تمجید مارتین اسکورسیزی از فیلم TAR تاد فیلد: یک بندبازی واقعی با میزانسی استادانه
اسکورسیزی در مراسم اهدای جوایز «حلقه منتقدین فیلم نیویورک» از فیلم «تار» ستایش کرده است.
«مارتین اسکورسیزی» چهارشنبه شب این هفته در مراسم اهدای جوایز «حلقه منتقدین نیویورک» از فیلم «تار» (TAR) که جوایز بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن برای «کیت بلانشت» را دریافت کرد ستایش کرده است. این فیلم به کارگردانی «تاد فیلد» در مورد رهبر ارکستر معروف، یکی از مدعیان اسکار است.
بلانشت نیز هنگام دریافت جایزه از فیلد ستایش کرد و او را «نوآورترین همکاری که به عمرم دیدهام» و «کارگردانی بینظیر» نامید. او اضافه میکند که فیلد «از آن نوع کارگردانانی است که با او به کوهنوردی میروید، و به شما هشدار میدهد که تقریباً به یقین با یک خرس برخورد خواهید کرد، و این احتمال وجود دارد که قطع عضو شوید یا بخشی از صورتتان از بین برود، و شما هیجانزده میشوید. خرس؟ بهتر از این نمیشود!»
در ادامه مراسم، اسکورسیزی حضور کوتاهی داشت تا از فیلم «تار» تمجید کند. این فیلمساز کهنهکار که ماه گذشته حساسیت روی فروش فیلمها را «توهینآمیز» خوانده بود، به ستایش از فیلمی پرداخت که تاکنون فقط ۵.۶ میلیون دلار بلیتفروشی کرده است.
اسکورسیزی میگوید: «بسیاری از ما، از مدتها قبل فیلمهایی میدیدیم که اجازه میدادند بدانیم به چه سمت و سویی میروند. منظورم این است که دست ما را میگرفتند و میبردند و حتی اگر گاهی آزاردهنده بودند، به شکلی ما را در این راه تسلی میدادند که در پایان همهچیز روبهراه خواهد شد. حالا موذیانه است، چرا که فرد میتواند درونش به آرامش برسد و در نهایت به آن عادت کند. باعث میشود آن دسته از ما که در گذشته سینما را تجربه کردهایم از آینده فرم هنر ناامید شویم، بهویژه برای نسلهای جوانتر.»
اسکورسیزی ادامه میدهد: «اما در روزهای تلخ چنین است. وقتی فیلم «تار» تاد را تجربه کردم، ابرها کنار رفتند. تاد، کاری که کردهای، این است که جنس فیلم تو این اجازه را نمیدهد. همه جنبههای سینمایی و تصویربرداری که استفاده کردهای، گواهی میدهند. تغییر در لوکیشنها، برای مثال، تغییر در لوکیشنها به تنهایی اثری دارد که سینما به بهترین شکل انجام میدهد، یعنی تقلیل زمان و مکان به آنچه هستند، یعنی هیچ.»
اسکورسیزی اضافه میکند: «باعث شدهای ما در ذهن این زن هستی پیدا کنیم. فقط به واسطه درک او تجربه میکنیم. دنیا یعنی او. زمان، ترتیب وقوع حوادث و مکان، تبدیل میشود به آن موسیقی که او با آن زندگی میکند. و ما نمیدانیم که فیلم به چه سمتی میرود. فقط شخصیت را در مسیری عجیب و پرآشوب به سوی مقصدی حتی عجیبتر دنبال میکنیم. تاد، کاری که تو کردهای یک بند-بازی واقعی است، زیرا همه اینها از طریق یک میزانسن استادانه منتقل میشود، به شکل زوایایی کنترلشده، دقیق، خطرناک و غیرمنتظره که از نظر هندسی درون نسبت طول و عرض و قاببندی شگفتانگیز ۲:۳:۵ به شکلی جا گرفته.»
اسکورسیزی در پایان میگوید: «محدودیتهای قاببندی به تنهایی، و لانگ شاتهای سنجیده همگی بازتاب معماری خشن روح این زن است – روح «تار».»