دفاع «مارتین اسکورسیزی» از انتقاداتش علیه فیلم‌های مارول: غلبه چندگانه‌ها بر سینما مرا از اندوهی هولناک سرشار می‌سازد

زمان مطالعه: ۷ دقیقه

بحث غیرمنتظره‌ی سینمایی امسال – «مارتین اسکورسیزی» در برابر دنیای مارول – دوشنبه شب با انتشار مقاله‌ی جدید کارگردان در نیویورک تایمز بار دیگر شعله‌ور شد. اسکورسیزی در این متن بلند، برند موفق مارول را دشمن اقتصادی سینما و تهدیدی برای ارزش‌های هنری خود دانسته است.

هرچند از عنوان مقاله (مارتین اسکورسیزی: گفتم فیلم‌های مارول سینما نیستند. اجازه دهید توضیح دهم) به نظر می‌رسد که او قصد پایان دادن به این بحث را داشته اما در این نوشته، فیلمساز استودیوی مارول را نکوهش کرده و تنها به شکلی غیرمستقیم آن را ستایش می‌کند. این نویسنده، کارگردان، و تهیه‌کننده‌ی برنده‌ی اسکار، اولین بار اکتبر گذشته در مصاحبه با مجله‌ی «امپایر» از فیلم‌های مارول انتقاد و آن‌ها را به شهر بازی تشبیه کرد. در هفته‌های بعد، «فرانسیس فورد کوپولا»، «جان فاورو»، «رابرت داونی جونیور» و بسیاری از سینماگران به اظهارات او واکنش نشان دادند.

ژانویه‌ی گذشته، استودیوی مارول برای اولین بار با «پلنگ سیاه» نامزد اسکار بهترین فیلم شد و تابستان گذشته «انتقام‌جویان: آخر بازی» پرفروش‌ترین فیلم تاریخ هالیوود و جهان شناخته شد. انتقادات اسکورسیزی متوجه فیلم خاصی نیست. او اعتراف می‌کند که هیچگاه موفق نشده فیلم‌های مارول را تا انتها تماشا کند.

اسکورسیزی می‌نویسد: «بعضی می‌گویند که فیلم‌های هیچکاک شبیه هم‌اند، شاید درست باشد – خود هیچکاک در این باره فکر می‌کرد. اما شباهت چندگانه‌های امروز از نوع دیگری است. بسیاری از عناصری که سینما را تعریف می‌کنند در فیلم‌های مارول موجودند. چیزی که وجود ندارد روشن‌گری، رازآلودگی یا احساس خطر حقیقی است. هیچ‌ چیزی در خطر نیست. این فیلم‌ها ساخته شده‌اند تا نیازهای معینی را ارضا کنند و به گونه‌ای طراحی گشته‌اند که مضامین محدودی را در بر می‌گیرند.»

«کوین فایگی» مدیر مارول، فیلم‌های پرشمار «دنیای سینمایی مارول» را به هم پیوند زد و به تازگی به مقام «مدیر بخش هنری» استودیو منصوب شد. او از سال ۲۰۰۸ تاکنون با فیلم‌هایی که همگی در افتتاحیه صدرنشین می‌شدند، بیش از ۲۰ میلیارد دلار برای استودیو درآمدزایی کرد.

اسکورسیزی که به زودی ۷۷ ساله می‌شود می‌گوید: «بسیاری از چندگانه‌ها توسط افراد بسیار بااستعداد و هنرمند تولید شده است. روی پرده مشخص است. اینکه فیلم‌ها برای من جذابیت ندارند به سلیقه‌ی شخصی و خلق و خوی من برمی‌گردد. می‌دانم که اگر جوان‌تر بودم، اگر دیرتر به دنیا آمده بودم، ممکن بود با این فیلم‌ها هیجان‌زده شوم و شاید حتی وسوسه می‌شدم که یکی از آن‌ها را بسازم. اما در زمانی بزرگ شدم که سینما را درک کردم – دانستم که چیست و چه می‌تواند باشد – و فاصله‌ی آن سینما با دنیای مارول از زمین تا آسمان است.»

اسکورسیزی انتقاداتش را به دیگر برندهای پرفروش از جمله «جنگ ستارگان»، «پارک ژوراسیک» یا «ترمیناتور» تعمیم نمی‌دهد. این چندگانه‌ها توسط «جورج لوکاس»، «استیون اسپیلبرگ» و «جیمز کامرون» ساخته شدند، کارگردانانی که به نظر می‌رسد از نگاه اسکورسیزی در جایگاه والاتری نسبت به سازندگان عناوین مارول قرار دارند.

او در ادامه می‌نویسد: «این فیلم‌ها دنباله‌‌ نام دارند اما در حقیقت بازسازی‌اند، و همه چیز در آن‌ها مجاز است زیرا راه دیگری وجود ندارد. این ذات چندگانه‌های مدرن است: بازاریابی شده، روی مخاطب آزموده شده، بازبینی شده، اصلاح شده، دوباره بازبینی شده و دوباره اصلاح شده تا اینکه آماده‌ی مصرف گشته‌اند. به عبارت دیگر می‌توان گفت آن‌ها چیزهایی‌اند که فیلم‌های «پل توماس اندرسون»، «کلر دنی»، «اسپایک جونز»، «آری استر»، «کاترین بیگلو» و یا «وز اندرسون» نیستند. وقتی فیلمی از این فیلمسازان را تماشا می‌کنم، می‌دانم که چیزی به کلی تازه را خواهم دید و تجاربی غیرمنتظره و شاید حتی غیرقابل وصف خواهم داشت.»

«بنابراین ممکن است بپرسید، مشکل من چیست؟ چرا فیلم‌های ابرقهرمانی و چندگانه‌ها را به حال خود رها نمی‌کنم؟ علتش ساده است. در بسیاری از نقاط این کشور و سایر نقاط جهان، اگر قصد دیدن فیلمی روی پرده را داشته باشید چندگانه‌ها انتخاب اول شما خواهند بود. دوران خطرناکی است برای تجربه‌ی فیلم دیدن در سالن سینما، در حالی که تعداد سالن‌های مستقل کمتر از همیشه است. معادله به هم خورده و شبکه‌های استریمینگ تبدیل به سیستم ارائه‌ی محتوای اصلی شده‌اند. با این حال، هنوز حتی یک فیلمساز را نمی‌شناسم که نخواهد فیلمش را برای پرده‌های بزرگ سینما طراحی کند، تا مخاطبین در سالن نمایش آن را ببینند.»

«من هم یکی از این فیلمسازان هستم، و به عنوان کسی صحبت می‌کنم که به تازگی فیلمی برای نت‌فلیکس ساخته. همین شبکه، و تنها همین شبکه باعث شد «ایرلندی» ساخته شود و من تا ابد قدردان آن‌ها خواهم بود. فیلم‌ها باید مدت معینی روی پرده باشند و این اشکالی ندارد. آیا تمایل دارم که فیلم من در سالن‌های سینمای بیشتری در به مدت طولانی‌تر اکران شود؟ البته که تمایل دارم. اما مهم نیست فیلم شما به همکاری چه استودیویی به تولید رسیده، مسئله این است که سالن‌ها پر از چندگانه شده‌‌اند.»

«همان‌گونه که همه می‌دانیم، در ۲۰ سال گذشته صنعت سینما از تمامی جهات تغییر یافته اما مهمترین تغییر در خفا و شبانه روی داده است: حذف تدریجی اما مداوم خطرپذیری. بسیاری از فیلم‌های امروز محصولات بی‌نقصی‌اند برای مصرف فوری. بسیاری از آن‌ها به دست افرادی و گروه‌هایی بااستعداد ساخته شده‌اند. اما همگی فاقد چیزی هستند که برای سینما اساسی است: هنر یک فرد هنرمند. طبیعتاً به این علت که فرد هنرمند خطرناک‌ترین فاکتور شناخته می‌شود.»

«قطعاً نمی‌خواهم تأکید کنم که فیلم‌ها باید یک فرم هنری کم‌خرج باشند، یا اینکه پیش‌تر بوده‌اند. وقتی سیستم استودیویی هالیوود هنوز از بین نرفته بود، تنش میان هنرمندان و افرادی که صنعت را اداره می‌کردند شدید بود، اما تنشی مفیدی که حاصل آن بهترین فیلم‌های تاریخ سینما شد – به بیان «باب دیلن»، بهترین‌شان «قهرمانانه و هنرمندانه» بودند.»

اسکورسیزی که به زودی جایزه‌ای افتخاری از طرف مؤسسه‌ی فیلم آمریکا (AFI) دریافت می‌کند، در پایان، هرچند در لفافه، فیلم‌های استودیوی مارول را دشمن سینما و تهدیدی برای فرم هنری می‌داند: «امروز این تنش از بین رفته و کسانی در صنعت وجود دارند که نسبت به هنر بی‌تفاوت‌ و نسبت به تاریخ سینما رفتاری تحقیرآمیز و تملک‌جویانه دارند – ترکیبی مرگبار. در شرایط فعلی، متأسفانه دو میدان جداگانه وجود دارد: یک طرف سرگرمی سمعی-بصری وجود دارد و یک طرف سینما. هنوز گاهی یکدیگر را هم‌پوشانی می‌کنند، اما این اتفاق بسیار نادر است. از این می‌ترسم که سلطه‌ی تجاری یکی موجب تحقیر و سنجش ارزش دیگری شود. خطاب به کسانی که رؤیای فیلمسازی در سر دارند یا به تازگی وارد این حرفه شده‌اند، باید بگویم که در شرایط فعلی با هنر ظالمانه و نامهربانانه رفتار می‌شود. حتی نوشتن این واژه‌ها مرا از اندوهی هولناک سرشار می‌کند.»