رسالت اصلی نقدها، سایتها، جشنواره‌ها و ...

زمان مطالعه: ۵ دقیقه

برای هر کسی که فیلم دیدن را به عنوان سرگرمی انتخاب می‌کند(چون می‌خواهد از تماشای فیلمی که چند ساعت برای دیدن آن وقت صرف می‌کند، لذت ببرد) بزرگترین چالش شاید این باشد که چطور، فیلم‌های محبوب خود را پیدا کند. ما دوست داریم از تماشای فیلم لذت ببریم؛ فیلم، ذهن ما را به چالش بکشد؛ اطلاعات جدید ارائه کرده و دانش ما را نسبت به هر موضوعی افزایش دهد اما متاسفانه یا خوشبختانه، همیشه اوضاع بر وفق مراد نیست و چه بسا قضیه برعکس باشد. اما کدام مسیر، ما را به سمتی پیش می‌برد که سینمای خود را پیدا کنیم؟

اولین انگیزه‌­ای که باعث می‌شود فیلمی را برای تماشا انتخاب کنیم، تعریف و تمجید یکی از افرادی هست که می‌شناسیم. به این ترتیب که از فیلمی خوشش آمده و قسمت‌هایی از آن را بازگو می‌کند و اگر این قضیه همراه با هیجان و آب و تاب باشد، ترغیب می‌شویم که حتماً آن فیلم را تماشا کنیم. این روند به این شکل باقی نمی‌ماند و روز به روز، گسترده‌تر می‌شود به نحوی که بعد از دیدن چندین فیلم، دیگر به تایید یک نفر بسنده نکرده و دنبال جامعه آماری بزرگتر و معتبرتری می‌گردیم و در نهایت با سایت‌های مختلف ایرانی یا خارجی آشنا می‌شویم. بعضی از جشنواره‌ها برای ما مهم می‌شوند و ...

آیا واقعا نیاز هست که برای دیدن یک فیلم، حتما آنرا از فیلتری عبور دهیم؟ خُب، هر سال، هزاران فیلم و سریال در سطح جهان ساخته و اکران می‌شوند. با توجه به شرایط زندگی امروزی و درگیری‌های مختلف انسان خصوصاً در زمینه کسب و کار و درآمد، شاید ایده‌آل‌ترین حالت این باشد که هر فرد روزانه بتواند یک فیلم را ببیند(شاید بعضی‌ها وقت و حوصله بیشتری داشته و بیشتر از یک فیلم را بتوانند هر روز، در طول سال ببینند). اگر این روند در طول سال ادامه پیدا کند، این فرد در سال می‌تواند 365 فیلم را به صورت روتین مشاهده کند. اگر فیلم‌ها و سریال‌هایی که در سالهای گذشته ساخته شده است را نیز به آمار کلی اضافه کنیم، نتیجه‌ای که حاصل می‌شود این است که نمی‌توان این حجم از فیلم را مشاهده کرد. پس ظاهراً برای شروع، باید فیلتری باشد که تعداد این فیلم‌ها را کم کرده و در عین حال نزدیک به سلیقه مخاطب باشد. اینجاست که نقش اصلی سایتها و مجلات و ... پررنگتر می‌شود و ما را به سمتی سوق می‌دهند.

آیا هر فیلمی را باید دید؟ هر فیلمی ارزش یکبار دیدن را دارد. حتی در بدترین شرایط، تاثیر خود را روی مخاطب می‌گذارد چراکه ضعیفترین و بدترین فیلم‌ها، دیدگاه ما را نسبت به هنر سینما، وسیعتر و فراگیرتر می­‌کند. شما تا وقتی درون یک اتاق زندگی کنید، دنیای شما، به اندازه همان اتاق است ولی وقتی از آنجا بیرون بیایید، با دنیای بزرگتری روبرو می­‌شوید و به همان اندازه، طرز فکر و دغدغه­‌های شما، تغییر می­‌کند. و در ضمن، تا وقتی خوب و بد، کنار هم نباشند، فرق این دو مشخص نمی‌­شود و همه چیز شبیه هم و حالت یکنواخت پیدا می‌کند.

«این فیلم 5 تا اسکار گرفته!  تو سایت IMDB میانگین امتیازش 9ـه!  تو جشنواره کن، جایزه هیئت ژوری رو برده!  عجب تیزری داشت کُپ کردم بعد از دیدنش!  میانگین امتیاز منتقدهاش از 100 شده 96! و ...»

همه این ها، محرکی هستند که شما را به سمت تماشای فیلمی سوق می­‌دهند ولی باید بدانید که پس از مدتی، همه این موارد به شما کمک خواهند کرد تا سلیقه سینمایی خود را پیدا کرده و دیگر نیازی به آنها نداشته باشید. شما فیلمی را برای تماشا انتخاب خواهید کرد که نه اسکار برده و نه امتیاز خوبی دارد ولی از تماشای آن لذت خواهید برد. البته برای رسیدن به این نقطه هم باید زمان گذاشت و هم خود را محدود به یک جشنواره یا سایت یا نقد و ... نکرد و به دور از تعصب، در مقابل یافته‌های جدید، انعطاف­‌پذیر بود.

سلیقه هر فرد در تماشای فیلم هم متفاوت هست. برای یکی، داستان، مهم ترین پارامتر بوده و بر پایه همین، فیلم های خود را انتخاب می­‌کند، برای فردی دیگر بازیگری، فیلم برداری، جو و اتمسفر فیلم، ژانر و چیزهای دیگر نیز می­‌تواند در اولویت باشد و تاثیرپذیری بیشتر از موارد مورد علاقه خودش، داشته باشد. باید به این نکته اشاره کنم که همانطور که انسان، هر روز در تغییر و تحول است، سلیقه هر فرد نیز، ثابت و یکنواخت نمی­‌ماند و با دیدن، مطالعه کردن، تحقیق کردن و ... علاوه بر بالا بردن سطح اطلاعات، سلیقه و خواسته‌هایش نیز به طبع آن، تغییر کرده و به سطح دیگری منتقل می‌­شود. چه بسا فیلمی را تا دیروز می­‌پرستیدید، ولی مدتی بعد حتی حاضر نباشید یک بار دیگر به تماشای آن بپردازید.

تجربه شخصی من، این است که علاوه بر مواردی مثل سطح اطلاعات و دغدغه‌­های ذهنی و جهان­‌بینی، موارد دیگری مثل، سن، تیپ شخصیتی، فرهنگ، شرایط اجتماعی و اقتصادی، خواسته‌­های دوران کودکی، قدرت تخیل، جنسیت و میزان حوصله، تاثیر زیادی در سلیقه سینمایی و حتی نوع برداشت از فیلم دیده شده، دارد و آن را تحت الشعاع قرار می­‌دهد.

جاوید مجلل