نقد فیلم In Front of Your Face: میان پژواکها و تداعیها
داستان «در مقابل صورت تو» (In Front of Your Face) تازهترین فیلم هونگ سانگ-سو روایت بازیگر سرشناس دههی ۹۰ است که در ایالات متحده زندگی میکند اما برای دیدار با خواهرش و رجعت به گذشتهی مبهمش و البته برنامهای برای ملاقات با یک کارگردان مشهور کرهای، به سئول بازگشته است و در خانهی خواهرش جونگوک مانده است، خواهری که به زودی متوجه میشود خیلی خوب او را نمیشناسد. در این میان پس از اینکه او در حالت مستی، دردناکترین راز خود را، رازی که حتی برای خواهرش هم اعتراف نکرده است؛ با یک غریبه مطرح میکند، جهان سادهی سانگ-سو پیچیده و دردناک میشود و جریانات دیگری رقم میخورد. اخبار سینمای جهان را از ۳۰نما دنبال کنید.
زمانی یک منتقد فرانسوی دربارهی سانگ-سو مطرح ساخته بود که: «فیلمهای هونگ-سانگ-سو هم بسیار ساده و هم بسیار پیچیده هستند». این جملهی تاثیرگذار بیشک در مورد آخرین اثر این کارگردان هم، صدق میکند. برخوردهای پیش پا افتاده، دیالوگهای عجیب و غریب، سکوتهای فراوان، صدای طبیعت، بررسی کارهای روتین، طی کردن روزمرگی و به تبع سنگینی رنج و درد، تنهایی، بیماری، حس غریبگی و الخ... بخش زیادی از این فیلم را شکل میدهند. اما با این حال باید گفت در روند تکاملی سانگ-سو گویی آنچه مشخص است این است که او در حال آزمایش محدودیتهای زمانی است و میخواهد ببیند تا چه حد میتواند داستان را به عقب برگرداند و در عین حال مجموعهی پیچیدهای از پژواکها و نکات مدنظرش را ارائه کند.
روز سانگوک با مونولوگهایش که همچون قطعاتی کوتاه و جواهر مانند هستند، شروع میشود. در همان سکانسهای افتتاحیه، با توجه به این کلمات و نشانههای دیگر، حدس میزنیم که چرا حواس او اینقدر پرت و نفوذپذیر شده، هرچند که بعدا خودش این را در قالب کلمات بیان میکند. فیلمساز بازگشت سانگوک را با معمولیترین و در دسترسترین رویدادها و خرده روایات رقم میزند. فیالمثل برای صبحانه با خواهرش جونگوک به یک کافه محلی میرود، سیگاری مخفیانه در زیر پل کنار رودخانهای میکشد، هدیهای از برادرزادهاش دریافت میکند، از خانهی قدیمیشان بازدید میکند که در دوران کودکی در آن زندگی میکرد؛ خانهای که اکنون به یک مزون لباس تبدیل شده است، و نهایتا به یک جلسهی ناهار به تعویق افتاده با یک کارگردان میرود.
و یا صحنهی نوشیدن بین سانگوک و کارگردان نمونهای از جزئیات تغییر یافتهای است که فضایی کاملا متفاوت را نشان میدهد. جایی با خوراک و نوشیدنی چینی، جایی که معمولا بازیهای محاورهای و قماربازیهایی دربارهی حافظه و به خاطر سپردن و معاشقههای حیلهگرانه مطرح و به راحتی پس گرفته میشود؛ اینجا یک خواستگاری تقریبا آشکار در زیر مبادلات سطحی اتفاق میافتد.
هنگام بحث در مورد فیلمهای سانگ-سو، بیشک تفکیک فضایل مستقل اثر مورد بحث، از لذتهای چندگانهی حاصل از نقد مقایسه و تقابل فیلم بهعنوان قطعهای از یک کل بزرگتر، دشوار است. با توجه به اینکه سانگ-سو به عنوان نویسنده، کارگردان، تدوینگر، آهنگساز و فیلمبردار همهی کلاههای موجود را بر سر میگذارد و به طور فزایندهای این عمل را انجام میدهد، میدانیم که هیچچیز در اینجا تصادفی نیست. بسیاری از فیلمهای اخیر سانگ-سو تکرنگ بودهاند، یا به طور تعمدی دارای پالت سفیدرنگ. اما «در مقابل صورت تو» دارای رنگهای زنده است: چمن سبز، آسمان آبی، لباس قرمز، چتر آبی روشن که مانند خندههای نشاطآور سانگوک بیرون میآید و الخ.این مجموعهای از عناصر سانگ-سو است که از یک نقطهی متحرک مشاهده میشود، و برای یک ثانیه، به طور گذرا در یک ترکیب عاشقانهی دردناک ادغام میشود و سپس دوباره از هم جدا میشود، روش هوشمندانهای که این فیلمساز در بیشتر آثارش انجام میدهد. با اینکه میتوان گفت این یک مشاهدهی مالیخولیایی است، اما نهایتا فیلم سانگ-سو و ستارهی درخشان او برای مالیخولیا ساخته نشدهاند و در عوض آنها میخندند به پوچ بودن امید به قصر آرزوهایی که در هوا ساختهاند.
در نهایت میتوان گفت به زبان ساده، هونگ-سانگ-سو چنان رمز و راز آرامی را در یک درام انسانی به ظاهر ساده القا میکند که تا پایان آن شما را تحت تاثیر قرار میدهد. پتانسیل یکپارچهای برای یک ملودرام باشکوه در ساختار متعارف سه پرده فیلم، به ویژه در اوج وجود دارد. اما درمان و شفا حداقل است و در واقع، به همان اندازه فراموش شدنی بودن را طی میکند. حال و هوای عجیبی در روند فیلم وجود دارد و یک نوع برهنگی عواطف که از تمام زیباییشناسی حسی و عاشقانه تهی شده است. کاوش در روابط خانوادگی دور در خانوادههای از هم گسیخته برای بیننده صرف نظر از روابط آنها با خواهر و برادرشان آشناست. از بسیاری جهات، این یک فیلم عمیقاً لطیف دربارهی آخرین فلاشهای بلوغ میانسالی و پذیرش اجتناب ناپذیری مرگ است. مرگی که در اینجا با درگیریهای احساسی همراه نیست. بزرگ و دردناک به نظر میرسد اما چارهای جز پذیرش آن نیست. همانند بسیاری از فیلمهای دیگر این کارگردان، این فیلم نیز به شکل موثری، درون و برون کرهی جنوبی متمدن، مردمانش، شیوهی زندگی و طرز تفکراتشان را به ظرافت و زیبایی منتقل میکند و مخاطب را در جهان تکراری و یاسآلود، جهان پذیرشها و سازشها تا انتها همراه میسازد.
یاسمن اسمعیلزادگان