اولین تصاویر جیکوب الوردی، ریچارد گیر و اوما تورمن در فیلم Oh Canada شریدر
فیلم «آه کانادا» در برلیناله به دنبال پخشکننده است.
اولین تصاویر رسمی از فیلم «آه کانادا» (Oh Canada) به کارگردانی «پل شریدر» و بازی «جیکوب الوردی»، «ریچارد گیر» و «اوما تورمن» در جشنواره برلین و «بازار فیلم اروپا» رونمایی شد.
فیلم «آه، کانادا» که درباره آخرین روزهای عمر یک مستندساز به نام «لئونارد فایف» است بر اساس رمانی نوشته «راسل بنکس» ساخته شده و شباهتهایی به زندگی شریدر دارد. داستان کتاب مستندسازی ۸۰ ساله با بازی گبر را دنبال میکند که به سرطان مبتلا میشود. او یکی از هزاران سربازی است که در جوانی تصمیم میگیرد به کانادا برود تا برای جنگ به ویتنام اعزام نشود. الرودی نقش سالهای جوانی فیلمساز را بازی میکند و «کریستین فروسث» نقش همسر دوم او. «مایکل ایمپریولی» ستاره سریال «سوپرانوها» (The Sopranos) دیگر بازیگر این فیلم ۹۱ دقیقهای است.
شریدر از سال ۱۹۸۹ وقتی از «پریشانی» (Affliction) بنکس اقتباس کرد با این نویسنده در ارتباط است. بنکس ژانویه سال ۲۰۲۳ از دنیا رفت وقتی که شریدر بر روی فیلمنامه «آه کانادا» کار میکرد. او به «ورایتی» میگوید: «تقریباً تا روزهای آخر با او در ارتباط بودیم. وضعیت جسمانی من هم [پس از ابتلا به کووید-۱۹] بد بود.» او اضافه میکند: «همه ما با مسئله فانی بودن درگیر بودیم همانگونه که لئونارد در فیلم درگیر است. به جایی میرسید که فکر میکنید چند گلوله دیگر در تفنگ دارید.»
شریدر درباره شخصیت فایف میگوید: «فایف در حال مردن است و متوجه میشود تمام زندگیاش بر پایه دروغ بنا شده و سعی میکند پیش از مردن با خودش کنار بیاید.»
این کارگردان تأکید میکند که «آه کانادا» دنبالهای برای سهگانه او متشکل از «اولین اصلاح شده» (First Reformed)، «شمارنده کارت» (The Card Counter) و «استاد باغبان» (Master Gardener) نیست که داستانی درباره مردی میانسال و گوشهگیر روایت میکنند. او ضافه میکند که برای نقش فایف جوان «نمیتوانستیم بازیگری بهتر [از الوردی] پیدا کنیم.»
شریدر در بخش دیگری از مصاحبه با «ورایتی» میگوید پس از «آه کانادا» به سراغ مضامین دیگری خواهد رفت: «حالا فیلم خود درباره مواجهه با مرگ را ساختهام. آمادهام تا به سراغ مسائل دیگر بروم.»
«آه کانادا» ماه گذشته در نیویورک سیتی اکران شد و بازخوردهای مثبتی دریافت کرد. شریدر در مصاحبه با «لوموند» این فیلم را با اثر تحسینشده دیگرش «میشما» (Mishima) مقایسه میکند و میگوید: «اولین بار از زمان «میشما» است که یک فیلم معمایی ساختهام. یا ترکیبی از خاطرات پراکنده، قالبها و قطعات ناهمگن.»