زمان مطالعه: ۸ دقیقه
واکنش منتقدین به فیلم Pet Sematary
بازسازی فیلم «گورستان حیوانات» (Pet Sematary) که در اصل محصول سال ۱۹۸۹ بوده و توسط آقایان «کوین کولش» و «دنیس ویدمیر» ساخته شده، حال آماده عرضه در تاریخ ۵ آپریل (۱۶ فروردین) است. طرفداران و منتقدانی که در جشنواره فیلم تگزاس حضور یافتهاند، توانستند نگاهی به این اثر ترسناک بیندازند و حال واکنش و برخوردهای اولیه نسبت به این فیلم منتشر شده است.
خبر خوش برای طرفداران «استیون کینگ» این است که فیلم مذکور خوشبختانه عملکرد مناسبی داشته و گرچه هنوز نقدهای اصلی و کامل منتشر نشدهاند، ولی همین نقدهای اولیه، اکثراً مثبت بوده و از فیلمنامه، کارگردانی، بازیگری و جذابیتهای داستانی که در یکی از معروفترین آثار کینگ وجود دارد بسیار استقبال و تعریف شده است.
بازیگری «ایمی سایمتز»
«میگان ناوارو» منتقد وبسایت Bloody Disgusting در مورد این بازیگری سایمتز میگوید: «بازیگری ایمی سایمتز حتی از «جیسون کلارک» نیز پیشی میگیرد و در لحظاتی که این زوج در حال دست و پنجه نرم کردن با مفهوم واقعی مرگ هستند، شاهد بازگشت به دوران کودکی دردناک وی همراه خواهرش «زلدا» هستیم. بازیگری کمنظیر خانم سایمتز در نقش «ریچل کرید» باعث میشود آرزو کنیم کاش فیلم تمرکز بیشتری بر روی او داشت.»
«بریت هایز» منتقد وبسایت IndieWire درباره بازیگری سایمتز در فیلم گورستان حیوانات گفتهاند: «کلارک و سایمتز به عنوان پدر و مادری داغدار پایههای اصلی فیلم بوده و در بیشتر اوقات این زوج در مفاهیم گیج کننده فیلم نیز درگیر هستند؛ مانند فلش بکهایی که در مورد خواهر ریچل کرید میبینیم. این صحنهها ارتباطات مفهومی بهتری نسبت به نسخه سال 1989 اثر «مری لمبرت» دارند و بهتر میتوانیم دست و پنجه نرم کردن ریچل با مفهوم مرگ را درک کنیم.»
«پری نمیروف» منتقد وبسایت Collider در مورد بازیگری سایمتز میگوید: «میشود گفت وقت آن است که نام ایمی سایمتز به اسمی شناخته شده، معتبر و پرطرفدار یا هر چیز دیگری که به عنوان موفقیت در این صنعت تلقی میکنید، تبدیل شود. همین الان نیز وی رزومه کاری فوق العادهای با کارهای بسیار خوب یکی از پس دیگری داشته و تا حدودی نیز تجربه کارگردانی دارد. نحوه بازی کردنش در نقش این شخصیت با شور و اشتیاقی خالص و کم نظیر هم یکی دیگر از دلایلی است که ثابت میکنند وی یکی از بهترینها است. در این فیلم، نقش اصلی شخصیت «لوئیس کرید» است ولی هر وقت خانم سایمتز بر روی صحنه میآید، تمام توجهات را خودش معطوف کرده و با تعهد سخت به خانواده و فداکاریاش جهت مقابله با کابوسی که قصد از میان بردنش را دارد، بر روی همه تماشاگران تاثیر میگذارد.»
ترس و کیفیت این عنصر در طی فیلم
منتقد وبسایت SlashFilm آقای «کریس اوانگلیستا» در مورد عنصر ترس در این فیلم میگوید: « گورستان حیوانات واقعاً اثر ترسناکی است. کل فیلم با وحشت پوشانده شده و این به جایی میرسد که خفهتان میکند! «لوری رُز» فیلمبردار این اثر تمام صحنههای فیلم را با سایه و مه پر کرده و آهنگ سازی «کریستوفر یانگ» نیز باعث خلق صداهایی بسیار ترسناک و نجواهایی شوم شده است که در نقطه به نقطه فیلم در گوشتان طنین میاندازند. وحشت در این فیلم، میشود گفت قابل لمس است و هیچگاه کم نمیشود! در کل زمان فیلم، استرس و ترسی عجیب شما را در بر میگیرد و تا پایان مانند سنگی سخت در جایتان میخکوب خواهید شد.»
پری نمیروف از وبسایت Collider در مورد ترس در فیلم گورستان حیوانات مینویسد: «فیلم گورستان حیوانات جذاب و لذت بخش است اما آن را با فیلمی معمولی در این سبک که از صحنههای ترس لحظهای پر شده و بعد از آن نیز کمدی کوتاهی به وجود میآید که خیالتان را راحت کند و عنصر ترس را خنثی نماید، اشتباه نگیرید. این اثر، ترسی چند لایه و شیطانی را در قالب کابوسی خانوادگی منتقل میکند. قطعاً صحنههای ترسناک نیز در آن وجود دارند اما پیچیدگی مناسب و نسبتاً زیاد فیلم، باعث میشود صحنههای ترس بسیار عمیقتر از هیجانی زودگذر باشند. فیلم گورستان حیوانات پنجههایش را به سرعت در بندتان فرو کرده و احساس تهدید و ناامنی حضور مرگ در رگهایتان را منتقل کرده و سپس شما را به چالشی دعوت میکند که تقلا کردن و درگیر شدن شخصیتها با مرگ، ناامیدی و خشونت را مشاهده کنید.»
«پیتر دبراگ» از وبسایت Variety در مورد شدت ترس در این فیلم میگوید: «کولش و ویدمیر که کارگردانان فیلم هالییودی «چشمهای درخشان» (Starry Eye) محصول سال ۲۰۱۴ نیز بودند (این دو چند قسمت از سریال «جیغ» (Scream) اثر شبکه MTV را نیز کارگردانی کردهاند) کارشان را در زمینه ایجاد جو عالی انجام دادهاند. رویاهای ریچل پر از ترسهای لحظهای ناشی از توهم بوده و اینها تاثیر به سزایی در هیجان انگیزتر کردن فلش بکهای مداومی دارد که آخرین روزهای عمر خواهر ریچل را نمایش میدهند. اما در طی تماشای این فیلم این حس نیز القاء میشود که آنان زیاد سعی نکردهاند در فیلمشان نسبت به نسخه سال ۱۹۸۹ تفاوت ایجاد کنند.»
صحنههای کمدی غیر منتظره
میگان ناوارو از سایت Bloody Disgusting در مورد کمدیهای فیلم میگوید: «برای مدتی دو ساعته، حتی احساسش نیز نمیکنید. کولش و ویدمیر وقایع را با سرعت زیادی به پیش میبرند. البته آنان چند لایه کمدی نسبتاً تاریک را اعمال کردهاند که در صحنههایی که ترس فیلم کمی زیاد میشود، به کمکتان بیاید.»
کریس اوانجلیستا در مورد صحنههای کمدی میگوید: «شخصیت «الی کرید» امری مهم و چالش برانگیز را برعهده دارد؛ وی در ابتدا بایستی کاملاً معصوم و بیگناه به نظر برسد و به مرور، کاملاً خلاف آن را نشان دهد. «جت لارنس» با موفقیت هر دو روی این شخصیت را به نمایش میگذارد و تماشای سقوط او به درون تاریکی، تا حد زیادی جالب و کم نظیر است. البته، گرایش او به تاریکی به طرز عجیبی صحنههای سرگرمکننده و خنده داری خلق میکند. در این جا، سازندگان به نوعی عناصری از ژانر کمدی را القاء میکنند و با وجود ترس فراوانی که فیلم را در بر گرفته، باز هم خنده بر لبان شما میآید.»
پیتر دبراگ نیز در مورد این موضوع میگوید: «سازندگان این فیلم از ایدههایی که در فیلم «احضار» (The Conjuring) بود از قبیل این که خود شخصیتها نیز به خوبی میدانستند که کاری خطرناک و نادرست انجام میدهند، استفاده نمودهاند. برای مثال، وارد شدن به زیرزمینی کاملاً تاریک یا خوابیدن در کنار عضوی از خانواده که زامبی شده است، از این دست کارهای عجیب هستند که در نهایت خطی باریک از ژانر کمدی را القاء میکنند.»
پایان فیلم
میگان ناوارو در مورد پایان این فیلم میگوید: «تغییراتی که این فیلم نسبت به رمان آقای کینگ دارد، بسیار زیاد هستند اما هسته و پس زمینه اصلی آثار و داستانهای ایشان کاملاً حفظ شده و حتی سعی شده بهتر نیز بشود. پایان نیز از این قاعده پشتیبانی کرده و در حدی غیرمنتظره است که بایستی تعجب کنیم که چگونه توانسته تاییدیه بگیرد و ویرایش نشود! بسیار پیچیده و متفاوت است.»
بریت هایز در این مورد ذکر کرده است که: «در بخش سوم فیلم است که جاه طلبی کولش و ویدمیر بر آنان غلبه میکند. ترس و وحشتی که دو بخش اولیه فیلم ایجاد میکنند به طرز عجیبی به سمت چیزی احمقانه تحلیل رفته و پایانی را به نمایش میگذارد که نه ترسناک است و نه غم انگیز. این امر بسیار خجالت آور است که حدود ۸۰ دقیقه منتظر باشیم تا به چنین چیزی برسیم. متاسفانه تمام ایدههای جذاب و متفاوت این فیلم در لحظات پایانیاش مفقود شده و به سمت پایانی کارتونی و نه چندان جذاب حرکت میکند.»
کریس اوانجلیستا در مورد پایان گورستان حیوانات میگوید: «آیا این پایان میتواند بر آنچه آقای کینگ خلق نموده و یا بر طرفداران نسخه سال ۱۹۸۹ فیلم موفق شود؟ اگر کسی انتظار دارد که گورستان حیوانات جدید دقیق مشابه کتاب باشد قرار است به شدت شوکه و یا شاید ناامید شود. یک سوم پایانی فیلم با آن چه آقای کینگ نوشته تماماً فرق دارد و چیزی کاملاً جدید خلق شده است.»


دیدگاهها
مهمان
برای ارسال دیدگاه باید وارد شوید