بدترین فیلم‌های ۲۰۱۸ به انتخاب هالیوود ریپورتر

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

فهرست هالیوود ریپورتر برای بدترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ شامل اثری در ستایش مافیا، درامی در مورد شورش‌های لس آنجلس، دو فیلم شکست خورده در گیشه از دو کارگردان بزرگ و چند عنوان دیگر می‌شود.

  ۱۰. سوسپیریا (Suspiria)

«لوکا گوادانینو» پس از تولید فیلم به شدت تحسین‌شده‌ی «مرا به نام خود بخوان» (Call Me By Your Name) انتظارات را از خود بسیار بالا برد، اما با بازسازی اثر «داریو آنجنتو» همه را ناامید کرد. در حالی که در نسخه‌ی اصلی فیلم در سال ۱۹۷۷ رنگ‌هایی بسیار تند و اصواتی ناهنجار به کار رفته بود، اثر گوادانینو هم از نظر لحن و هم رنگ خنثی بود و به جای‌ آنکه بهت‌آور باشد عجیب به نظر آمد و فاقد نگاه روشنفکرانه‌ای بود که در دل آثار ژانر وحشت نهفته است.

۹. چین‌خوردگی زمان (A Wrinkle In Time)

در «چین خوردگی زمان» تنها کورسویی از هنر ناب به چشم می‌خورد و پیچیدگی بیش از حد دست و پا اثر را بسته است. اقتباس پرخرج دیزنی از رمان فانتزی «مادلین لنگل» در مورد دختری که به ابعاد مختلف هستی سفر می‌کند تا پدرش را بازیابد، برای جلب نظر نوجوانان کار سختی داشت. فیلم جدید کارگردان زن سیاهپوست و بااستعداد آمریکایی که پیش از این فیلم «سلما» را ساخته، نه مجذوب می‌کند و نه می‌فریبد.

۸. ۷ روز در انتبه (Entebbe)

«دنیل برول» و «رزمند پایک» در این تریلر خسته‌کننده‌ی «خوزه پادیلا» نقش دو آلمانی طرفدار فلسطین را ایفا می‌کنند. فیلم حملات نیروهای اسرائیلی در سال ۱۹۷۶ برای آزادسازی ۱۰۲ گروگان در هواپیمای ربوده‌ شده‌ی ایر فرانس در تل‌آویو را به تصویر می‌کشد. یکی از خصوصیات خام‌دستانه‌ی فیلم استفاده‌ی مکرر از کراس-کاتینگ در صحنه‌های اکشن استراتژیک و رابطه‌ی رومانتیک میان سرباز اسرائیلی و نامزد رقصنده‌اش است. «من می‌جنگم تا تو برقصی» جمله‌ای است که این سرباز در یکی از صحنه‌ها به معشوقه‌اش می‌گوید.

۷. سلاطین (Kings)

«دنیز گامزه ارگوون» فیلمساز ترک-فرانسوی که فیلم «ماستنگ» او نامزد اسکار شد، در اولین فیلم انگلیسی زبان خود به خاطر پرداختن به مسائل نژادی در آمریکای امروز لایق توجه است اما «سلاطین» او اثر سرهم‌بندی‌شده‌ای است که لحنش قانع‌کننده نیست. فیلم برای برانگیختن احساسات روی شورش‌های سال ۱۹۹۲ لس آنجلس و شخصیتی با بازی «هالی بری» دست می‌گذارد و برای رها ساختن خود از مخمصه‌ی دراماتیک فیلم این کاراکتر را درگیر رابطه‌ی عاشقانه‌ی ناپخته‌ای می‌کند.

۶. فندق‌شکن و عوالم چهارگانه (The Nutcracker and the Four Realms)

تلاش دیزنی برای پیوند زدن داستان «ای.تی.ای هافمن» و باله‌ی همیشه محبوب چایکوفسکی با یک داستان فانتزی امروزی به آن کیک بزرگ و تزئین‌شده‌ای شبیه است که در ظاهر خوشمزه‌ است اما می‌تواند شما را سخت ناخوش کند. سازندگان آنقدر وقت صرف جلوه‌های بصری کرده‌اند که از داستان و شخصیت‌های فیلم غافل مانده‌اند.

۵. ونوم (Venom)

تنها لحظه‌ای که اقتباس بی‌اثر «روبن فلایشر» از مارول توجه شما را جلب می‌کند در دقیقه‌ی ۷۱ فیلم است، همان جا که چهره‌ی پریشان و عرق‌کرده‌ی «تام هاردی» بیننده را به این فکر فرو می‌برد که نقش «هاروی وانیستین» را باید روزی به این بازیگر بدهند. ارزش فیلم تنها همین است و بس. کسانی درگیر فیلم شده‌اند باید لحظه‌ای به شعار تبلیغاتی فیلم توجه کنند: «دنیا دیگر ابرقهرمان نمی‌خواهد.»

۴. خود زندگی (Life Itself)

لذت بردن از «خود زندگی» به این مسئله بستگی دارد که آستانه‌ی تحمل شما در دیدن زجر کشیدن انسان‌ها و در عین حال لبخند زدنشان تا کجاست. «دن فوگلمن» در تولید سریال پربیننده و اشکبار «ما همینیم» (This Is Us) با شخصیت‌های پیچیده تبحر نشان داد و توجه مردم و منتقدین را جلب کرد. اما دومین فیلم بلند او در مقام نویسنده و کارگردان پس از «دنی کالینز»، بازیگران صاحب سبک اثر را به مسیر روایی خودستایانه‌ای هدایت کرده است.

۳. پنجاه طیف آزادی (Fifty Shades Freed)

سومین و آخرین قسمت از یکی از بدترین چندگانه‌های چند دهه‌ی اخیر آنگونه که انتظار می‌رفت به پایان نرسید. فیلم از لحاظ درام، یا ملودرام، و یا حتی درام بی‌ارزش، به ندرت انتظارات را برآورده می‌کند درحالی که به شدت در تلاش است به بیننده چیزی را عرضه کند که برای دیدنش به سالن آمده یعنی سادومازوخیزم ملایم در اتاق خواب، دیدگاه‌های ارتجاعی در مورد عشق و ازدواج، مانی‌شات‌هایی از خودروهای اسپورت، جت‌های خصوصی و خانه‌های مجلل.

۲. رابین هود (Robin Hood)

فیلم احمقانه و ۱۷۵ میلیون دلاری «گای ریچی» از داستان «شاه آرتور» سال گذشته آنقدر فروش کرد (۱۴۹ میلون دلار در سراسر دنیا) که بعضی‌ها فکر کردند تسلیحات به روز شده و مسخره‌ی آن فیلم را می‌توان در داستان محبوب «رابین هود» به کار برد. اما نتیجه بسیار بدتر از آن چیزی بود که برای رابین، ماریان، سر گای گیزبورن، پدر تاک، داروغه‌ی ناتینگهام و البته «جیمی فاکس» تصور می‌شد. تمام کسانی که در این فیلم مشارکت داشته‌اند یک عذرخواهی به مردم بدهکارند.

۱. گاتی (Gotti)

بیشتر فیلم‌های مافیایی چه خوب و چه بد سعی دارند نشان دهند که قدرت با فساد همراه بوده و بهای اثبات وفاداری به این گروه جنایت‌کار بیش از حد بالاست. این مسائل در فیلم بیوگرافیکال «کوین کانلی» که برخی حتی می‌توانند آن را در ستایش مافیا تلقی کنند دیده نمی‌شود. مسئله تنها این نیست که فیلم جدید «جان تراولتا» افتضاح است، بلکه نویسندگی آن هم ضعیف بوده و عاری از کشمکش، گاهی مسخره و در باقی اوقات کند است. نکته‌ی جالبی که شاید برای اولین بار در این‌ ژانر دیده شد این بود که فیلم سعی می‌کند چهره‌ای مهربان و دوستدار خانواده از «جان گاتی» به نمایش بگذارد و فرزندش «جان گاتی جونیور» را قربانی آزار دولت نشان دهد.