آن هاتاوی پس از اکران Eileen در ساندنس: در ۱۶ سالگی میپرسیدند دختر خوبی هستی یا دختر بدی؟
هاتاوی از علت پذیرش فیلم «آیلین» با وجود فیلمنامه «چالشبرانگیز» آن میگوید.
«آن هاتاوی» در جشنواره ساندنس از فیلمنامه «چالشبرانگیز» فیلم «آیلین» (Eileen) گفت. این فیلم به کارگردانی «ویلیام الدروید» از رمانی به همین نام نوشته «آتوسا مشفق» اقتباس شده و هاتاوی «توماسین مککنزی» را مقابل خود داشته است.
هاتاوی به «ددلاین» میگوید: «در این فیلم بازی کردم چون هوادار ویل [الدروید] بودم. فیلم «لیدی مکبث» (Lady Macbeth) او [با بازی «فلورنس پیو»] را دیده بودم و احتمالاً مثل بسیاری فکر کردم که تازهترین اثری است که پس از مدتها نگاه کردهام. بنابراین وقتی فیلمنامه «آیلین» به دستم رسید تمایل داشتم که پاسخ مثبت بدهم.»
او در مورد فیلمنامه «آیلین» اضافه میکند: «فیلمنامه را در خوانش اول خیلی چالشبرانگیز یافتم. خیلی تلخ و خیلی طنزآمیز اما یک فیلمنامه دشوار. بسیار هوشمندانه است. در واقع به شکلی غیرمعمول هوشمندانه است، بنابراین لازم بود که آن را چند بار بخوانم تا شروع کنم به درک کردنش.»
پس از اکران «آیلین» برای اولین در ساندنس، هاتاوی روی صحنه حضور کوتاهی در یک جلسه پرسش و پاسخ داشت. این بازیگر برنده اسکار پس از آنکه گفت افتخار میکند در این فیلم با مککنزی، «شی ویگام»، «مارتین آیرلند» و «اوون تیگو» همکاری کرده، پیشاپیش به خاطر اینکه با بازگویی ماجرایی «تیترهایی آزاردهنده» را سبب میشود عذرخواهی کرد.
هاتاوی توضیح داد که چگونه با دیدن «لیدی مکبث» همکاری با الدروید را پذیرفته است: «به نظرم اثر فوقالعادهای آمد. مطالعهای بر روی پیچیدگی زن را دیدم که بسیار بسیار عمیق من را تحت تأثیر قرار داد، و احساس کردم ویل فیلمسازی است که میتوانم در بازگویی داستانهای پیچیده به او اعتماد کنم، بهویژه در مورد زنان.»
هاتاوی ادامه میدهد: «یکی از اولین پرسشهایی را به یاد آوردم که وقتی بازیگری را شروع کردم از من پرسیدند، یعنی وقتی مصاحبه میکردم معنای این بود که «آیا دختر خوبی هستی یا دختر بدی؟» ۱۶ ساله بودم، و من ۱۶ ساله میخواست به این فیلم واکنش نشان دهد. هرچند با خواندن فیلمنامه اطمینان نداشتم که امکانپذیر باشد، اما فکر میکنم بخشی از وجودم امیدوار بود که دقیقاً همین لحظه به وجود بیاید.»
«هالیوود ریپورتر» گزارش داده است که لحظاتی که فیلم چرخشی غیرمنتظره و پیچیده پیدا میکند، و صدای آه و ناله مخاطبین بلند میشود، «لحظهای» که هاتاوی از آن حرف میزند پدید آمده است.
«آیلین» داستانی در زمستان سال ۱۹۶۴ ماساچوست روایت میکند، وقتی که یک منشی جوان به نام آیلین در محل کارش زندان فریفته یک وکیل میشود. رابطه این دو با فاش شدن رازی در مورد ربکا چرخشی غیرمنتظره پیدا میکند.