎های سرگرم‎کننده و خنده داری خلق می‎کند. در این جا، سازندگان به نوعی عناصری از ژانر کمدی را القاء می‎کنند و با وجود ترس فراوانی که فیلم را در بر گرفته، باز هم خنده بر لبان شما می‎آید.»

پیتر دبراگ نیز در مورد این موضوع می‎گوید: «سازندگان این فیلم از ایده‎هایی که در فیلم «احضار» (The Conjuring) بود از قبیل این که خود شخصیت‎ها نیز به خوبی می‎دانستند که کاری خطرناک و نادرست انجام می‎دهند، استفاده نموده‎اند. برای مثال، وارد شدن به زیرزمینی کاملاً تاریک یا خوابیدن در کنار عضوی از خانواده که زامبی شده است، از این دست کارهای عجیب هستند که در نهایت خطی باریک از ژانر کمدی را القاء می‎کنند.»

 

پایان فیلم

میگان ناوارو در مورد پایان این فیلم می‎گوید: «تغییراتی که این فیلم نسبت به رمان آقای کینگ دارد، بسیار زیاد هستند اما هسته و پس زمینه اصلی آثار و داستان‎های ایشان کاملاً حفظ شده و حتی سعی شده بهتر نیز بشود. پایان نیز از این قاعده پشتیبانی کرده و در حدی غیرمنتظره است که بایستی تعجب کنیم که چگونه توانسته تاییدیه بگیرد و ویرایش نشود! بسیار پیچیده و متفاوت است.»

بریت هایز در این مورد ذکر کرده است که: «در بخش سوم فیلم است که جاه طلبی کولش و ویدمیر بر آنان غلبه می‎کند. ترس و وحشتی که دو بخش اولیه فیلم ایجاد می‎کنند به طرز عجیبی به سمت چیزی احمقانه تحلیل رفته و پایانی را به نمایش می‎گذارد که نه ترسناک است و نه غم انگیز. این امر بسیار خجالت آور است که حدود ۸۰ دقیقه منتظر باشیم تا به چنین چیزی برسیم. متاسفانه تمام ایده‎های جذاب و متفاوت این فیلم در لحظات پایانی‎اش مفقود شده و به سمت پایانی کارتونی و نه چندان جذاب حرکت می‎کند.»

کریس اوانجلیستا در مورد پایان گورستان حیوانات می‎گوید: «آیا این پایان می‎تواند بر آنچه آقای کینگ خلق نموده و یا بر طرفداران نسخه سال ۱۹۸۹ فیلم موفق شود؟ اگر کسی انتظار دارد که گورستان حیوانات جدید دقیق مشابه کتاب باشد قرار است به شدت شوکه و یا شاید ناامید شود. یک سوم پایانی فیلم با آن چه آقای کینگ نوشته تماماً فرق دارد و چیزی کاملاً جدید خلق شده است.»

دیدگاه‌ها

برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید