نگاهی به فیلم Rings: بعد از تماشای آن بمیرید
|
|
| بار دیگر به تعریف وحشت ژاپنی باز گردیم. هیولاهای فرادنیایی ژاپنی ها را می توان به دو دسته ی یوکای و یوری تقسیم کرد. موجوداتی که جزو دسته ی یوکای شناخته می شوند به مانند گرگینه ها و خوناشام ها موجوداتی شبه حیوان هستند که در کامیک بوک های مختلف ژاپنی نیز می توان آن ها را مشاهده کرد اما قلب و شاخصه ی اصلی وحشت ژاپنی را دسته ی دوم موجودات که با لفظ یوری شناخته می شوند تشکیل می دهند. بنا بر افسانه های ژاپن، یوری ها، ارواحی هستند که در این دنیا باقیمانده اند زیرا یا کار ناتمامی دارند و یا اینکه در گیر داد وضعیت شدید احساسی جان خودشان را از دست دادند. یوری فقط یک هدف خاص دارد و اغلب نحس و کینه توز هستند. گفته شده, فردی که تبدیل به شبح(یوری) میشود هر چیز دیگری را در مورد زندگیاش فراموش میکند و فقط بر روی چیزی که آرامش او را بر هم زده است تمرکز میکند. تعداد زیادی از این داستانها وجود دارد که در آن روح از دنیای مردگان بازگشته تا از قاتل خویش انتقام بگیرد و یا غم اندوهی که آنها را وادار به خودکشی کرده است را نشان بدهند و یا این که به کسی که آرزوی آنها رو برآورده کند، پاداش بدهند. معنا و مفهموم اصلی که در پس یوری قرار گرفته است را با لفظ onnen (به فارسی: کینه، نفرت، بیزاری) بیان می کنند. باوری که در آن بعضی از احساسات به قدری قدرتمند هستند که نیروی آنها حتی از اعماق قبر هم بر روی دنیای زندگان تاثیر می گذارد. تقریباََ بیشتر داستان های ارواح چه قدیمی و چه معاصر از Onnen بهره می برند که نمونه ی چنین چیزی را می توانید به وضوح در داستان okiku، حلقه، کینه و ... مشاهده کنید. onnen معنا و مفهوم اصلی میباشد که در پشت yuurei قرار گرفته و همانطور هم که میبینیم همین موضوع باعث شده است که J-horror به طرز چشمگیری نسبت به فیلم های ترسناک غربی متفاوت جلوه کند. ژاپنی ها اغلب یوری را به شکل افرادی با لباس سفید که موهای مشکی و بلند دارند به تصویر می کشند. در اصل، یوری در تئاتر و نقاشی طوری به تصویر کشیده میشدند که ظاهرشان با افراد معمولی تفاوتی نمیکرد و تشخیص آنها کار سختی بود. اما در قرن 18 این نوع طراحی دچار تحول شد. از آن به بعد، پاهای ارواح حالت محو شدگی پیدا کرد، و اغلب طوری نشان داده می شدند که بازوانشان دراز است و دستهایی لنگان دارند.حال وقتی هالیوود به سراغ پرداخت به چنین مکتبی می رود که تقریباً هیچ شناختی از آن ندارد نتیجه اش فیلمی به اسم حلقه 3 می شود. هسته ی اصلی داستان حلقه این چنین است و درطی این سال ها برداشت های متفاوتی از نحوه ی روایت آن به عمل آمده است. پرداخت به مباحث ترس در نوع خود جزو دشوارترین چالش های سینمایی موجود به شمار می روند اما وقتی عنصر روانشناسی را نیز در زمینه ی آن قرار می دهید علاوه بر احساسات مخاطب نیاز به تاثیرگذاری برروی روان مخاطب احساس می شود که می توان حلقه ی یک را یکی از تاثیرگذارترین آثار این دسته بندی به حساب آورد. مکتب وحشت روانشناسانه یکی از زیرگونه های ادبیات، سینما و بازی های ویدئویی به شمار می رود که در آن مجموعه ای از ترس ها و بی ثباتی های احساسی و شخصیتی برای ایجاد تنش ها و شوک های ناگهانی و آشفتگی ها به کار می روند. در فیلم حلقه و نسخه ی ژاپنی آن تمام اجزای فیلم برگرفته از فلسفه های مختلف فکری ژاپنی در فیلم گنجانده شده اند. به طور مثال شخصی که ویدئو را تماشا می کند هفت روز بعد از آن دچار نفرین خواهد شد. درعوام مردم ژاپن در یک برحه ی زمانی نامعلوم عده ای برای ترساندن دیگران آن هارا تهدید به نشان دادن ویدئویی می کردند که بعد از مدتی آن هارا به جنون کامل خواهد کشاند. اما متاسفانه آن چه در سومین نسخه ی حلقه که با اسم Rings در تاریخ 3 فوریه 2017 اکران شده و تااین لحظه 28.5 میلیون دلار فروش داشته چنین چیزی را مشاهده نمی کنیم. فیلم در بسیاری از بخش ها خود را از ریشه اش جدا کرده و به نوعی سعی کارگردان بر ساخت عنوانی کاملاً جدید است و تمایلی به ادامه دادن عناوین قبلی در فیلم دیده نمی شود. فیلمی که شاید بتوان علت اصلی ناکامی اش را لغو و کنسلی های متعدد آن دانست.فیلمی که قرار بود در زمانی در 2016 اکرانش آغاز شود دچار چندین وقفه در تولید شد که همگان آن را فرصتی جهت بازنویسی و شرح و بسط دادن فیلم نامه آن می پنداشتند اما محصول نهایی را شاید بتوان ضعیف ترین حلقه ی سری به شمار آورد. شاید نقطه ضعف دیگر فیلم تهی بودن داستان برای ادامه دادن بیش از این باشد. کاری که حلقه با ژانر وحشت انجام داد سرمشق بسیاری از فیلم سازان و آثار پس از خود به شمار می رفت. |
![]() |
|
حلقه همانطور که گفته شد اقتباسی از کتابی به همین نام است ولی همانطور که پیداست دیگر جذابیت داستانی برای حلقه باقی نمانده است که بتوان آن را در چندفیلم دیگر نیز استفاده کرد. برخی آثار سینمایی نسخه ی اولیه شان به مراتب قوی تر و پخته تر از عناوین بعد از خود هستند. تقریباً بیست سال از حلقه ی 1 می گذرد اما داستانی که آن فیلم برای مخاطب تعریف می کند به مراتب از حلقه ی 3 تازه تر و غنی تر است. مدرنیزه کردن برخی آثار ساده و بی آلایشی چون حلقه اگر درجهت صحیح انجام نشود به شاکله ی اثر و خاطراتی که از آن به یادگار مانده ضربه های مهلکی وارد خواهند کرد. شخصیت سامارای حلقه ی یک به مراتب شخصیت کاریزمای بالاتر و بهتری را به تصویر می کشید. چیزی که Bonnide Morgan بازیگر این شخصیت در به تصویر کشیدن آن کاملاً عاجز مانده است. دیگر بازیگران فیلم نیز دچار سردرگمی و گنگ بودن با نقش خود شده اند. شاید مولفه ی اصلی موفقیت حلقه ی یک استفاده از تیم سازنده ای بود که همگی از فلسفه ی وجودی چیزی که می ساختند آگاه بودند. پرداخت به حواشی و عدم تمرکز صحیح کارگردان در آن چه قصد نشان دادنش را دارد همگی مزید برعلت شده اند که فیلم در رده ی آثار متوسط ژانر ترس قرار گیرد. شاید زرق و برق های موجود در فیلم را بتوان تنها باعث و بانی فروش خوب فیلم در هفته ی اول اکران آن دانست. مطمئناً تلاشی که فیلم از خود نشان می دهد هم چنان زیر سایه ی عملکرد نسخه ی ژاپنی و یک فیلم قرار می گیرد و برای حرف زدن با مخاطب دیگر نایی برای حلقه باقی نمانده است. خوش بینانه ترین حالت دنباله ی حلقه آن است که پرونده اش با همین سه گانه بسته شود و بیش از این حلقه را از یک فیلم ترسناک تبدیل به حقه ای برای فریب مخاطب نکنند. حلقه ای که امسال به تماشایش خواهید نشست یک اثر دیگر ژانر نیمه ترسناک است که تلاشش را کرده به اصالت خود پایبند باشد اما تلاش، نتیجه ی دل خواهی برای هواداران ژانر در پی نداشته است. اگر به چشم فیلم ترسناک به سراغ اثر می روید شاید به یمن داستان و پی بسیار محکمی که حلقه ی یک از خود به یادگار گذاشته، لحظاتی دچار هیجان و ترس موقتی شوید اما به دنبال حس ناب تماشای حلقه ی 1 در این نسخه نباشید، چرا که بی فایده خواهد بود. درنتیجه می توان این طور برداشت کرد که فیلم حتی به آن چیزی که می گوید نزدیک هم نشده و جامه ی عمل به جمله ی بعد از تماشای آن بمیرید نپوشانده است. |

