سعید روستایی در کن از علت «تلخی» فیلمهایش گفت: وقتی شیرینی نمیبینم چه بسازم؟
«سعید روستایی» به همراه دیگر عوامل فیلم «زن و بچه» (Woman and Child) در جشنواره کن با ژورنالیستهای بینالمللی به گفتوگو نشستند. این جلسه یک روز پس از اکران فیلم در هفتاد و هشتمین دوره فستیوال و ۱۰ دقیقه تشویق ایستاده آن برگزار شد.
داستان این درام خانوادگی درباره انتقام و بخشش است و پرستاری بیوه با بازی «پریناز ایزدیار» را دنبال میکند که با پسر سرکش خود در کشمکش است. تنش میان این دو در مراسم نامزدی پرستار با دوست پسر جدیدش به اوج میرسد اما وقتی حادثهای تراژیک رخ میدهد، زن با حس خیانت روبرو میشود و عدالت را جستوجو میکند. «پیمان معادی» و «فرشته صدرعرفایی» دیگر بازیگران این فیلم خواهند بود.
روستایی در ابتدای کنفرانس عنوان فیلم «زن و بچه» را توضیح داد: «واقعیت این است که اگر در اوایل فیلمنامهنویسی، وقتی در مرحله طرح و ایده هستید، اگر اسم فیلم انتخاب نشود، در آینده انتخاب سخت میشود. مردها در ایران به خانواده میگویند «زن و بچه.» میخواستم این اصطلاح را زیر سؤال ببرم. و «زن و بچه» به «زن» و «بچه» تبدیل شود. یعنی زن و بچه جایگاه خودشان را داشته باشند و از این حالت مردانه بیرون بیاید.»
فیلمساز در ادامه میگوید شخصیت «مهرناز» با بازی ایزدیار «مستقلترین» زن فیلمهای اوست: «من سه فیلم با محوریت زنان ساختهام. در فیلمهای «ابد و یک روز» و «برادران لیلا» زنان هنوز وابستگیهایی به مردان دارند و هنوز برای بهتر کردن وضعیت زندگی هنوز به کمک آنها احتیاج دارند. ولی این وابستگی در این فیلم به صفر میرسد و این آدم به تنهایی تصمیم میگیرد، به تنهایی انجام میدهد، به تنهایی انتقام میگیرد و به تنهایی میبخشد. فکر میکنم مستقلترین زنی است که تا به حال نوشتهام و ساختهام. آنچه در فیلم دیده میشود ماحصل چیزی است که اجتماع به من میدهد. از ذهنیت خودم بیرون نکشیدهام. اگر یک زن مستقل به تصویر میکشم به خاطر این است که هر روز بیشتر از دیروز این تصویر را از زنان میبینم.»
ایزدیار در بخش دیگری از کنفرانس میگوید برای عوامل این فیلم شش ماه تمرین کردهاند: «به خاطر اینکه نقش از من دور بود. سعید نگران جوان بودن من بود. هنوز مادر نشدهام. بنابراین با تمرینات خیلی زیاد به این نقش رسیدیم. اما پس از گذشت یک ماه از فیلمبرداری احساس کردم که به نقش نزدیک شدهام. در چهره من این اتفاق افتاد. در صدای من، در بدن من.»
روستایی در ادامه به این پرسش پاسخ میدهد که چرا طبقه شخصیتهایش در فیلم از «زیر فقر» در حال بالا رفتن است: «واقعیت این است که من یک سری طرح و قصه دارم و همیشه میدانم که فیلم بعدیام چیست و میخواهم یکی از آن قصهها را انتخاب کنم. این دفعه قصهای را انتخاب کردم و کمی بعد متوجه شدم که قصه دیگری در ناخودآگاه من وجود دارد و باید به سراغ آن بروم. اینکه داستان در چه طبقهای میگذرد اولویت من نیست. مهمتر از هر چیزی برای من قصه است. اینکه قصه خوبی تعریف کنم که سینما باشد و مردم با آن ارتباط برقرار کنند و در نهایت فیلم خوبی باشد..»
او درباره اینکه آیا در فیلم جدید مرتکب «خود-سانسوری» شده یا نه میگوید: «نمیدانم. اما در ایران زندگی میکنم. سی و پنج سال در ایران زندگی کردهام و با این سینما آشنا هستم. من ادامه مسیر فیلمسازی چهل-پنجاه سال اخیر سینمای ایرانم. خودم را دنبالهرو خیلی از سینماگران ایرانی میدانم که نتیجهاش فیلمسازی من و امثال من شده.»
روستایی سپس حاضر نمیشود به پرسش ژورنالیستی که شخصیت کودک فیلم را «جنایتکار» میداند پاسخ دهد: «خیلی ممنون که گفتید.»
کارگردان فیلم لحظاتی بعد از «تلخی» فیلمهایش میگوید: «از کوزه همان برون تراود که در اوست. اگر جامعه شیرین باشد من هم فیلم شیرین میسازم. وقتی شیرینی نمیبینم چه بسازم؟»
روستایی در پاسخ به پرسش دیگری در مورد تأثیر حکم ممنوعالکاری و حبس میگوید: «وقتی درگیر زندان و دادگاه و بازجویی میشوید، فقط سینمای شما تحت تأثیر قرار نمیگیرد. تمام زندگی شما تحت تأثیر قرار میگیرد. تمام خانواده، دوستان و اطرافیان. همهچیز از حالت عادی خارج میشود و فشار روانی زیادی دارد. شاید خودت بتوانی تحمل کنی، ولی وقتی میبینی پدر و مادر پیرت نمیتوانند تحمل کنند بیشتر اذیت میشوی. اینکه همه نگرانت باشند بیشتر آدم را اذیت میکند.»