جان مکتیرنان کارگردان Die Hard: استودیوها در مورد سنجابها و جادوگرها فیلم میسازند اما آدمهای واقعی نه
مکتیرنان میگوید به اندازه ۱۹ سالگیاش خشمگین است.
«جان مکتیرنان» که ژانر اکشن را با فیلمهای «جان سخت» (Die Hard) متحول کرد، با «فابریس دو ولس» فیلمساز بلژیکی به گفتوگویی پرشور نشسته است. از آخرین فیلم این فیلمساز یعنی «بیسیک» (Basic) دو دهه میگذرد اما فیلم ماقبل آخر او «رولربال» (Rollerball) بود که او را به جرم جاسوسی از «آنتونی پلیکانو» تهیهکننده فیلم به زندان انداخت. او در این مصاحبه میگوید ترجیح میدهد در مورد «رولربال» و حواشی آن حرفی نزد اما سراسر مصاحبه او درس فیلمسازی است.
این کارگردان در ابتدا به خاطر میآورد که چگونه «شب برای روز» (Day for Night) «فرانسو تروفو» را طی دو روز متوالی و تمامی سانسها در سالن سینما دیده است. او فیلمسازی را «ترکیبی از یک حرفه هنری و حرفهای مهندسی» میداند و میگوید و به همین علت است که «با ذهن من همخوانی دارد.»
مکتیرنان میگوید «حرکت دوربین فعال» را از «برناردو برتولوچی» آموخته است: «دوربین یک فرد است. راوی فعال داستانها» و از فیلم «خانهبهدوشان» (Nomads) این درس را گرفته است که برای تولید یک فیلم تجاری موفق «ایدهای کوچک» کافی نیست و باید از «محتوای بیشتری» برخوردار باشد.
این فیلمساز در ادامه میگوید پایان اصلی «غارتگر» (Predator) «خوشایند» نبوده و به یاد میآورد که در میانه فیلمبرداری قرارداد «آرنولد شوارتزنگر» به پایان میرسد. بازیگر میگوید «یک روز دیگر فیلمبرداری میکنم و به خانه میروم» اما صحنههای بسیاری زیادی از فیلم از جمله صحنه سفینه فضایی باقی مانده بوده است. مکتیرنان به تهیهکنندگان استودیو وعده میدهد که فیلمبرداری همه صحنهها را در همین یک روز باقی مانده به پایان میرساند.
مکتیرنان در پاسخ به این پرسش که آیا برای همه صحنههای آن روز استوریبورد طراحی کرده یا نه میگوید: «وقتی در «بنیاد فیلم آمریکا» (AFI) بودم یاد گرفتم که فیلم را با چشمان بسته بسازم. «یاد کادار» [کارگردان و فیلمنامهنویس اسلواک] استاد اصلی آنجا بود و یکی از حرفهایی که میزد این بود: «اگر میخواهید یک فیلمساز در سطح جهانی شوید، مثل این است که بخواهید یک نوازنده ویولن در سطح جهانی باشید. به نتخوانی نیازی ندارید. یک نوازنده ویولن در سطح جهانی صدها موسیقی در ذهن خود دارد.»
این کارگردان در مورد «جان سخت» میگوید: «فیلمنامه را سه مرتبه رد کردم. چون در مورد تروریستها بود. فیلمی جدی بود. یک فیلم جدی در مورد تروریستها. و سعی کردم به «جوئل [سیلور یکی از تهیهکنندگان] بگویم هیچکس هیچ خاطره خوشی از تروریسم ندارد. تروریسم جذاب نیست. چرا یک نفر باید پرستار بچه استخدام کند تا برود فیلمی در مورد تروریسم ببیند. تروریسم همه را ناراحت میکند چه طرفدارشان باشی چه از آنها بیزار. بنابراین اولین چیزی که گفتم این بود: «میتوانیم آنها را به سارق تبدیل کنیم؟» همه عاشق سارقاند. هرچه سارقان باهوشتر باشند همه فیلم جذابتر میشود.»
مکتیرنان ادامه میدهد: «مشکل این بود که بروس [ویلیس] یک شخصیت شوخ بود. همیشه با همهچیز شوخی میکرد اما خشم زیادی در زیر آن نهفته داشت. وقتی او را روی یک تلویزیون کوچک میدیدیم شوخ و جذاب به نظر میرسید اما وقتی روی پرده بزرگ تصویرش نقش میبست، میشد خشم او را دید. و او این را نمیپسندید. مخاطب من نمیپسندید. او را نمیپسندید و به همین علت سه فیلم با شکست مواجه شد در حالی که فیلمهای عظیمی بودند و هزینههای زیادی شده بود. بنابراین به مخاطب اجازه دادیم بداند که بروس از بروس متنفر است. بنابراین وقتی سعی میکرد با چیزی شوخی کند مثل عملی شجاعانه میشد. سعی میکرد بر دردش غلبه کند. پس هر بیاحترامی او عملی شجاعانه شد. برای شخص بازیگری که در مقابل دوربین بود نه شخصیتش در فیلم.»
فیلمساز میگوید تنها فیلم او که در مورد «یک ماجراجویی پسرانه» نبوده «توماس کرو» (Thomas Crow) است: «در همان ابتدا به استودیو گفتم که این فیلمنامه در مورد عشق میان دو فردی است که از یافتن عشق ناامید شدهاند.»
مکتیرنان در ادامه به یاد میآورد که استودیوی کلمبیا تمایل داشته فیلم «آخرین قهرمان اکشن» (Last Action Hero) را درست یک هفته پیش از «پارک ژوراسیک» اکران کند: «مضحک بود. اصرار داشتند که فیلم را با شعار «بزرگترین اکشن تاریخ» بفروشیم در حالی که فیلمنامهای که داشتند «سیندرلا» بود. و به آنها گفتم: «فیلمنامه شما سیندرلا است. چه میکنید؟»»
هیجان آمیخته با خشم فیلمساز وقتی به اوج میرسد که از او سؤال میشود چرا دیگر فیلم نمیسازد: «بیدلیل نیست که تمام فضای صنعت فیلمسازی از حدود سال ۲۰۰۰ دستخوش تغییر شد. استودیوهای فیلمسازی را با پول خریداری کردند. در سال ۲۰۰۰ همه استودیوهای فیلمسازی را به دست گرفتند. ساختن چه فیلمهایی برای آنها منطقی است. من قرار نیست فیلمی بسازم در مورد اینکه ثروتمندان چقدر باشکوهند. در مورد آدمهایی فیلم میسازند که وجود ندارند. یا فیلم انیمیشن میسازند در مورد... سنجابها یا پستانداران در حال انقراض یا ماستودونها و یا ببرهای چاقودندان. یا در مورد جادوگران فیلم میسازند. در مورد آدمهای واقعی فیلم نمیسازند چون خطرناکند.»
مکتیرنان فیلم بعدیاش را قرار بود پاییز گذشته در پاریس بسازد اما فیلمبرداری بار دیگر به تأخیر افتاده است. در این فیلم که داستان کشتار الیگارشها به دست یک گروه شورشی روایت میشود قرار است «لورنس فیشبورن» و «اوما تورمن» نقشآفرینی کنند. کارگردان ۷۲ ساله میگوید: «به نوشتن ادامه دادم و باور کردم که توانش را دارم و چند سال دیگر برایم باقی مانده. امروز مثل ۱۹ سالگی خشمگین هستم.»