«آنتونی هاپکینز» و «جرمی استرانگ» به فیلم Armageddon Time «جیمز گری» پیوستند
«آنتونی هاپکینز» و «جرمی استرانگ» به فیلم «عصر آرماگدون» (Armageddon Time) فکوس فیوچرز به نویسندگی و کارگردانی «جیمز گری» ملحق شدند. پیشتر گزارش شده بود که «آن هاتاوی»، بازیگران تازهوارد «بنکس رپتا»، «جیلین وب» و «رایان سل» به این فیلم ملحق شدهاند. فیلمبرداری «عصر آرماگدون» در نیویورک آغاز شده است.
هاپکینز اخیراً با فیلم «پدر» (The Father) سونی برنده اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اول شده در حالی که استرانگ برای بازی در «وراثت» (Succession) اچبیاو یک جایزه امی را به خانه برده است. فصل سوم این سریال ۱۷ اکتبر پخش خواهد شد.
داستان فیلم از تجارب شخصی گری در پیشدانشگاهی کیو-فارست در کوئینز نیویورک الهام گرفته شده است. «فرد ترامپ» پدر «دونالد ترامپ» از اعضای هیأت مدیره آموزشگاه در آن زمان بود و «دونالد ترامپ» دانشآموخته آن.
گری تابستان گذشته در مصاحبه با «رودریگو تیشیرا» از طریق اینستاگرام فاش کرده بود که لحن «عصر آرماگدون» برخلاف عنوان فیلم گرمتر است و به فیلمهای «فدریکو فلینی» و «فرانسوا تروفو» شباهت دارد. او در رویداد «مؤسسه فیلم دوحه» (Qumra) فاش کرد که بلانشت قرار است در این فیلم نقش یکی از خویشاوندان «دونالد ترامپ» را بازی کند.
این کارگردان گفته بود: «کیت بلانشت قرار است نقش خواهر دونالد ترامپ را بازی کند و این عجیبترین جملهای است که در عمرم به زبان آوردهام. او تنها سه روز در فیلمبرداری حاضر خواهد و برای پذیرش نقش به من لطف کرد. باید یک سخنرانی بسیار طولانی داشته باشد، با این صحنه فیلم را از آن خود میکند. سعی کردهام این سخنرانی واقعی را تا جایی که حافظهام یاری میکرد بازآفرینی کنم.»
گری در زمان اضافه شدن هاتاوی به فیلم گفته بود: «هر فیلمی که میسازید متفاوت است، اما من سعی دارم کار انجام دهم که خلاف فیلم، تلخ، غریبانه، و عظیمی باشد که به تازگی کارگردانی کردهام. مشتاقم فیلمی بسازم که در مورد مردم باشد، در مورد عواطف و روابط میان انسانها، و میخواهم پر از مهربانی و لطافت باشد. از جهاتی، بله در مورد دوران کودکی من است، اما در واقع تمثیلی است از عشق خانوادگی در تمامی سطوح. من اعتقاد دارم که اغلب انسانها تمام تلاششان را میکنند و در شرایط سخت کوتاه نمیآیند و این زیباست و به نظر من تکاندهنده.»
فیلمساز در ادامه توضیح داد: «اتفاقی که برای من افتاد، اگر بسیار ساده بخواهم بگویم، این بود که در حدود ۱۱ سالگی به دردسر بزرگی افتادم، هرچند پسرها در فیلم ۱۲ سالهاند، و داستان در مورد انتقال من از مدارس عمومی به خصوصی است و دنیای برخورداران. این فیلم در مورد معنای این انتقال است و اینکه چقدر خوشبخت بودهام، و اینکه دوستم چقدر تیرهبخت و در مورد ایجاد این شکاف از نگاه من و او.»
گری اظهارات قبلی خود در مورد داستان «عصر آرماگدون» را بسط میدهد و از تجارب شخصی خود میگوید: «یک نوع مموار ساده است در مورد زمانی که در پاییز سال ۱۹۸۰ دوازده ساله بودم و در مورد بهترین دوستم و رابطهام با او و وقتی که از مدرسهی عمومی به مدرسهی خصوصی رفتم. و اینکه چگونه رابطهام با او در این انتقال از بین رفت. بنابراین داستانی خانوادگی است، اما به طریقی، داستانی عاشقانه است میان من و دوست خوبم که پس از تغییر مدرسه هرگز او را ندیدم. هدف این است که فیلمی بسازیم در مورد اینکه چگونه طبقهی اجتماعی و تبعیض نژادی میان ما جدایی انداخته، زیرا دوست من سیاهپوست بود.»